وقتي دعايم اجابت نميشود!
از رسول خدا(ص) روايت شد كه فرمود: بر نعمتهاى الهى خشم نگيريد و بر خدا تحميل نكنيد و اگر در روزى و معيشتتان مبتلا شديد، پس سخنى نگوييد! و چيزى را نخواهيد! شايد اين درخواست و سؤال باعث مرگ و هلاكت شما باشد، ولى بايد اين طور بگوييد: خدايا تو را به جاه محمد و آل پاكش قسم مىدهم كه اگر اين حالت را كه من دوست ندارم، به صلاح من است و به نفع دين من است، پس مرا صبر ده! و به من قوت بده! كه اين حالت را تحمل كنم و اين سنگينى را بر من سبك فرما! و اگر خلاف اين حالت به صلاح من است، پس به فضل خود آن را به من ببخش و مرا در هر حال به قضايت راضى بگردان سپاس تنها از آن توست.
و همين معنا در روايت امام صادق(ع) آمده است، فرمود: از جمله چيزهايى كه خداى تعالى به موسى بن عمران وحى كرده است اين كه: اى موسى! من خلقى را محبوبتر از بنده مؤمنم خلق نكردم و من او را مبتلا مىگردانم به بلايى كه مصلحت او در آن است و به او عافيت از جايي مىدهم كه صلاح او در آن است ولى مىدانم كه چه چيزى به صلاح بنده من است. پس بر ابتلاى من صبر كند و بر نعمتهاى من شكر نمايد در اين صورت او را از زمره صديقين نزد خود قرار مىدهم بشرط آنكه به رضايت من عمل كند و اطاعت امر مرا نمايد.
و از امير المؤمنين(ع) روايت شده كه فرمود: خداى عز و جل از بالاى عرشش فرمود: اى بندگان من! اوامر مرا اطاعت كنيد و مصالح خودتان را به من نياموزيد، زيرا من به مصالح شما داناترم و مصالح شما را از شما دريغ نمىكنم.
و از پيامبر(ص) آمده است: اى بندگان خدا! شما همانند بيمارانيد و خداى عالميان بسان طبيب است و صلاح بيماران را طبيب مىداند و آن را تدبير مىكند نه آنكه صلاح بيمار تابع اشتهاى بيمار و خواست او باشد پس امر خدا را به او واگذاريد در اين صورت رستگار مىشويد.
و از امام صادق(ع) روايت شده: من از مرد مسلمان تعجب مىكنم؟ خداى حكمى در مورد او ندارد جز آنكه صلاح وى در آنست، اگر حكم خدا تكه تكه شدن او با مقراض باشد صلاح او در آن است و اگر حكم خدا حكومت بر زمين از مشرق تا مغرب باشد باز صلاح او در آن است.
و از امام صادق (ع) نقل شده است كه خداى تعالى فرمود: اگر بنده من آمدن روزى از طرف مرا كند مىشمارد، بترسد از اينكه من بر او غضب كنم و درى از دنيا را بر او بگشايم.
و از جمله چيزهايى كه خداى تعالى به داود(ع) وحى فرمود اين است كه: هر كس به من پناه آورد من او را كفايت مىكنم، و هر كس از من درخواست كند به او مىبخشم و هر كس مرا بخواند اجابتش مىكنم و (تحقق و) اجابت دعاى او را تأخير مىاندازم، ولى تحقق اجابت را با آنكه اجابت شده به صورت تعليق در مىآورم، زيرا مىخواهم قضاى من تمام گردد و وقتى قضاى من تمام شود اجابت را انفاذ مىكنم. بگو به مظلوم: من دعاى تو را به تأخير مىاندازم با آنكه دعاى تو و نفرين تو در حق ظالم را اجابت كردم، براى اينكه مىخواهم قضاى من عليه ظالم به جهاتى كه بر تو مخفى است تمام شود و من بهترين قاضيانم: يا اينكه تو به كسى ظلم كردى و او نفرينت كرده است پس اين نفرين تو در قبال آن نفرين قرار گرفت نه به نفع تو و نه به ضرر تو مورد اجابت قرار نگرفت. و يا آنكه اين ستم براى تو درجهاى از بهشت را به ارمغان مىآورد كه تو بدون ظلم او بر تو به آن درجه نمىرسيدى، زيرا من بندگانم را در اموال و جانهايشان امتحان مىكنم و چه بسا بندهاى را بيمار مىكنم و نماز و خدمتش كم مىشود و شنيدن دعايش در سختى نزد من بهتر از نماز نمازگزاران است.