باز هم خشونت طلب ها!
پاتوق شيشه اي: نويسنده وبلاگ «موج نگار» در آخرين پست وبلاگ خود با اشاره به آشوب طلبي هاي جريان دوم خرداد و به هم زدن نظم عمومي و سوء استفاده از هر فرصت ممکن توسط آنها مي نويسد:
پنج شنبه 30 مهر ماه، تشيع پيکر سه شهيد در مشهد برگزار شد... شهيد شوشتري، شهيد محمد زاده و شهيد شهد فروش...
تشيع با شکوهي بود و جمعيت زيادي آمده بودند. جايي براي پارک ماشين پيدا نمي شد. ابتدا فردي که من چون دير رسيدم نمي شناختم صحبت مي کرد، با اينکه آرام صحبت مي کرد اما تاثير گذار بود. بعضي ها صورتشان نمناک شده بود و برخي هم مي لرزيدند، آن طرف تر هم يکي روي زمين افتاد. من دور بودم اما فکر مي کنم شهيد شوشتري را صدا مي کرد.
بعد اينها نوبت به سخنراني آقاي علم الهدي رسيد. سخنان ايشان مثل هميشه طولاني بود، فکر مي کنم اينجا را با منبر نماز جمعه اشتباه گرفته بودند، به نظر من بهتر بود ملاحظه ي مستمعين که روي پا ايستاده بودند مي کردند. بگذريم...
بالاخره جمعيت شروع به حرکت کرد، به سمت حرم امام رضا و بعد از آن هم بهشت رضا...
اما قسمت مهمي که بيشتر به اين دليل نوشتم مربوط به شب قبل از تشيع پيکر هاست. چهارشنبه شب، شهيد شوشتري مهمان ما دانشجويان دانشگاه فردوسي بود... شايد هم ما مهمان او بوديم. آقاي دلبريان، خاطره گوي دفاع مقدس و سردار قاسمي هم در جمع ما بودند.
جلسه حال و هواي خاصي داشت، چراغ ها خاموش بود و هرکس در حال خود، گهگاهي صدايي از اين طرف و گاهي هم از آن طرف، صداي گريه ي بچه ها بود که گاهي بيشتر شبيه ضجه بود...
در آن جمع با خود فکر مي کردم که در اوضاع کنوني وظيفه ي ما در قبال خون اين عزيزان چيست؟ بعد از اين ابراز احساسات وظيفه ي ديگري نداريم؟ واقعا در عمل بايد چه کنيم؟!(جواب اين سوال با خودتان)
آن شب مطلبي بود که دلم را مي سوزاند، واقعا آتش مي گرفتم وقتي به اين فکر مي کردم... اينکه يک نفر بايد اينگونه خود را فداي وحدت و صلح کند و از دوست نماها برچسب "خشونت طلب" هديه بگيرد.
به او انگ "قاتل وحشي" بزنند و "ديکتاتور" بنامندش. اين منتهاي مظلوميت است که کسي خود را وقف ملتي بکند و نمک نشناسان با تهمت بدرقه اش کنند...
در اين حال تنها سخن "شهيد همت" بود که آرامم مي کرد:"زمان بازرگان ، به من برچسب چريک فدايي زدند . زمان بني صدر هم بر چسب منافق! هر قدمي که در راه خدا و بندگان مستضعف اوبرداشتيم، بر چسب بارانمان کردند . حالا روزي ده بر چسب دشت مي کنيم، اما عزيزان من! دل سرد مباشيد. حاشا که بچه بسيجي ، ميدان را خالي کند."
برادر و خواهر بسيجي، استوار باش، اندوهگين مباش که توهين و فحاشي و برچسب زدن کار هميشگي دشمنانمان بوده و شادمان باش که در راه کساني همچون "همت" گام گذاشته اي. به خود ياس و نا اميدي راه مده و دلسرد نباش. ما همچون گذشتگان و فداييان راهمان خواهيم ايستاد و از هيچ مشکلي باکي نداريم. و بدان که پيروزي نهايي از آن حق است./انتهاي پيام/