سرچشمه شايد ..!
پاتوق شيشه اي: «كاوش هاي باستاني نشان مي دهد كه انسان به خدا اعتماد داشته است، اما چرا خدا محور وحدت نشده است؟ من مي گويم مشكل اين است كه به تعداد انسان ها خدا هست و خداي هر انساني با توجه به شناخت آن فرد از خدا با خداي فرد ديگر متفاوت است. ملت ها در طول تاريخ همواره يك خدا را نپرستيده اند».
مطلب فوق را آقاي اسفنديار رحيم مشايي، رئيس دفتر رياست محترم جمهوري در كنفرانس انجمن سالانه دانشگاههاي باز كه اخيراً با ميزباني دانشگاه پيام نور برپا شده بود، بيان داشته و نتيجه گرفته است كه «خدا محور وحدت انسان ها نيست»!
اظهارات آقاي مشايي كه اميدواريم صحت نداشته باشد و به خطا نقل شده باشد، با توجه به حضور پررنگ ايشان در دولت و نزديكي مثال زدني-والبته غيرقابل توجيه- وي با رياست محترم جمهوري، زمينه ساز تبليغات سوء-و همراه با ملامت و حتي تمسخر- فراواني شده است،كه در اين باره اگرچه گفتني بسيار است ولي از آن ميان اشاره به چند نكته ضروري تر به نظر مي رسد.
1- ابتدا بايد گفت كه اظهارات آقاي مشايي با آموزه هاي صريح اسلام و همه اديان الهي مغايرت دارد.
چرا كه در كلام خدا نه يك بار، بلكه بارها تاكيد شده است كه ايمان به خدا مي تواند و بايد محور وحدت انسان ها باشد، به عنوان نمونه- و فقط يك نمونه- مي توان به آيه 64 از سوره مباركه آل عمران اشاره كرد كه خطاب به پيامبراكرم(ص) مي فرمايد «بگو اي اهل كتاب بيائيد به سوي سخني كه ميان ما و شما يكسان است و آن، اين كه جز خداي يگانه را نپرستيم و چيزي را همتاي او قرار ندهيم» و نمونه هايي از اين دست در كلام خدا و در آموزه ها و دستورات رسول اكرم(ص) و ائمه اطهار عليهم السلام به فراواني و صراحت وجود دارد و از جمله بايد از آقاي مشايي با آنهمه ادعاي اسلام شناسي! پرسيد؛ نظر جنابعالي درباره آيه شريفه «واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا- همگي به ريسمان الهي چنگ بزنيد و متفرق نشويد.» كه به فراواني بر زبان مسلمين جاري بوده و هست، چيست؟!
2- اظهارات رحيم مشايي با واقعيات تاريخي و مخصوصاً واقعيت غيرقابل انكار اين سال ها نيز در تناقض آشكار است.
چه كسي مي تواند، وحدت ملت هاي مسلمان در عصر حاضر را كه عليه نظام سلطه جهاني شكل گرفته است انكار كند؟!
البته ترديدي نيست كه اين وحدت هنوز به نقطه اوج خود نرسيده است ولي گام هاي بلندي كه به ويژه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در اين راستا برداشته شده به اندازه اي عظيم و كارساز است كه قدرت هاي استكباري، مخصوصاً آمريكا و اسرائيل، بيشترين توان مالي، سياسي و تبليغاتي خود را براي مقابله با آن بسيج كرده اند.
بنابراين وقتي «اسلام» به تنهايي عامل و محور اصلي وحدت ملت هاي مسلمان با مذاهب گوناگون است،چگونه مي توان ادعا كرد «خدا» نمي تواند محور وحدت انسان ها باشد؟! و حال آن كه اعتقاد به اسلام بعد از اعتقاد به خداوند تبارك و تعالي است.
گفتني است «آلوين تافلر» ، نظريه پرداز معروف آمريكايي كه چند كتاب از وي در ايران به فارسي ترجمه شده است مي گويد «كاري كه ]امام[ خميني كرد، فقط ايجاد اتحاد ميان ملت هاي مسلمان و عليه آمريكا نبود بلكه او همه خدا باوران جهان راعليه غرب برانگيخته است».
3- ممكن است آقاي مشايي -البته براي فرار از ماجرا- بگويد منظور من نفي ضرورت وحدت با محوريت خدا نبوده است، بلكه اعلام كرده ام اين وحدت تحقق نيافته است! كه در اين صورت بايد گفت؛ جنابعالي ابتدا به زعم خود استدلال كرده ايد كه برداشت همه انسان ها از خدا با يكديگر متفاوت است و سپس نتيجه گرفته ايد كه خدا نمي تواند محور وحدت انسان ها باشد. بنابراين... چه عرض شود؟!
4- آقاي رحيم مشايي- آگاهانه يا ناخودآگاه- با اظهارات ياد شده پيام همه پيامبران الهي، ائمه اطهار عليهم السلام و توصيه هاي دلسوزانه و اكيد حضرت امام(ره)، رهبر معظم انقلاب، تمامي انسان هاي فرهيخته و دلسوخته براي انسان ها را، نه فقط زير سؤال برده، بلكه با آن به مقابله نيز برخاسته است. و البته، كم نيستند افرادي كه اينگونه سخنان سخيف، غيرعلمي و مسخره را بر زبان دارند و از اين زاويه، اظهارات آقاي رحيم مشايي قابل اعتناء نيست، اما، ايشان به حق يا به نا حق- و به اعتقاد نگارنده قطعاً به ناحق- در جايگاه برجسته اي از دولت قرار دارد و اظهارات ايشان، دقيقاً به همين علت- و تأكيد مي شود كه فقط به همين علت و نه به علت شخصيت حقيقي او- به حساب دولت نوشته مي شود.
و از اين روي، سخنان بي پايه وي اگر آگاهانه باشد كه نه فقط جفا، بلكه خيانت به مردم، نظام و انقلاب اسلامي است و چنانچه مانند برخي ديگر از اظهارات وي، ريشه در ناآگاهي ايشان داشته باشد، كه حضور اينگونه افراد در پست هاي مهم دولتي- آنهم دولت اصولگرا- غيرقابل توجيه و بي اعتنايي به رأي و اعتماد مردم است!
5- فقط نيم نگاهي به تلاش گسترده دشمنان و هزينه هاي كلاني كه براي ايجاد تفرقه در ميان ملت ها و مخصوصاً براي اختلاف افكني در ميان ملت هاي مسلمان هزينه مي كنند، كمترين ترديدي باقي نمي گذارد كه اظهارات رحيم مشايي، در جايگاه رئيس دفتر رياست جمهوري- و چند مسئوليت ديگري كه يدك مي كشد- فقط در بستر پروژه هاي عريض و طويل دشمنان اسلام و انقلاب و در راستاي پيشگيري از وحدت مسلمين قابل ارزيابي است.
البته درپي آن نيستيم كه آقاي مشايي را وابسته به كانون هاي بيگانه بدانيم، ضمن آن كه با توجه به مواضع و عملكرد چندساله اخير آقاي مشايي، به وضوح مي توان بر رضايت دشمنان از حضور ايشان در پست هاي كليدي تأكيد ورزيد.
گفتني است در ماجراي رسواي برلين يكي از مدعيان اصلاحات طي مصاحبه اي گفته بود؛ مشكل دموكراسي در كشور ما آن است كه در ايران «هنوز خدا نمرده است»!
6- و بالاخره، سخني نيز با برادر عزيزمان جناب آقاي دكتر احمدي نژاد، رئيس جمهور محترم و منتخب در ميان است و آن، اين كه؛ در شخصيت آقاي اسفنديار رحيم مشايي چه برجستگي و امتياز ويژه اي ديده ايد كه ديگران نه فقط نمي بينند، بلكه براي اثبات عدم صلاحيت وي دلايل مستحكمي نيز ارائه مي كنند و در همان حال، جنابعالي- با عرض پوزش- ضمن آن كه دليل و نشانه قابل قبولي براي اثبات صلاحيت او نداريد، ايشان را در پست هاي حساس و كليدي دولت مي گماريد و بر آن اصرار هم داريد؟!
آيا همين موضع اخير آقاي مشايي- صرف نظر از مواضع و عملكرد قبلي- كه در تقابل آشكار با آموزه هاي اسلامي، انقلابي و توصيه هاي اكيد حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب است، دليل قانع كننده و مستحكمي براي كنار گذاشتن ايشان نيست؟! ترديد نكنيد كه مصلحت نظام، مردم و شخص حضرتعالي در آن است،
سرچشمه شايد گرفتن به بيلي
چو پر شد نشايد گذشتن به پيل/ انتهاي پيام/