رمزگشايي از سخنان يک نماينده مجلس
پاتوق شيشه اي: هفته نامه «پنجره» متعلق به علي رضا زاكاني نماينده مردم تهران در مجلس با مطلبي طنز آميز مي نويسد:
نکته مهم
سيدمحمد خاتمي رئيس فعلي بنياد باران و رئيسجمهور اسبوق مملکت، «نکته مهم» را مورد اشاره قرار داد. وي گفت: «جامعه ما با بحران مواجه شده است. نکته مهم اين است که بايد پذيرفت در جامعه بحران به وجود آمده است و از آن پس است که ميتوان راه چارهاي انديشيد.»
صاحبنظران که دوست ندارند خال بر خاطر مبارک بيفتد، با قيد سه فوريت دور هم جمع شدند که نگراني ايشان را مورد بررسي قرار دهند. آنها پس از شور و مشورت، احتمالات زير را به عنوان بحران احتمالي مورد نظر ايشان مطرح کردند:
بحران دستگيري دوستان، آشنايان و ساير وابستگان
بحران آينده اصلاحات، که خاکستري مايل به قهوهاي به نظر ميرسد
بحران فضاي امنيتي حاکم بر محله مسئولنشين جماران
بحران خودکشي کشاورز مازندراني به دليل بدهکاري
بحران بيرونرويِ تقاضاهاي مدني از درون کشور
بحران به تعويق افتادن گفتگوي بينالفرهنگي و بينالتمدني
بحران درگذشت زائوي اهري به خاطر ديرکرد در پرداخت پول بيمارستان
بحران رنجيدگي موسوي خويينيها از چهارچوب نظام
از کليه خوانندگان عزيز خواهش ميشود نظرات خود را در راستاي اينکه حاجي را چي ناراحت کرده، به آدرس تحريريه صفحه آخر فرستاده و به قيد قرعه خود را برنده شصت سانت عباي شکلاتي کنند.
خاص، خيلي خاص
يکي از کارگردانان مخاطب خاص که بر حسب اتفاق و نه بيشتر، از بازيگران مخاطب فوقالعاده عام سينماي ايران هم هست، کلاً انتقاد کرد. اين بازيگر، کارگردان، فيلمنامهنويس، مترجم، شاعر، نويسنده، عکاس و غيره سينماي ايران، ضمن نادرست خواندن طرح اکران فرهنگي، گفت: «در جاهاي ديگر دنيا فيلمهايي را که مخاطبشان عام نيستند، در سينماهاي مخصوص نمايش ميدهند و اين سينماها دائماً در حال نمايش اين فيلمها هستند. ما چطور ميخواهيم تنها سئانسهايي را به نمايش فيلم خاص اختصاص دهيم؟»
يکي از مسئولين اکران در پاسخ به سؤال اخير اين هنرمند گفت: «اينطور.»
لازم به ذکر است، اين هنرمند برجسته سال گذشته با بازي در فيلمهاي هنري، فاخر و مخاطب خاصي نظير «حالا بشکن و بالا بنداز»، «عشق به اضافه هفت، در چهار دقيقه»، «بکش و خوشگلم کن»، «خواستگار سمج» و «جيگرطلا»، يکي از مخاطب خاصترين کارنامههاي بازيگري در تاريخ سينماي ايران را از خود برجاي گذاشته است.
صد سال اول
اسماعيل کوثري، نماينده مجلس، که طبق تحقيقات به عمل آمده نفسش از جاهاي گرمي بلند ميشود، گفت: «در ابتداي اجراي اين طرح هدفمند کردن يارانهها، مشکلات و فشارهايي در جامعه پيش ميآيد و برخي دچار مشکل ميشوند اما تبعات و مشکلات ناشي از آن، به مرور زمان و با اصلاح طرح برطرف ميشود.»
آگاهان، به رمزگشايي جمله فوق پرداختهاند:
ابتداي طرح:
منظور از «ابتداي طرح»، صد سال اول اجراي آن است. همانطور که کارشناسان قديمي گفتهاند فقط صد سال اولش پدر در ميآورد.
مشکلات و فشارها:
مشکلات هميشه بوده. فشارها هم هميشه بوده. همراه شدن «مشکلات و فشارها»، از خصوصيات صد سال اول اجراي طرح هدفمند کردن است که پس از صد سال مرتفع خواهد شد به فضل خدا.
برخي:
«برخي» که در صد سال اول اجرا دچار مشکلات و فشارها ميشوند، عبارتند از:
دهکهاي پايين (اقشار آسيبپذير سابق، مستضعفين اسبوق)، کارگران، کاسبان جزء، کشاورزان، معلمان، بيکاران و در حالت کلي همه کساني که کمتر از خدا تومان درآمد ماهانه دارند.
بقيه مردم شامل تجار بزرگ، مسئولين مملکت، نورچشميها، پولشويان، واردکنندگان عمده مواد مخدر، سارقين مسلح و... خال هم برنخواهند داشتو اي به قربان همهشان.
اصلاح طرح:
«اصلاح طرح» اقدامي است که پيش از اجراي طرح امکانپذير نيست و تنها پس از اجرا و پيش آمدن مشکلات و فشارها بر برخي، قابل انجام است. حرف زيادي هم نباشد.
گمانهزني اضافه:
مثل روز روشن است که طرح هدفمند کردن مشکلي براي مردم به وجود نخواهد آورد. چراکه رئيس جمهور به اسماعيل کوثري قول داده «طرح هدفمند کردن يارانهها مشکلي براي مردم به وجود نياورد.» در نتيجه کليه رمزگشاييهاي فوق ملغا اعلام شده، مردم هميشه در صحنه با خيال راحت ميتوانند صبر کنند تا بهار بيايد و کمبوزه و خيارشان را بخورند. نوش جان.
نوش جان
يکي از خبرنگاران اروميهاي که مشغول عکسبرداري با موبايل از پارچهنوشتههاي تبريک به استاندار جديد آذربايجان غربي بود، توسط مأموران مستقر در استانداري مورد ضرب و شتم رشادتبار قرار گرفت. اين خبرنگار پس از تناول کتکها، از مأموران به دادگاه شکايت کرد و خودش به ايجاد بلوا، آشوب و اغتشاش متهم شد، اما ناجوانمردانه تبرئه گرديد.
يکي از کارشناسان قضايي که سابقه محکوم کردنهاي زيادي دارد، ضمن تأييد عمل غيورانه مأموران، حکم تبرئه خبرنگار مصدوم را محکوم کرد. اين کارشناس گفت:
اولاً خبرنگار بايد يادداشت کند و عکاس بايد عکس بگيرد و خبرنگاري که عکس ميگيرد بايد ضرب و شتم شود.
ثانياً خبرنگار به چه حقي از پارچهنوشتههاي تبريک که يک چيز ناموسي است عکس گرفته است؟ آيا خبرنگاران خودشان راضي ميشوند يک استاندار از پارچهنوشتههاي تبريکشان عکس بگيرد؟
ثالثاً به طنزنويسان مزدور چه ربطي دارد که دخالت ميکنند. هوي... وايسا ببينم...
[در اين لحظه ضمن فرار، شما را تا اطلاع ثانوي به خداوند بزرگ ميسپارم] /انتهاي پيام/