مردی که زیاد می دانست
کد خبر:۴۷۴۶۸
به بهانه آغاز صدارت اميركبير در 21 ذيقعده 1264

مردی که زیاد می دانست

ميرزا تقي خان امير كبير، صدر اعظم ناصر الدين شاه قاجار در مدت كوتاه 39 ماهه  صدارت خود خدمات ارزنده اي به كشورش ارزاني داشت و در آخر جان خود را بر سر راه پيشرفت ميهنش نهاد.

گروه انديشه- ميرزا تقي‌خان فراهاني متولد 1186 شمسي- درگذشته 20 دي 1230-  مشهور به اميرکبير، يکي از صدراعظم‌ هاي ايران در دوره ناصر الدين ‌شاه قاجار بود. اصلاحات اميرکبير اندکي پس از رسيدن وي به صدارت آغاز گشت و تا پايان صدارت کوتاه او ادامه يافت. مدت صدارت امير کبير 39 ماه (3سال و 3ماه) بود. وي موسس مدرسه دارالفنون بود که براي آموزش علوم و فنون جديد، به فرمان او در تهران تأسيس شد. همچنين انتشار روزنامه وقايع اتفاقيه از جمله اقدامات وي به حساب مي‌آيد. اميرکبير پس از اين که با توطئه اطرافيان شاه از مقام خود برکنار و به کاشان تبعيد شد، در حمام فين آنجا به دستور ناصر الدين ‌شاه به قتل رسيد.

كودکي
ميرزا تقي فراهاني در سال 1186  شمسي در فراهان متولد شد.   فراهان همچون تفرش و  آشتيان مجموعاً کانون واحد فرهنگ ديواني و "اهل قلم" بود؛ ناحيه اي مستوفي پرور. چه بسيار دبيران و مستوفيان و وزيران از آن ديار برخاستند که در آن ميان چند تني به بزرگي شناخته شده، در تاريخ اثر برجسته گذارده اند. از اين نظر ميرزا تقي خان نماينده فرهنگ سياسي همان سامان است. خانواده پدري و مادري ميرزا تقي خان از طبقه پيشه ور بودند. پدرش به تصريح قائم مقام "کربلائي محمد قربان" بود که در خطاب او را "کربلائي" مي گفت و آشپز قائم مقام فراهاني بود. کربلائي قربان بعدها ناظر و در واقع ريش سفيد خانه قائم مقام گرديد، و هميشه مورد لطف مخدوم خود بود. وي در خانه قائم مقام تربيت شد و در جواني توانست سمت منشي‌گري قائم مقام را به دست آورد.

دوران حضور در دستگاه دولتي
وي پس از قتل گريبايدوف در ايران، از جانب دستگاه دولتي ايران ماموريت يافت تا براي عذرخواهي به نزد تزار روسيه برود. وي سپس رياست هياتي سياسي را بر عهده گرفت و مامور حل اختلافات مرزي با دولت عثماني شد. اين ماموريت دو سال به طول انجاميد و ميرزا محمدتقي‌خان در اين دوران به اميرنظام ملقب گشت. پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال 1226 شمسي، وي در تامين هزينه عزيمت وليعهد ناصر الدين‌ شاه به تهران نقش مهمي ايفا نمود. وي در اوايل سلطنت ناصر الدين‌ شاه به مقام صدر اعظمي دست يافت و لقب اميرکبير را دريافت نمود. دليل اين انتصاب، حُسن انجام وظيفه او در رساندن شاه به تخت پادشاهي بود.

امير دو زن گرفته است. زن اولش، دختر عمويش بود يعني دختر حاج شهباز خان. نام او را "جان جان خانوم" ذکر کرده اند كه از او سه فرزند داشت. زن دوم امير، "ملکزاده خانم" ملقب به عزت الدوله يگانه خواهر تني ناصرالدين شاه بود كه در 26 بهمن 1227 برابر 22 ربيع‌الاول 1265 ق. با وي ازدواج کرد.

خصوصيات روحي و اخلاقي
در استحکام اخلاقي او ترديد نيست، و مظاهر عيني آن گوناگون است. يک جنبه اش اينکه در عزمش پايدار بود. نويسنده صدرالتواريخ که زير نظر اعتمادالسلطنه اين کتاب را پرداخته مي گويد: "اين وزير هم در وزارت مثل نادر شاه بود.... هم مانند نادر عزم ثابت و اصالت رأي داشته است". در موردي که نماينده انگليس خواست رأي امير را عوض کند، خود اعتراف دارد که "... سعي من و کوشش نماينده روسيه، و تلاش مشترک ما همه باطل است. کسي نميتواند ميرزا تقي خان را از تصميمش باز دارد". بي اثر بودن پافشاريهاي روس و انگليس و عثماني در رأي او، جاي خود دارد. اما يک دندگي بي خردانه نمي کرد. حد شناسي از خصوصيات سياسي اوست و چون مي ديد سياستي پيشرفت ندارد، روش خود را تغيير مي داد.

درستي و راست کرداري از مظاهر ديگر استحکام اخلاقي اوست؛ از اين نظر فساد ناپذير بود. قضاوت وزير مختار انگليس اين است: "پول دوستي که خوي ملي ايرانيان است در وجود امير بي اثر است". به قول رضاقلي خان هدايت که او را نيک مي شناخت: "به رشوه و عشوهً  کسي فريفته نمي شد".

جنبه ديگر خوي استوار امير اينکه به گفته و نوشته خويش اعتبار مي نهاد. واتسون مي نويسد: "امير نظام به آساني به کسي قول نمي دهد. اما هر آينه انجام کاري را وعده مي کرد، بايد به سخنش اعتماد نمود و انجام آن کار را متحقق شمرد".

دلير و جسور بود. رفتاري متين و سنگين داشت. به شخصيت خويش مغرور بود و نسبت به کارداني و صفات برجسته اش آگاه. اما تعجب اينکه نامجو و شهرت خواه نبود. دليل ما اين است: هر چه که به حکام ولايات و نمايندگان سياسي بيگانه در اصلاح امور مملکت نگاشته، همه را به نام شاه و امر او قلمداد کرده است. مهمتر اينکه در سرتاسر روزنامه وقايع اتفاقيه زمان صدارتش، از تجليل ميرزا تقي خان خبري نيست. فقط چهار جا اسمش آمده و آن هم به حکم ضرورت.

او را به مناعت طبع مي شناختند که از مظاهر غرور نفساني اش بود، و به خواري تن در نمي داد. نماينده انگليس ضمن اينکه به حيثيت خواهي و حساسيت ميرزا تقي خان در روابط با بيگانگان اشاره مي کند، مي گويد: "هيچ گاه حاضر نيست رفتار متکبرانه کسي را تحمل کند".

عزل
حضور اميرکبير در دربار ناصر الدين‌ شاه همواره مورد مخالفت تعدادي از نزديکان شاه از جمله مهد عليا مادر شاه، اعتمادالدوله و ميرزا آقاخان نوري قرار داشت؛ چنان که تلاش ‌هاي اين عده سرانجام منجر به صدور حکم عزل اميرکبير از مقام خود گرديد. برخي از درباريان که او را مخالف منافع خود مي‌ديدند، تهمت زدند که اميرکبير داعيه سلطنت دارد. تحريک ‌هاي مادر شاه و ديگر درباريان باعث ترس شاه شد، از اين رو، حکم عزل اميرکبير در روز 19 محرم سال 1267 هجري قمري به وي ابلاغ شد. چهار روز پس از اين، ميرزا آقاخان نوري به سمت صدارت منصوب شد.

مرگ
اميرکبير، دو روز پس از عزل به کاشان تبعيد شد. اما با اين وجود، مخالفان اميرکبير در دربار، احتمال مي‌دادند که اميرکبير بار ديگر مورد عنايت شاه قرار گيرد و به قدرت بازگردد. بنابراين با کوشش فراوان توانستند حکم قتل وي را از ناصر الدين ‌شاه بگيرند. سرانجام اميرکبير در 20 دي 1230 در حمام فين کاشان به قتل رسيد. جسد اميرکبير ابتدا در کاشان دفن شد ولي چند ماه بعد با تلاش عزت‌الدوله، همسرش، به کربلا منتقل شد.

مهم‌ترين اقدامات اميرکبير
تأسيس مدرسه دارالفنون: مدرسه دارالفنون در زمان صدارت اميرکبير، در هفت شعبه تأسيس شد و اولين مدرسه جديد ايران بود. شاهزاده‌هاي قاجار نخستين دانشجويان دارالفنون بودند. در دارالفنون اصول علمي جديد و دانش‌هاي مهندسي، پزشکي و فنون به جوانان آموزش داده مي‌شد رشته هاي اصلي تعليمات دارالفنون بنحوي که او در نظر گرفته بود عبارت بودند از: پياده نظام و فرماندهي، توپخانه، سواره نظام، مهندسي، رياضيات، نقشه کشي، معدن شناسي، فيزيک و کيمياي فرنگي و داروسازي، طب و تشريح و جراحي، تاريخ و جغرافيا، و زبان هاي خارجي. بسياري از معلم‌هاي آن از اروپا و به ويژه از کشورهايي چون اتريش، اسپانيا، ايتاليا و فرانسه به کار گرفته شده بودند. پس از برکناري اميرکبير، با وجود مخالفت‌هاي ميرزا آقاخان نوري، مدرسه کار خود را ادامه داد.

انتشار روزنامه وقايع اتفاقيه: اولين شماره روزنامه وقايع اتفاقيه در سال سوم سلطنت ناصرالدين‌شاه قاجار در 18 بهمن 1229 خورشيدي (برابر با 7 فوريه 1851 ميلادي) و به کوشش اميرکبير منتشر شد. به دستور اميرکبير اشتراک اين روزنامه براي هر يک از افرادي که از دستگاه دولتي بيش از 200 تومان حقوق مي‌گرفتند اجباري بود. در اين روزنامه، اخبار داخلي شامل خبرهاي مربوط به دربار، عزل و نصب ‌ها، اعطاي مقام ‌ها، نشان ‌ها و امتيازات چاپ مي‌شد. در برخي شماره ‌ها نيز اخبار رويدادهاي شهرهاي ايران به چاپ مي‌رسيد. در بخش اخبار خارجي، اخبار مربوط به کشورهاي اروپايي به چاپ مي‌رسيد. همچنين اين روزنامه داراي صفحه حوادث نيز بود. توجه ميرزا تقي خان معطوف به دو معني بود: يکي اطلاع يافتن دولت از اوضاع جهان، و ديگر پرورش عقلاني مردم و آشنا کردن آنها به دانش جديد و احوال ديگر کشورها. 

رسيدگي به وضع ماليه: اميرکبير در دوران صدراعظمي خود با رشوه خواري به مبارزه خاست. او دستور داد دريافتي‌هاي بي‌حساب و قطع مواجب بي‌جهتي که از دستگاه‌هاي دولتي مي‌گرفتند؛ قطع شود. وي حقوق شاه را کاهش داد و ماهانه به دوهزار تومان رسانيد و قرار گذاشت که هر ماه به او کارسازي کنند. وي مواجب بي‌حسابي که حاج ميرزا آقاسي برقرار کرده بود، قطع کرد. سروساماني به قوانين مالياتي داد و صورت عوايد و مخارج آن را تعديل کرد. تيولداراني که حق ديوان را نمي‌دادند، امير تيول آن‌ها را ضبط کرد.

او همچنين براي ماموران دولتي حقوق ثابت تعيين کرد.

اصلاحات اجتماعي: اميرکبير، دستور داد که رسم قمه‌کشي و لوطي‌بازي از شهرها و راه‌ها برداشته شود. وي حمل اسلحه سرد و گرم را ممنوع کرد. وي قاعده بست‌نشيني را لغو کرد. اين کار اميرکبير، مخالفت بسياري از روحانيون را برانگيخت.

سر و سامان دادن به ارتش: اميرکبير، مشق و دروس ارتشيان و تسليحات آن‌ها و برکشيدن صاحب‌منصبان بي‌طرف و نهادن شغل و سمت در مقابل افراد و حذف مشاغل بي‌فايده در نظام سازماني را پايه‌گذاري کرد. رسمِ بخشيدنِ مناصبِ بي‌شغل را برانداخت و معيار ترفيع صاحب‌منصبان، شايستگي ايشان گشت. مهمات‌سازي در زمان او رشد کرد و توپ‌ريزي و باروت‌سازي تبريز دوباره رونق گرفت. وضع لباس ارتش مرتب و منظم شد. به دستور وي لباس سربازان از پارچه ايراني بود.

اصلاح سياست خارجي: اميرکبير، دستگاه وزارت امور خارجه را توسعه داد. تأسيس سفارت ‌خانه ‌هاي دائمي در لندن و سن‌ پترزبورگ، ايجاد کنسولگري در بمبئي، عثماني و قفقاز؛ تربيت کادر براي وزارت امور خارجه و تنظيم دفتر اسناد سياسي از کارهاي اوست.

اصلاحات مذهبي: اميرکبير، در پي منع قمه‌زني و اصلاح امور روضه‌خواني برآمد. وي نسبت به علماي مذهبي با احترام خاصي برخورد مي‌کرد، با اين حال ميرزا ابوالقاسم امام جمعه تهران، از جمله روحانيوني بود که به شدت به مخالفت با اميرکبير برخاست و بسياري از روحانيون ديگر نيز به همراهي با او برخاستند.

سياست مذهبي امير دو جهت ثابت و مشخص داشت: کاستن نفوذ روحاني و منع دخالت در سياست؛ آزادي و مداراي ديني. قبلا بگوئيم که امير نه دشمن دين بود و نه بدخواه روحانيت؛ اين معني را در تحليل شخصيت فردي او باز نموديم که خود ديندار بود و مقيد به اصول و آداب مذهبي. اما از تعصب آزاد بود و به گفته اعتضادالسلطنه زهد خشک را استهزاء مي کرد. برخورد دولت امير با دستگاه روحاني زاده دو عامل اصلي بود: يکي دخل و تصرف عالمان دين در کار سياست، دوم سنت پرستي و ظلمت هيأت روحاني. در واقع سياست عمومي امير در کاستن قدرت روحاني متوجه امام جمعه ها و شيخ الاسلام ها مي گرديد که در افکار قاطبه مردم نفوذ داشتند، مروج کهنه پرستي و ناداني بودند، سراي آنان مصون و جاي تحصن بود. از اين راه اعمال قدرت مي نمودند و در سياست مداخله مي کردند. امير چنين حق و مسئوليتي را براي روحانيون نمي شناخت. به علاوه نفوذ و رويه ايشان را مانع پيشرفت نقشه اصلاح و ترقي مي دانست.  

حذف القاب و عناوين: اميرکبير، القاب و عناوين فرمايشي را موجب زيان‌ هاي اجتماعي مي‌دانست و در ناميدن ديگران به گفتن واژه "جناب" اکتفا مي‌کرد، حتي نسبت به مقام صدارت.

فرمان قتل سيد علي محمد باب: اميرکبير، دستور داد که باب که در قلعه چهريق آذربايجان زنداني بود؛ در تبريز تيرباران شد.

فرمان قتل سالار پسر آصف‌الدوله: سالار والي خراسان که طرفدار تجزيه‌طلبي و جدايي خاک خراسان از ايران بود، در زمان ناصرالدين‌شاه شورش کرد. اميرکبير، سپاهياني را به خراسان فرستاد. سرانجام، امير دستور داد که سالار و همراهانش کشته شوند.

آوردن سيدصالح عرب به ايران: آقا سيد صالح در کربلا با فرستادگان امپراتوري عثماني رو به ‌رو گرديد. وي شش روز با عثماني جنگيد تا اين که دستگير شد و سلطان عثماني به دستگير کردن وي فرمان داد. اميرکبير تلاش کرد تا سيد را به تهران برگرداند.

منابع: سايت هاي ويكي پديا و فرهنگسرا

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار