اي سماع!
بعد از شهادت امام كاظم(ع)، يحيي بن بشار خدمت امام رضا(ع) رسيد تا درباره سخناني كه خود از حضرت كاظم شنيده بود، سوالهايي بپرسد.
پرسشهاي خود را يك يك به امام رضا(ع) عرضه داشت و پاسخ شنيد. در وسط اين گفتگو و در پاسخ به يكي از پرسشها، امام(ع) فرمود: آري اي سماع!
«سماع» يعني شنونده، لقبي بود كه «يحيي بن بشار» را در كودكي با آن صدا ميزدند و كسي جز بستگان نزديكش از اين قضيه خبر نداشت. يحيي خيلي شگفتزده شد و عرض كرد: فدايت شوم! به خدا قسم در دوران كودكي كه به مكتبخانه ميرفتم اين لقب را به من داده بودند.
عكسالعمل شگفتي يحيي، لبخند زيبايي بود كه بر لبهاي امام رضا(ع) نشست.(بحارالانوار، ج 49)
نكتهها
1- امام رضا(ع) و ديگر امامان معصوم(ع) هرگز در پي آن نبودند كه مردم را مبهوت مقامات علمي و معنوي خود كنند، بلكه اگر گاه از علم غيب خود جلوهاي را نمايان ميساختند براي آن بود كه مردم امام خود را بهتر بشناسند و تعاليم آن بزرگواران را با اطمينان بيشتري دريافت كنند. در ماجرايي كه خوانديد، يحيي بن بشار، پرسشهايي را از امام رضا(ع) پرسيد و امام نيز به وي پاسخ داد. امام رضا(ع)، يحيي را از نام كودكياش با خبر ميكند تا وي كمي از عمق علم امام آگاه شود و با اطمينان بيشتري جوابهاي امام را دريافت كند.
2- بسياري از احاديث معصومين(ع) در فضاي پرسش و پاسخ بيان شده است، به روشني ميتوان دانست كه جوابگويي به پرسشهاي مردم و حتي استقبال از سوالهاي آنان، سيره هميشگي آن بزرگان بوده است.
3- ظرافت امام رضا(ع) بسيار جالب است، زيرا امام در ميانه گفت و گو لقب سماع (شنونده) را در خطاب به يحيي به كار ميگيرد كه خود اين لقب، يحيي را به استماع دقيقتر فراميخواند و اوج علم امام را به وي گوشزد ميكند. در حقيقت امام رضا(ع)، در اين اقدام، با يك تير دو نشان زده است.