علوم انساني بايد گفتمان تمدني را دنبال كند
به گزارش گروه سياسي «شبكه خبر دانشجو»معاون فرهنگي وزير علوم با اشاره به اين كه علوم انساني كشور فارغ از هر نگاه ارزشي يا مبتني بر تفكر خاص از ضعف هايي اساسي رنج ميبرد، كه آن را از حالت علم به مفهوم رايج آن خارج و ناتواناييهاي زيادي بر آن تحميل كرده است، گفت: اگر امروز بحث استخراج علوم انساني از مفاهيم بومي و ارزشي را هم كنار بگذاريم باز نميتوانيم ضعف مفرط علوم انساني در كشور را ناديده بگيريم.
دكتر محمد باقر خرمشاد با تأكيد بر اين كه ايران از حيث فرهنگ، تمدن و جغرافيا، غير غربي است، اظهار داشت: كليه كشورهاي غير غربي در مواجهه با علوم انساني كه منشا آن غربي و خاستگاه آن مبتني بر هژموني بر جهان است ، دچار مشكل شده اند.
وي افزود: علوم انساني مربوط به جهان غرب، مسأله انسان غربي را با غلبه رويكرد ماده گرايانه مورد بررسي قرار ميدهد و به مقدار قابل توجهي ميتواند از عهده پاسخگويي به مسايل آن جامعه بر آيد اما اين رويكرد معرفت شناختي، و روش شناختي مبتني بر انسان مادي در خارج از قلمر وغرب پاسخگو نيست، به خاطر همين است كه اين موضوع از دهه 60 ميلادي كشورهاي غير غربي را به اين فكر فرو برد كه در علوم انساني شان طرحي نو در افكنند.
خرمشاد گفت: انسان غربي در دهه 60 ميلادي انسان صنعتي يا فراصنعتي بود در نتيجه مسأله او هم مسأله انساني با مختصات و مقتصيات آن جامعه است اما انسان كشور غير غربي در چنين جامعهاي زندگي نمي كند بنابراين مسأله او نيز از جنس ديگري است.
معاون سابق فرهنگي وزير علوم با تأكيد براين كه تفكر هژموني غرب در بعد و زاويه علمي نيز تسري و تعميم يافته است، گفت: اين انديشه وقتي وارد جامعهاي غير غربي با مناسبات و ويژگيهايي متفاوت از بافت جامعه غرب ميشود آن جامعه را با بحران و پيچيدگي مواجه ميكند.
اين صاحبنظر حوزه مسايل فرهنگي در ادامه ضرورت بوميگرايي و بوميسازي در علوم انساني را متاثر از لزوم پاسخگويي به پرسشهاي جامعه دانست و گفت: نمود اين مسأله را به نوعي در تجربه جلال آل احمد ميتوان ديد ، او بعد از تجربه حزب توده و غوطه ورشدن از فضاي روشنگري ليبرال، به غربزدگي، در خدمت و خيانت روشنفكران و خسي در ميقات ميرسد، چرا كه او دنبال راه سومي از خلال غرب و شرقي براي پاسخگويي به مسايل خاص ايران است .
وي پيروزي انقلاب اسلامي را متكي به بنيادهاي بومي با درون مايه ديني خواند و گفت: پيروزي انقلاب اسلامي در حالي اتفاق افتاد كه ايران قبل و بعد از انقلاب دو عصر تمدني شكوفا را پشت سر گذاشته بود بنابراين طبيعي بود كه بن مايه هاي تفكر بوميگرايي در قالب انقلاب اسلامي تجلي پيدا كرد.
خرمشاد تصريح كرد: انديشه مبتني بر دين در انقلاب اسلامي داعيهدار اين بود كه پوزيتيويسم درمعرفت گرايي دچار كاستيهاي جدي است چرا كه صرفا نيمه مادي انسان را ميبيند در حالي كه انسان توأماً از معنا و ماده آفريده شده است، از طرف ديگر علوم انساني در غرب صرفاً از زوايه تجربه گرايي به انسان نگاه ميكند در حالي كه پيشينه ديني و بومي ما در اين زمينه جمع تجربهگرايي و غير تجربه گرايي است.
اين استاد دانشگاه با بيان اين كه لزوم بازنگري، بازسازي، احيا، ارتقا، تكامل و تعالي علوم انساني در طول 30 سال گذشته دائماً در كشور مطرح شده است، افزود: علوم انساني هم مثل بسياري از حوزههاي زيستي انسان در دنياي امروز زيرفشار هستي بزرگ و سنگين غرب دچار چالش شد اما آنچه اخيراً به تدريج اوج گرفته اين انتظار و اميد را ايجاد ميكند كه روند بوميسازي علوم انساني مبتني بر آموزه هاي انقلاب عملي شود.
دكتر محمد باقر خرمشاد در ادامه اتصال علوم انساني به پيشينه تمدني ايران و اسلام را به مفهوم منفك شدن كامل از دستاوردهاي بشري در اين زمينه ندانست و گفت: يكي از مهم ترين و بديهي ترين رفتارها در اصلاح علوم انساني كشور پذيرفتن اين واقعيت است كه ما در اين زمينهها دچار مشكل هستيم، چرا كه بدون پذيرش مشكلات نميتوان بر آنها فائق آمد.
وي با اشاره به اين كه حتي دريافت ريشههاي غربي در علوم انساني كشور به شكل كامل انجام نشده است، گفت : علوم انساني در دانشگاه هاي كشور زماني از درك و تحليل انقلاب اسلامي ايران عاجز ماند كه بيش از 4 دهه از فعاليت آن ميگذشت، در حالي كه اين پديده خصلتهاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي داشت و وقتي نويسندگان و نظريه پردازان غربي آن را تجزيه و تحليل ميكردند ترجمه آن بيشتر در كشور جا باز ميكرد.
معاون سابق وزير علوم با ضروري خواندن تعريف رسالت تمدني در علوم انساني كشور گفت: صاحبنظران حوزه علوم انساني بايد با غور و كنكاش در سابقه تمدن ايراني- اسلامي و با نگاهي به ضرورتها و نيازهاي امروز فرهنگ و جامعه كشور تمدن نوين ايراني - اسلامي را در مرزهاي اين دانش رقم بزنند.
خرمشاد پيش نيازهاي اين تحول در بنيادهاي علوم انساني را نگاه دوباره نخبگان و عالمان به حوزههاي مختلف اين علوم دانست و گفت: اگر ما ميخواهيم اتفاق تازه و مباركي در علوم انساني كشور بيفتد بايد پيش از هر چيز ديگري اين موضوع را بپذيريم كه علوم انساني اولاً در دايره دانش ميگنجد و نظير همه دانشهاي بشري نافع و سودمند و فقدان آن ضرر انگيز و صدمه زننده است ، از طرف ديگر بايد تحمل ، تن دادن به قواعد عقلاني و التزام به آزادانديشي و آزادي بيان در فرهنگ عمومي ما ترويج شود، چرا كه يافتههاي جديد و جراحي نظريههاي گذشته همواره ا زخلال آزادي انديشه و قلم بيرون ميآيد.
وي افزود : البته يكي از لوازم تحول در حوزه علوم انساني پرهيز همزمان از تنگ نظريها و افراط كاريها و پذيرفتن اين حقيقت مسلم است كه نوآوري در علوم انساني پروسهاي زمان مند و تدريجي است./انتهاي پيام/