بارانيها بخوانند!
امام صادق(ع) به مفضل در مورد نزول باران و صافى هوا و فايده ناهمگونى حالت هوا فرمود:
اى مفضّل! در اينكه به خاطر مصلحت عالم، آسمان گاه صاف و گاه بارانى است نيك انديشه كن. اگر يكى از اين دو در هوا ماندگار مىشد بىشك زيانبار بود.
نمىبينى وقتى كه يكسره باران مىآيد، گياهان و سبزيها مىگندند؟ جسم حيوانات سست و بىحاصل مىشود؟ هوا در سردى مىافتد؟ بيماريها پيدا و پراكنده مىشوند؟ و راهها و گذرگاهها نابود مىگردند؟
همچنين اگر هوا يكسره صاف و آفتابى باشد، زمين، خشك و تفتيده مىگردد. گياهان خشك مىشوند و مىسوزند. آب چشمهساران و جويبارها فرو مىرود و اين پيامدها سخت به زيان مردم است. نيز اگر خشكى بر هوا چيره شود انواع ديگرى از بيماريها پديد مىآيند.
اما اگر در عالم، يكى پس از ديگرى پديدار گردد و آسمان گاه بتابد و گاه ببارد، هوا در اعتدال مىافتد، هر كدام زيان ديگرى را دفع مىكنند و همه چيز نيكو و درست و استوار مىگردد.
اگر كسى بپرسد: چرا به صورتي نشده، كه در هيچ كدام زيان نباشد؟ جواب داده مىشود: براى آنكه در دنيا انسان قدرى در رنج و درد افتد و از گناه به دور گردد.
چنان كه انسان بيمار براى باز يافتن سلامت و شفاى كامل به داروهاى تلخ و ناگوار نيازمند است. هنگامى نيز كه طغيان مىكند و مىشورد به درد و سختى نيازمند است تا در ورطه پليدى در نيفتد و در راه راست قرار گيرد.
نمىبينى كه يك دانه باران چه قيمتى دارد و چه نعمت بزرگى است ولى مردم از آن در غفلتاند؟ چه بسا حاجتى بىقدر از يكى از ايشان دير برآورده شود و او بدون توجه به نعمتى بزرگتر به خشم آيد و ناسزا گويد، در حالى كه خير او در همين است. چه سود كه او از شناخت نعمتهاى بزرگ محروم شده است.
منافع نزول باران بر زمين و حكمتهاى آن
امام صادق(ع) فرمود: در حكمت نزول باران تأمل كن. تدبير چنان ديده شد كه باران از بلندى بر زمين بريزد تا نقاط بلند و برافراشته را نيز سيراب نمايد. اگر از پايين مىجوشيد به برخى از زمينهاى بلند نمىرسيد، در نتيجه كشتزارهاى زمين كاهش مىيافت.
با نزول باران، زمين زنده مىشود، دشتهاى گسترده و دامنه كوهها كشتزار مىگردد و غله فراوان به بار مىنشيند. نيز بدين وسيله، دشوارى انتقال آب از جايى به جاى ديگر از دوش مردم برداشته مىشود و ديگر بر سر آب، ميان آنان درگيرى و مشاجره و ستم رخ نمىنمايد و چنين نمىشود كه عزيز و نيرومند، آن را در تحت يد خود گيرد و ناتوان از آن محروم گردد.
همچنين وقتى كه تقدير بر آن قرار گرفت كه باران از بالا بر زمين سرازير شود، اندك اندك و دانه دانه فرو مىريزد تا در زمين نيز فرو رود و آن را سيراب سازد. اگر ناگهان يكباره بر زمين مىريخت در زمين نفوذ نمىكرد و كشتزارهاى روينده و ايستاده را نابود مىكرد. پس بتدريج و دانه دانه مىريزد تا دانههاى داخل زمين را بروياند و زمين و كشتزار تشنه را زندگى بخشد.
باران، بدنها را نرم مىكند، هوا را صاف و پاكيزه مىگرداند و وبا را از ميان مىبرد، آفات درختان و گياهان را كه «يرقان» مىنامند، نابود مىكند.
اگر سوال کنند: آيا در برخى از سالها از شدت و كثرت باران زيانهاى فراوان به هم نمىرسد؟ يا نزول تگرگ غلات را نابود نمىسازد؟ و بخار حاصل از آن، در هوا باعث بيماريهاى فراوان و آفات بسيار نمىگردد؟
در پاسخ گفته مىشود: گاه در نزول باران زيادهروى مىشود؛ زيرا به سود انسان است و با اين كار از فرو رفتن در گناه و استمرار و اصرار بر آن پرهيز مىكند. در اين صورت مصلحت دينى و اخروى مهمتر و راجحتر از زيان احتمالى در مال اوست.(1)
زيد شحّام از امام صادق(ع) روايت كرده است كه حضرت فرمود:
در چهار وقت دعا کنيد: 1- زمان وزش باد، 2- وقت زوال سايهها (كه همان ظهر شرعى است)، 3- زمان نزول باران، 4- وقتي اولين قطره از خون مؤمن ميريزد، چون در اين اوقات، درهاى آسمان گشوده خواهد شد.(2)
پي نوشتها
1- ترجمه توحيد مفضل
2- آيين بندگى و نيايش