«ادب» فناي مقربان
رعايت توحيد در سير علمي و مسير بندگي، بسيار ظريف و حساس است؛ به گونهاي که لحظهاي غفلت و اندکي زلت، موجب خروج از راه مستقيم توحيد و غلتيدن در بيراهه شرک ميشود. از اين رو در روايات آمده است: نفوذ شرک در مردم، ظريفتر و نامرئيتر از اثر راه رفتن مورچه بر روي جسم سياه رنگ در شب تاريک و ظلماني است.(بحارالانوار، ج75)
قرآن کريم اکثر مومنان و مدعيان توحيد را مشرک ميداند.(يوسف/106)، امام صادق(ع) در بيان منظور اين آيه فرمود: اينکه انسان بگويد: اگر فلاني نبود، هلاک ميشدم، اگر فلاني نبود مشکل و مصيبت به من ميرسيد، اگر فلاني نبود، عيال من از دست ميرفت، همه اينها شريک قرار دادن براي خداست؛ زيرا معنايش اين است که آنها شريک خدا در رازقيت، دفع بلا و... هستند. آنگاه در جواب اين سوال که آيا اگر کسي بگويد: «اگر خدا به وسيله فلاني مشکل مرا حل نميکرد، هلاک ميشدم»، اشکال دارد؟ فرمود: نه.(نورالثقلين، ج2)
برخي هنگام تشکر از ديگران ادب توحيدي را رعايت نميکنند و ناخواسته، کلماتي را ادا ميکنند که بوي شرک ميدهد. تعبيراتي مانند: «اول خدا بعد شما، در فلان حادثه فلان کس به دادم رسيد، فلان چيز از مرگ نجاتم داد، اگر فلان کار را بلد نبودم تباه ميشدم و...» از توحيد ناب، بيگانه است؛ چون خداوند سبحان، اولي است که ثاني و ثالث ندارد، اولي است که آخري غير از خود ندارد.
بنابراين اگر کسي بخواهد موحد ناب باشد و توحيد او مشوب به شرک نگردد، نبايد چيزي را منشأ اثر بداند؛ نه بصورت استقلالي يا اشتراکي و نه بصورت مظاهره و کمک و دستيار خدا.
بدين لحاظ قسم خوردن به جان ديگران، از موارد شرک شمرده شده است و اگر کسي انگشترش را جا به جا کند تا مطلبي يادش بماند و فراموش نکند، گرفتار مرتبهاي از شرک خفي است.
چنانکه اشاره شد، نظر استقلالي به جا به جايي انگشتر و امثال آن، موجب شرک ميشود، اما اگر نظر، نظر آلي باشد، بدين معنا که انسان آنها را وسيله و واسطهاي بداند تا خداي متعالي از اين طريق به ياد انسان بياورد، اشکالي ندارد.
ما عدمهاييم و هستيهاي ما
تو وجود مطلقي فاني نما
باد ما و بود ما از داد تست
هستي ما جمله از ايجاد تست/انتهاي يام/