كروبي: آقاي موسوي! داشتيم؟!
علي اقبالي ـ گروه پاتوق شيشه اي؛
مهدي كروبي كه اين روزها براي تيتر اول شدن خود سنگ تمام گذاشته و حتي در اين مسير دست هاي پول نديده! خود را به سوي اوباماي نازنين ! دراز كرده است بعد از اينكه در چند مراسم مورد مهرورزي مردم ايران قرار گرفت! و از يار غار خود شهرام جزايري ببخشيد مير حسين موسوي بي وفايي ديد طي نامه اي محرمانه كه خبرنگار ما به زور پول ! به يك نسخه از آن دست يافته، از موسوي گلايه كرده است كه به بخش هايي از آن نامه اشاره مي كنيم.
دوست سبزي ام آقاي موسوي
سلام
چطوري يا نه؟!
نمي دانم از كجا شروع كنم و ختمش را چگونه بنويسم چون اين اولين نامه ايست كه خودم شخصا هم نوشتن آن را به عهده دارم و هم امضاي پاياني اش را ! تعجب نكن چون قوچاني ديگر در برم نيست كه فقط امضاي نامه را من انجام دهم.
آقاي موسوي!
چند وقتي است كه مرا به بهانه هاي مختلف وسط ميدان مي فرستي و با اين ترفند كه برو عزيزم من هم مي آم! ولي بعدا هر چقدر نگاه مي كنم هيچ اثري از شما نمي بينم! نگو كه دروغ مي گويم چون خودم چندين بار در صحن سازمان ملل شركت كرده ام! مگر مي شود جمعيت حاضر را ديد؟!
آقاي موسوي اين دنياي باقي كه در آن قربه الي الله براي آتش زدن سطل هاي آشغال و ريختن آبروي چند جوونك مشغوليم ارزش آن را ندارد كه به خاطرش دنياي فاني را از دست بدهي!
مگر خودت نگفتي برو نمايشگاه ببينيم چه مي شود؟! خوب من رفتم و ديدي چي شد؟! نمي دونم كدوم دهاتي كه فكر مي كرد بايد به راي آن ها هم بها داد چنان كفشي به پيشاني ضعيفم تاخت كه ماهها طول مي كشد زخمم بهبود يابد البته هيچ پماد ايراني جواب نمي دهد و دوستان حزبي ام مي گويند زخم مرا فقط پماد آمريكايي التيام مي بخشد و توصيه كرده ايم تهيه و به همراه مقداري پول براي تقسيم بين فقرا به ما ارسال شود نمي دانم مي داني يا نه آخه من نماينده امام هستم!
راستي بچه هاي محترم از لندن برگشته اند؟ سفرشان دراز شد از اين بابت نگرانم بفرماييد اگر قصد مراجعت دارند از آنجا هم براي ما پمادي تهيه نمايند اگر يافت نشد لااقل پولش را بياورند!
آقاي موسوي داشتيم كه اينگونه تنهايم بگذاري؟!
من را مي فرستي وسط جمعيت بعد خودت در خانه مي نشيني پاي ماهواره و كتك خوردن مرا مي بيني؟ راستي يادم نرفته بگويم فعلا به بچه ها بگو املاك را نفروشند ظاهرا قيمت زمين مي خواهد تكاني بخورد مطمئن هستم اين اتفاق صورت مي گيرد حتي سند دارم.
خدا رحمت كند ننجونم را كه همه اش مي گفت سعي كن پا را به اندازه گليمت دراز كني ولي ما از بس رو تخت راحت خوابيديم عيار گليم يادمان رفت و شد آنچه ديدي شد.
دوست قهر کرده شما!
راي من كو!
حاج مهدي كروبي!
/انتهاي پيام/