حرمت شکنان
گفتار و رفتار رسول خدا(ص)، که از اولي سنت گفتاري و از دومي سنت کرداري تعبير ميشود، براي همه پيروان آن حضرت حجت است و بر اساس آموزه قرآني، آن حضرت اسوه و الگوي مؤمنان معرفي شدهاند. بنابراين، معرفت به اين که آن پيامبر الهي در مواجهه به پديده هاي گوناگون در جامعه اسلامي، چه واکنشي نشان ميداده، از اهميت فراواني برخوردار است.
هر جامعهاي به خصوص جوامع ديني، داراي ارزش ها و مقدساتي است که نزد مردم آن جامعه داراي حرمت است و شکستن قداست اين ارزشها، «حرمت شکني» محسوب مي گردد. پديده هايي مانند «ارتداد» و بازگشت به آيين گذشته، استهزاي پيامبر(ص) و دين اسلام و دشنام گويي به رهبري امت اسلامي و هجو آن وجود همام با سرودن اشعار، از جمله پديدههايي است که از آنها با عنوان «حرمت شکني» ياد شده است.
با مراجعه به منابع اوليه تاريخ اسلام و از جمله قرآن کريم، معلوم مي گردد که چنين پديده اي در عصر رسول خدا(ص)وجود داشت و پيامبر رحمت در مواجهه با آن، شديداً به مقابله برخاسته و مجازات سختي براي مرتدان و استهزاکنندگان در نظر ميگرفتند. اين شيوه برخورد رسول خدا(ص) و استثناي حرمت شکنان از قاعده رحمت، براي پيروان آن حضرت قابل توجه است.
شيوه برخورد پيامبر(ص) با مرتدان، مستهزئان و ديگر حرمت شکنان، به خصوص در فتح مکّه، قابل توجه است. رفتار ايشان با اهل مکّه ـ شهري که در آن بيست سال ايشان را به انواع گوناگون، آزار و تحقير کرده بودند ـ نجيبانه و در خور يک پيغمبر رحمت بود; بسياري از بدخواهان و دشمنان را عفو کردند، اما ده تا دوازده نفر را استثنا نمودند.
آن حضرت روز پيروزي مکه را روز «مرحمت» ناميدند و برخي اصحاب را که آن روز را روز انتقام و «ملحمه» ميناميدند، نهي فرمودند. ايشان سه گروه را امان دادند: هرکس وارد مسجد گردد; هر کس به خانه ابوسفيان وارد شود; يا هر که در خانه خود بماند و در را به روي خود ببندد.
با اين حال، آن پيامبرالهي و الگوي مؤمنان از اين قاعده عمومي رحمت، عدهاي را با اسم معيّن، استثنا نمودند و فرمودند: هر کجا اينان را يافتيد، بکشيد، گرچه به پرده کعبه چنگ زده باشند.
اين استثنا از قاعده رحمت، نشانگر آن است که گاهي رفتار مخالفان اسلام پيامدهايي به دنبال دارد که نمي توان به سادگي از آن اغماض نمود و با تسامح گذشت. رسول خدا(ص) هر ستمي را، تا آن جا که متوجه شخص ايشان بود عفو و اغماض ميکردند و به انتقام برنميخاستند و تنها در آن جا خشم ميگرفتند که حرمتي از حرمات و حقي از حقوق الهي و اجتماعي مورد تجاوز واقع ميشد.
آن حضرت در مسائل اصولي، هرگز نرمش نشان نميدادند، در حالي که در مسائل شخصي فوق العاده نرم و مهربان بودند. بنابراين، نبايد ميان اين دو (مسائل شخصي و اصولي) خلط شود و اگر قرآن خطاب به رسول خدا(ص) مي فرمايد: «فَبِما رحمة من اللّهِ لنتَ لهُم و لو کُنتَ فظّاً غليظ القلب لا نفضّوا من حولک» (آل عمران: 159) مراد تندخو و خشن نبودن در رهبري و مديريت است، نه انعطاف در مسائل اصولي.
پيامبري که در مسائل اصولي و رعايت قوانين الهي و آنچه مربوط به حقوق الهي و اجتماعي است، چنين با صلابت و قاطعيت ميباشند، در سلوک فردي و شخصي نرم و ملايم هستند. در اين جا، نيز بايد توجه داشت که ميان برخورد تسامحي در مسائل اصولي با حرمت شکنان و برخورد کريمانه همراه با عفو و گذشت پس از اظهار ندامت خاطي، فرق است./انتهای پیام/