پايان جنبش سبز اموي
کد خبر:۴۷۲۳۹

پايان جنبش سبز اموي

13 آبان امسال يک «نشانه» است براي کساني که مي بينند و به قول رهبر انقلاب «بصيرت» دارند؛ نشانه يک پايان براي آنها که انقلاب اسلامي و حکومت اسلامي را هدف گرفته بودند.

 پاتوق شيشه اي: حامد طالبي نويسنده وبلاگ «خبرنگارمسلمان» در آخرين پست وبلاگ خود با اشاره به آخرين تحركات سبزي هاي طرفدار غرب مي نويسد:

آبان امسال را بايد يکي از مقاطع مهم پس از انتخابات دهم تلقي کرد، نه از آن جهت که مثلا مردم بيشتري از روز قدس به ميدان آمدند (که نيامدند) و نه تنها از اين جهت که اوباش کمتري از آن روز و روزهاي ديگر در پايتخت خودي نشان دادند ( که دادند ).

اين روز حاصل دو سه ماه رجز خواندن تمام مخالفان و معاندان ضد انقلاب به همراه هواداران جنبش سبز اموي بود. سايت منتشر کننده اخبار لحظه به لحظه آنان از مدتها قبل به شهرستان ها فراخوان داده بود که بياييد و آنها پاسخ داده بودند که مي آييم.

در برخي روزها کساني گفته بودند که از خارج به ايران مي آييم و اگر مثل هميشه دروغ نگفته باشند لابد آمده بودند . شبکه هاي ماهواره اي فارسي زبان به همراه راديو آمريکا و بي بي سي ( هم شبکه هاي تلويزيوني و هم راديويي آنها) تبليغات گسترده و مصاحبه ها و ميزگردهاي متعدد گذاشته بودند .

حتي گروهک تروريستي مجاهدين خلق و جامعه بهاييان نيز براي چندمين بار حمايت خودشان را از جنبش سبز کذايي اعلام کردند و گفتند: ما هستيم ( شعار معروف فرقه ضاله که در اين ماهها به شعار «ما هستيم، ما هستيم، ما همه با هم هستيم» تبديل شد).

استفاده بسيار بسيار گسترده از ايميل و سايت و وبلاگ در اين ايام و ماهها تشديد شد و تقريبا کسي نبود که ايميلي داشته باشد و هر روز و هر ساعت ايميلهاي تبليغاتي با شعارها و تبليغات متنوع در حمايت از اين حرکت و قيام ! در اين روز دريافت نکند.

حتي وبلاگهاي بچه هاي مسلمان و انقلابي و ميهن دوست و ولايي نيز از تيررس تبليغات آنان در امان نماند  و با کامنتها و فحشهاي ناموسي يا درخواستهاي حضور در 13 آبان که بيشتر براي مخاطبان اين وبلاگها نوشته مي شد ، فضا سازي رسانه اي خود را تکميل مي کردند . بگذريم از کامنتهايي که در برخي سايتهاي بي در و پيکر مثل تابناک و آينده و ... که هر اراجيفي را به عنوان کامنت منتشر و تاييد مي کردند و هنوز هم به اين شيوه ضد ملي خود ادامه مي دهند و خواسته ( و نه ناخواسته !) تريبون تبليغاتي همه کساني مي شوند که ذکرشان رفت.

با اين همه، 13 آبان امسال چه اتفاقي افتاد ؟ برنامه اي که راس ساعت 10 در مقابل لانه سابق جاسوسي آمريکا قرار بود برگزار  شود و دانش آموزان و دانشجويان و جوانان از ساعت 30/8 دقيقه در آن حضور سبز پيدا کرده بودند  و تا ساعتي بعد از پايان آن هم حضور داشتند، شاهد ِحتي يک شعار سبز اموي در آن محدوده ( تاکيد مي کنم در آن محدوده ) نبود.

هم از لحاظ تعداد کساني که امسال در مقابل لانه حاضر شدند و هم کساني که شعارهاي انقلابي و ملي و ولايي سر مي دادند امسال سالي منحصر به فرد بود . اما کساني که به فراخوان بسيار گسترده همه ضد انقلاب و ضد دين و ضد ملت و بيگانگان موصوف پاسخ دادند چند نفر بود ؟ به قول کيهان 100 تا 150 نفر ؟ به قول رجا نيوز 200 نفر که به طور پراکنده خيابانها را بالا و پايين مي رفتند و مي آمدند ، به قول برخي سايتهاي خارجي «چند صد» نفر؟ و در بدبينانه ترين نقل قول صورت گرفته «حداکثر يک هزار نفر»؟ آيا تمام بضاعت همه مردان و زنان ضد انقلاب و بهايي و بي دين و متمرد و مرتد و پشيمان و گوش به فرمان راديو و تلويزيون هاي خارجي و پس از اين همه ماهها تبليغات و رسانه و ايميل و وبلاگ و پيامک و ... هزار نفر است ؟!

دوست دارم تشکرات صميمانه خود را از تمامي اشخاص و گروههاي پيش گفته ابراز کنم و در اين تشکر نه قصد طعنه دارم و نه قصد مسخره؛ اين تشکر، سپاسي از صميم قلب است چرا که اگر آنها نبودند تمام مراسم ما مثل همه اين سالهاي اخير به نوعي عادت و تکرار ملال آور تبديل شده بود.

مقايسه کنيد ميزان و نحوه حضور و شعارهاي تظاهرات روز قدس امسال را با سالهاي پيش . آيا سالهاي پيش هم مردم با اين ميزان انگيزه در تظاهرات شرکت مي کردند ؟ روز 13 آبان امسال را با مراسم مشابه در سالهاي قبل . آيا دانش آموزان و دانشجويان و جوانان ما ، مانند سالهاي پيش در آن حضور يافته بودند ؟ آنها که در زير زمين و پستوهاي مترو ميدان هفتم تير قايم شده بودند کاش در خيابان طالقاني، «قائم»! مي شدند تا مي ديدند چهره هاي بي استثنا بشاش و سرزنده و پر انرژي بچه ها را و مقايسه مي کردند آن روحيه را با کساني که وقتي از سوراخ مترو وارد ميدان هفتم تير مي شدند و خيل جمعيت را مي ديدند ، مضطرب و ترسان چگونه آهسته و پنهاني دستبندهاي سبز را باز مي کردند و آن را در کيف و جيبشان مي چپاندند!

13 آبان امسال يک «نشانه» است براي کساني که مي بينند و به قول رهبر انقلاب «بصيرت» دارند ؛ نشانه يک پايان براي آنها که انقلاب اسلامي و حکومت اسلامي را هدف گرفته بودند و البته عده اي نا آگاهانه فکر مي کردند زير عَلَم «نخست وزير امام» سينه مي زنند و چشمشان را به روي اين همه دروغ و تبليغات از همه سوي جبهه کفر و نفاق داخلي و خارجي بستند.

آن «نخست وزير امام» امروز چشمش را باز کند ( اگر چشمي دارد و رويي !) و ببيند که  از آن 13 ميليون راي ، 100 تا حداکثر 1000 نفر برايش باقي مانده است که تازه بخشي از آن هم شعار مي دهد: «نه موسوي، نه احمدي؛ فقط رژيم پهلوي»! بله آقاي موسوي! آنها نه تو را مي خواهند و نه احمدي نژاد را ، آنها تفاله ها و پسمانده هاي رژيم منفوري هستند که امامي که تو نخست وزيرش بودي عليه او قيام و انقلاب کرد و جواناني در تثبيت و تحکيم آن به جنگي رفتند که تو امروز به نخست وزير آن «دوران» بودن، خود را مفتخر نشان مي دهي. کلاهت را بالا بگير اگر آن را باد نبرده است. آنها چيزي نگذشته چهار نفر چهار نفر ، پارچه سبز مستطيل شکلي را به صورت تابوت حمل مي کنند و مي گويند اين تشييع جنازه جنبش سبز است ؛ همان کساني که شعار مي دادند: نه موسوي ، نه احمدي ؛ فقط رژيم پهلوي !

تو گوش نکردي اما مردم ما شنيدند که رهبر عزيزمان چند روز پيش در جمع نخبگان چه فرمودند:

- «من روز اول اين را پيغام دادم به همين حضراتى که صحنه‌گردان اين قضايا هستند؛ آن ساعات اول من به آنها پيغام خصوصى دادم. من اگر يک وقتى توى نماز جمعه يک حرفى ميزنم، اين ابتدا به ساکن نيست؛ حرف خصوصى، پيغام خصوصى، نصيحتِ لازم انجام ميگيرد، وقتى انسان ناچار ميشود، يک حرفى را مى‌آورد در علن بيان ميکند. من پيغام دادم، گفتم اين را شما داريد شروع ميکنيد، اما نميتوانيد تا آخر کنترل کنيد؛ مى‌آيند ديگران سوءاستفاده ميکنند.»

حالا ديديد آمدند سوءاستفاده کردند. مرگ بر اسرائيل را خط زدند! مرگ بر آمريکا را خط زدند! معناى اين کار چيست؟ آنى که وارد عرصه‌ى سياست ميشود، بايد مثل يک شطرنج‌باز ماهر هر حرکتى را که ميکند، تا سه تا چهار تا حرکت بعد از او را هم پيش‌بينى کند.

شما اين حرکت را ميکنى، رقيبت در مقابل او آن حرکت ديگر را خواهد کرد؛ بايد فکرش باشى که تو چه حرکتى خواهى کرد. اگر ديدى در آن حرکت دوم، تو درميمانى، امروز اين حرکت را نکن؛ اگر کردى، ناشى هستى - حالا تعبير بهترش اين است - توى اين کار، توى اين بازى، توى اين حرکت، ناشى هستى، ناواردى. اينها نميفهمند چه کار ميکنند؛ يک حرکتى را شروع ميکنند، ملتفت نيستند که در حرکات بعد و بعد و بعد، چطور در خواهند ماند؛ مات خواهند شد. اينها را بايد محاسبه ميکردند. مطلب اصلى اين بود."

يعني شروع با «نخست وزير امام» و پايان با «رژيم پهلوي»! اين هشدار چند ماه پيش آقا به تو و صحنه گردانان ديگر بود و ما البته امروز مي فهميم راز ِ حمايت رضا پهلوي و مسعود رجوي و عبدالمالک ريگي و حقيرهايي چون گوگوش و گنجي ( که گفته بود خميني را بايد در موزه تاريخ جست و جو کرد) از نخست وزير امام و نخست وزير دوران جنگ چيست .

اين درخواست سايت كذايي بالاترين در ساعت 14 روز سيزدهم آبان بسيار با معناست که : «از کمي تعداد ناراحت نباشيد.  از مردم درخواست مي کنيم که فقط دو ساعت ديگر تحمل کنند و در خيابان ها باشند. ما اشتباه استراتژيک بزرگي مرتکب شديم که در روز ِ کاري، برنامه تظاهرات گذاشتيم . مردم الان سر کارهاي خودشان هستند و اگر دو ساعت ديگر بتوانيد تحمل کنيد و در خيابانها بمانيد، ادارات که تعطيل شود مردم به ما ملحق مي شوند ( به بيان ديگر از اين قلت و کمي تعداد بيرون مي‌آييم !)»

جالب اينجاست که ساعت 17 ديروز، که هم ادارات و هم مدارس و هم دانشگاهها تعطيل شده بود ،  سرتاسر خيابان ولي عصر «عج» ساکت و آرام و خلوت بود و حتي خبري از آن 100 تا 150 نفر دو ساعت پيش هم نبود!

آري اين گزارش و اين درخواست عاجزانه و ملتمسانه بسيار با معناست. و معني و مفهوم آن اين است که جنبش سبز به وضعيت قرمز رسيده و مُهر پايان بر آن خورده و تمام شده است. خلاص!

در حقيقت يوم الله 13 آبان امسال ، ويژگي جديدي دارد و آن ثبت چهارمين حادثه تاريخي در اين روز پس از سه حادثه قبلي يعني تبعيد امام خميني ، کشتار دانش آموزان و دانشجويان به دست رژيم پهلوي در سال 1357 و تسخير لانه جاسوسي ايالات متحده آمريکا در سال 1359 و اينک زدن مُهر پايان بر جنبش سبز اموي است.

اين پيروزي خجسته باد

* درباره شكست بزرگي كه حاميان سبز اموي در روز 13 آبان متحمل شدند، گفتني هاي زيادي هست كه مي خواستم آنها را بنويسم اما مطلب دوست عزيزم، تقي دژاكام را كامل و جامع ديدم و به همين دليل به جاي صرف وقت براي نوشتن مطلب جديد، توان تبليغاتيم را صرف تبليغ اين مطلب بصيرانه مي‌كنم./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار