در این خانه خبری هست!
ياسين نارويي - گروه انديشه؛ تردد غيرقانوني طلاب از کشورهاي همسايه به سيستان و بلوچستان همواره از موضوعات نگران کننده بوده و هست.
بر اساس آمارها حدود 37 هزار طلبه اتباع بيگانه بدون حداقل تشريفات قانوني در سيستان و بلوچستان حضور دارند.
البته اين تفاوت فاحش در آمار بخاطر عدم نظارت بر مدارس ديني استان سيستان بلوچستان است؛ موضوعي که برخي از افراد براي منافع حزبي و شخصي خود آن را به ضرر منافع اهل سنت استان و عليه استقلال اين مدارس دانسته و بدين بهانه مدارس ديني استان سيستان و بلوچستان را به جزيره اي امن براي اهدافي خاص مبدل ساخته اند، جزيره اي که از پذيرش قوانين کشور و حتي التزام به اجراي مقررات و هنجارهاي مدني، خود را مبرا مي داند.
عجيب اينکه موضوع استقلال مدارس ديني اهل سنت سيستان و بلوچستان از سوي کساني مطرح مي شود که عملا موجب تباهي و دخالت ديگران و حتي بيگانگان در مدارس اهل سنت زاهدان شده اند.
اين افراد در حالي به تحريک عامه اهل سنت براي ممانعت از اجراي طرح شوراي انقلاب فرهنگي در زاهدان مي پردازند که خود مستقيما پاي شبکه ها و مقامات سياسي ديگر کشورها از جمله عربستان را به اين مدارس باز کرده اند و دور از چشم حکومت، اين مدارس را به حياط خلوت ديگران بدل کرده اند.
دعوت اختصاصي سفارت عربستان از برخي از شخصيت هاي اين مدارس زاهدان و بروز انديشه هاي سلفي گري در اين استان از همين منظر قابل بررسي است.
علاوه بر عربستان، حتي امارات هم که مدتي است با وسوسه غربي ها چشم طمع به جزاير سه گانه ما دوخته، با اختصاص بودجه هاي ميلياردي اقدام به راه اندازي شبکه ماهواره اي ضدشيعي «نور» توسط افراد يکي از همين مدارس بدون نظارت زاهدان کرده است؛ شبکه اي که عملا درس بدبيني و تحريک اهل سنت عليه انقلاب اسلامي را آموزش مي دهد و عوامل آن براحتي در يکي از مدارس ديني زاهدان بسر مي برند.
علاوه بر اين، يکه تازي بيگانگان در برخي مدارس ديني زاهدان موجب شده که حتي تندروهاي اصلاح طلب که متاسفانه در حوادث انتخابات مردود شدند از اين حياط خلوت سوءاستفاده کرده و مالکان اين مدارس ديني را براي گرفتن آراي فتوايي و ديگر جريان سازي ها ملعبه قرار دهند.
ماجراي همراهي اين مدارس با برخی کاندیداها با هدف بالا بردن آراي وي در سيستان و بلوچستان و حتي ماجراي گرایش رهبران این مدارس با نامزد اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری گذشته، نقل از همين حکايت دارد.
آيا عوام فريبي نيست که با اين همه مداخله ها و حضور جريان هاي منحط داخلي و بيگانه در برخي مدارس ديني زاهدان، صاحبان و مالکان اين مدارس از مستقل بودن آنها سخن مي گويند و طرح شوراي انقلاب فرهنگي مبني بر ساماندهي و نظارت بر اين مدارس را مغاير با استقلال نداشته آن مدارس مي دانند؟
با توجه به موارد فوق به نظر مي رسد در حياط خلوت اين مدارس تنها نظام و حکومت نامحرم هستند!!!
گذشته از آن، با توجه به اينکه طلاب خارجي مقيم زاهدان از روابط عميق مردم شيعه و سني استان بي خبرند، به راحتي تحت تاثير سخنان بدبينانه برخي از شخصيت هاي اين مدارس قرار مي گيرند و با توجه به اينکه هيچ مشخصه، مدرک و هويتي ندارند در نزاع ها و ناامني ها به صورت ابزاري از آنها بهره برداري مي شود.
از همه مهمتر آن که وقتي طلاب بيگانه بدون نظارت، از اين مدارس فارغ التحصيل مي شوند، نه تنها سفيران وحدت و دوستي با ملت ايران نيستند، بلکه به سبب ذهنيت بدي که از انقلاب اسلامي به آنها ارائه شده حاملان بذر بدبيني به انقلاب اسلامي ايران در ديگر کشورها هستند.
در ماجراي بمب گذاري مسجد امام علي زاهدان و اغتشاشات پس از آن، تنها منطقه درگيري، اطراف يکي از همين مدارس ديني بدون نظارت حکومت بود و از قضا، تلفات جاني اين حوادث نيز در 100متري همين مدرسه رخ داد که در آن شش نفر از کارکنان موسسه «مهر» زنده زنده در آتش سوختند و صاحبان اين مدرسه ديني نتوانستند و شايد هم نخواستند به کمک کارکنان اين موسسه که در 100 متري آنها بود، بشتابند.
اين موضوع سبب شده مردم استان سيستان و بلوچستان روز به روز رگه هاي نقش آفريني اين «مدارس بدون نظارت» را در ناامني هاي استان بيشتر احساس کنند.
امام جمعه مسجد مکي زاهدان در نماز جمعه دو هفته پيش، تلويحا حضور چنين افراد خطرناک را که ثمره عدم نظارت حکومت است در اين مسجد تاييد کرد.
وي در حالي که عمليات ترويستي پيشين سرباز را محکوم مي کرد، گفت: «برخي از اينکه من اين اقدامات انتحاري را وحشي گري خواندم به من انتقاد کردند، ولي من باز هم محکوم مي کنم.»
اين سخن خواسته يا ناخواسته بيانگر وجود افرادي تندرو و ناشناس در اين مراکز است که معتقدند کشتن مردم و شهروندان ايراني به هر صورت ممکن از جمله انتحاري جايز است و نبايد آن را توحش خواند.
از سويي ديگر شايد يکي از دلايلي که مولوي همين مسجد برخلاف ديگر علماي اهل سنت استان در يک خطبه اقدامات گروهک را وحشيانه مي داند و در خطبه هفته بعد اتهاماتي را به نظام نسبت مي دهد که موجب تاييد گروهک مي شود و حتي گاهي تکرار نعل به نعل همان سخنان سرکرده گروهک است، بخاطر وجود اين افراد و ترس از تهديد آنهاست.
در چنين شرايطي تعلل در نظارت بر اين قبيل مدارس ديني که همه جريان هاي مخالف دولت و نظام - از داخلي گرفته تا بيگانه - در آنها حضور دارند کاملا بي معناست و به هر طريق ممکن بايد طرح شوراي انقلاب فرهنگي عملي شود و گرنه بودن چنين جزايري در داخل کشور که از تمکين به قانون ملي امتناع کرده و در مقابل آن به صورت آشکارا موضع گيري مي کنند، برخلاف استقلال کشور است و در صورت تداوم اين لجام گسيختگي بايد اين مراکز تعطيل شوند.
بخصوص که بر اساس مستندات متقن و اعترافات دستگيرشدگان حوادث ناامني هاي مختلف استان سيستان و بلوچستان فصل مشترک همه اين ناامني ها استفاده از لواي جماعت تبليغي است.
جماعتي که بدون تشريفات قانوني و نظارت حکومت به پاکستان مي روند و در آنجا برخي از آنها در دام عقايد گروهک مي افتند؛ به عنوان مثال عامل تروريستي جنايت پيشين در لواي جماعت تبليغي از مرز خارج شده بود و در تور اعتقادي گروهک افتاده بود.
مسلما در صورت اجراي طرح ساماندهي مدارس ديني اهل سنت زاهدان، ديگر سطح برخي از اين مدارس چنان پايين نمي آيد که فردي که به عنوان جماعت تبليغي براي معرفي مذهب اهل سنت به پاکستان رفته است، خود گرفتار تفکر گروهک شود و براي اجراي نقشه هاي شوم گروهک دست به عملياتي بزند که نيمي از شهداي آن اهل سنت باشند./انتهاي پيام/