اي برادر نهروان در پيش روست ...
کد خبر:۴۵۹۹۳
يادداشت// دگرديسي خوارج از عصر علي(ع) تا «سيد علي»

اي برادر نهروان در پيش روست ...

مي گريم بر مولا علي(ع) که ناکثين جمل را بر گرده اش کشيد و طعم قاسطين صفين را چشيد و سنگيني هضم مارقين نهروان سينه اش را فشرد و بر «سيد علي» که اردوکشان جملي و فريبکاران ابوسفياني و نامردمان خوارجي را به تمام در تقابل با ولايت وديعه علوي يافت و سينه پر دردش را به عقده گشايي با مولا مهدي(عج) التيام بخشيد.

طاهره ناطقي - گروه انديشه؛

آنچه در بستردهمين دوره  انتخابات رياست جمهوري رخ داد، تاريخ را يک بار ديگر تکان داد و حوادث عصر علوي را دوباره زنده کرد؛ اين انتخابات تنها بستري براي رخ نمودن دوباره خوارج بود تا به بشريت اثبات کند خوارج دوران مظلوميت مولا علي (ع) همان طور که حضرتش فرمودند نسلي ممتد هستند که هر بار در جايي از تاريخ شاخه اي از آنان مي رويد. آنان سر از گور معلق تاريخ برآوردند و دو باره دست بر شمشير خيانت بردند و بر طبل تو خالي مسلمانيشان کوفتند.
 
خوارج در عصر علي (ع)

سياست شوم معاويه و عمرو عاص در جنگ صفين و «جريان حکميت» پيامدهاي تلخ و ناگواري به دنبال داشت؛ از آن جمله:

1- تسلط معاويه بر شامات و اطاعت فرمانداران وبخشداران آن نواحي از او

2- تجديد قواي ارتش رو به زوال معاويه وتضعيف روحيه مردم عراق و تهديد امنيت آنان با غارتگري ارتش معاويه

3- دور افتادن امام علي(ع) از پيروزي که در يک قد مي آن قرار داشت

4- ايجاد دو دستگي در سپاه  اميرالمومنين(ع) {گروهي که حکميت را پذيرفتند و تسليم آن شدند و عده اي که آنرا  کفر و گناه بر شمردند و امام (ع) را تهديد کردند که اگر توبه نکند از او اطاعت نکرده و همچون معاويه با او مبارزه خواهند کرد. اين گروه ريا کار همانان بودند که بعدها به «خوارج» مشهور شدند.

خوارج که ابتدا موافق جريان شوم حکميت بوده و براي پذيرش آن امام را تحت فشار قرار داده بودند در بازگشت امام به کوفه پس از نبرد نيمه کاره صفين، شهر کوفه را بعنوان مخالفان حکومت، ترک کرده و در جايي به اسم "نهروان" گرد آمدند.

تاريخ «مارقين»(خوارج) نشان مي دهد که آنها زير بار هيچ حکومتي نمي رفتند و هيچ حاکمي را به رسميت نمي شناختند و از نظر آنها حاکم عادل و پرهيز کاري همچون علي(ع) با جائر و ستمکاري همچون معاويه برابر بود.

کل گيري خوارج از دوران رسول خدا(ص) آغاز شده بود. در زمان رسول الله  گاه رفتارهايي از آنها ديده ميشد که روحيه عدم تسليم و پرخاشگري آنان را نشان مي داد.

پيامبر اکرم(ص) درباره آنان به اصحاب خود فرموده اند: «...آنها پيرواني خواهند داشت که در امر دين بيش از حد کنجکاوي خواهند کرد و همچون پرتاب تير از کمان از دين بيرون خواهند رفت.»

امام علي(ع)پس از پيمان حکميت تصميم گرفتند ميدان نبرد را ترک کنند و به کوفه بر گردند و در انتظار نتيجه داوري حکمين بنشينند اما در هنگام ورود به کوفه دوازده هزار نفر از سپاهيانش از ورود به کوفه خودداري کردند و به عنوان اعتراض به پذيرفتن حکميت روانه دهکده حروا(نهروان) شدند.

حکميتي که جريان ناجوانمرد خوارج آن را بها نه اي براي سرزنش امام(ع) کرده بودند قصه اي بود که خود آنها در روز بر نيزه کردن قرآن ها توسط مکر معاويه و عمرو عاص بر امام (ع)خوانده بودند و امام را براي پذيرش آن تحت فشار گذاشتند و حتي ايشان را تهديد به قتل کردند.

اما پس از مدت زمان کوتاهي به سبب کج فهمي و روحيه اعتراض و اشکال تراشي از عقيده خود دست برداشتند وآن را مايه کفر و معصيت بر شمردند و شرک و خروج از دين تلقي کردند و توبه کردند و از امام (ع)خواستند که او نيز توبه کند و از گناه ناكرده برگردد و پيش از اعلام نتيجه حکميت لشکر کشي کند و جنگ با معاويه را از سر گيرد.

امام (ع)به آنان فرمود : «گناهي در کار نبود بلکه يک نوع سستي در فکر و عمل بود که از ناحيه شما بر من تحميل شد و من همان موقع شما را متوجه کردم و از آن باز داشتم. اکنون که تعهد داده ايم و ميثاق بسته ايم از ما در خواست باز گشت مي کنيد....»

خوارج براي رسيدن به مقاصد پليد وتحقق نيات کج فهمانه خود دست به کارهايي مي زدند ازآن جمله:

1- انجام ملاقاتهاي خصوصي با امام تا بتوانند ايشان را به نقض پيمان وادار کنند.

2- سر پيچي از حضور در نماز جماعت

3- تکفير علي(ع) و همه آناني که خود را ملزم به رعايت پيمان صفين مي دانستند.

4- سر دادن شعارهاي تند و زننده در مسجد بر ضد علي(ع) {خوارج با حضور در مسجد و عدم شرکت در نماز جماعت امام(ع) مخالفت خود را اظهار مي داشتند و کرارا در مسجد و بيرون آن شعار «لا حکم الا للله» سر ميدادند و علي(ع) را مشرک مي خواندند.}

5- ترور شخصيتها و ايجاد نا امني در عراق

6- قيام مسلحانه و رو در رويي علني با حکومت امام(ع)

امير المومنين علي(ع) متقابلا اقداماتي براي خاموش کردن آتش فتنه انجام دادند:

1- روشن کردن موضع خود در باب حکميت و ذکر اين نکته که چيزي جز جبر و فشار او را وادار به امضاي آن نکرد.

2- پاسخگويي به همه ايرادها و اشکالات آنان در گفت و گوها و سخنرانيهاي رو شنگر انه

3- اعزام شخصيتهايي همچون "ابن عباس" براي هدايت و ارشاد آنان

4- دادن وعده و نويد به آنان که اگر سکوت پيشه کنند با ديگر مسلمانان تفاوتي نخواهند داشت به همين سبب سهم آنان را از بيت المال مي پرداختند و مستمري آنان را قطع نکردند.

5- تعقيب خوارج جنايتکاري که خون "عبدالله بن خباب" و همسر باردارش را ريختند.

6- مقابله با قيام مسلحانه آنان و قطع ريشه فساد

روش امام (ع) در برخورد با خوارج روش ملايمت و مدارا بود تا زماني که اقدام عملي خرابکارانه و تحرکات ضد امنيتي و فتنه گري آشکار انجام نداده بودند و خللي در زندگي جامعه آن روز وارد نکرده بودند با تقابل از سوي امام  مواجه نبودند.

اما پس از قتل فجيع  عبدالله بن خباب فرماندار امام علي(ع)در مدائن و همسر باردارش و برخي ترور هاي کور ديگر و اقداماتي از اين دست که منجر به ايجاد رعب و وحشت در توده مردم شد و امنيت آنان را به خطر انداخت به مبارزه با آنان پرداخته و قاطعانه در مقابل آنان ايستادند تا به قلع و قمع اکثريت آنها انجاميد.

تاريخ تکرار مي شود

آنچه در بستر انتخابات رياست جمهوري 88رخ داد، تاريخ را يک بار ديگر تکان داد و حوادث عصر علوي را دوباره زنده کرد.

انتخابات تنها بستري براي رخ نمودن دوباره خوارج بود تا به بشريت اثبات کند خوارج دوران مظلوميت مولا علي (ع) همان طور که حضرتش فرمودند نسلي ممتد هستند که هر بار در جايي از تاريخ شاخه اي از آنان ميرويد. آنان سر از گور معلق تاريخ برآوردند و دو باره دست بر شمشير خيانت بردند و بر طبل تو خالي مسلمانيشان کوفتند.

اگر خوارج زمانه امام علي(ع)شعار «لا حکم الا للله» سر دادند و او را مشرک خواندند وحکومتش را باحکومت معاويه يکي دانستند، «خوارج مترقي» و مدرن عصر «سيد علي» شعار« الله اکبر» رسول الله را از حنجره دشمنان قسم خورده اسلام در بامهاي خيانت به رهبري فرياد زدند و ولايت فقيه را سد راه سرکشي و انانيت نفوس متعفن بشري پنداشتند.

اگر انديشه ناپاک عمرو عاصي قرآن را بر نيزه عوام فريبي بالا برد،  عمرو عاصهاي رياکار امروزي پرچمهاي سبز قداست نبوي را بر سرنيزه هاي مکر ابوسفياني برافراشتند.

اگر کج فهمان دوره امام علي(ع) امامت جماعتش را بر نتافتند، «پخمگان سياسي مدرن» درجماعت تشتت و چندگانگي، نماز ريا برپا داشتند و بر جوانه هاي «سبز» مکر سجده کردند.

اگر خشک نامقدسان بي شرافت عصر مولا والي مدائن را به جرم مسلملني و ستايش درجه بلند ولايت دست و پا بسته چون گوسفندي ذبح كردند و همسر مظلومش را به چنگ گرگ صفتي دريدند و جنين نشکفته اش را به تيزي شمشير شکافتند، مدعيان امروز تدين و تمدن، سربازان ولايي سيد علي را زير چرخهاي شقاوت جاهلي زير گرفتند و بر فرق مجروح جنگي اش  کوبيدند و تن نحيف فداييش را تازيانه زدند و هتک حرمت خواهر مومنه اش نمودند و حجاب زينبي اش را تاب نياوردند.

واکنون مي گريم بر مولايم علي(ع)که گرفتار جماعتي ابله و دين نفهم شد که حقيقت امامت را درنيافتند و عدالت را چيزي در حد سهم غنيمت جنگي بر شمردند و بر مسلمانيش گرد ترديد پاشيدند و نمازش را باور نکردند و گوهر سخنش را ارج ننهادند و کلام حقش را نشنيدند  و بر او خروج کردند و شمشير جمود و جهالت بر فرق مقدسش فرودآوردند.

و مي گريم بر «سيدعلي» که مظلوم تر از روح الله است و دل خون تر از او؛ چرا که زمانه اش عجين با فتنه هاييست که حق و باطل را بهم آميخته و بصيرتها را کاهش داده وچشمها را کم بينا کرده و قلبها را از تزوير آکنده و زبانها را بر دروغ گشوده.

مي گريم بر مولا علي(ع) که وقتي فرهيختگانش - طلحه و زبير- بر او قيام کردند و عايشه ها بر او شمشير کشيدند و نهروانيان بر او شوريدند، سکوت کرد و مدارا نمود و سخن گفت و حجت تمام کرد و جنگيد. و بر سيد علي که وقتي نخبگانش بر او خروج کردند و نصايح علوي گونه اش را به گوش سپردند و ولايتش را تحمل نکردند و زعامتش را تاب نياوردند و دشنام دادند، صبر کرد و سکوت کرد و مدارا کرد و مهلت داد و سخن گفت و پند داد و حجت تمام کرد و اينک که با شهامت  مبارزه خواهد کرد.

مي گريم بر مولاعلي(ع)که ناکثين جمل را بر گرده اش کشيد و طعم قاسطين صفين را چشيد و سنگيني هضم مارقين  نهروان سينه اش را فشرد. و بر سيد علي که اردوکشان جملي و فريبکاران ابو سفياني و نامردمان خوارجي را به تمام در تقابل با ولايت و حکومت وديعه علوي يافت و سينه پر دردش را به عقده گشايي با مولا مهدي(عج) التيام بخشيد که: «اي سيد ما اي مولاي ما...من جان ناقابلي دارم جسم ناقصي دارم اندک آبرويي هم دارم که اين را هم خود شما به ما داديد؛ همه اينها را من کف دست گرفتم در راه اين انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد اينها هم نثار شما باد....»

و مي ترسم از عاقبت اينان که اميرالمومنين (ع)در باره آنان(خوارج)  فرمود : «....آنان به صورت نطفه هايي در صلب مردان و رحم زنان بسر مي برند هرگاه شاخي ازآنان برويد بريده مي شود و شاخ ديگري در جاي آن مي رويد تا سر انجام به صورت گروههاي غارتگر و دزدان قافله در مي آيند...»

پربازدیدترین آخرین اخبار