پشت این فتنه نفاق است، نفاق...
سيد شايان محمدي - گروه اندیشه؛ جملات فوق بخشي از بيانات امام علي (ع) است كه در خطبه اي راجع به ويژگي هاي منافقين فرمودند.
ايشان همچنين درباره فتنه آفريني و آشوب طلبي منافقين فرمودند: «منافقين با فتنه آفريني و ايجاد آشوب، نظام زندگي اجتماعي را مختل و امنيت عمومي را به مخاطره مي اندازند. آنها كساني هستند كه هرگاه متحد شوند، زيانبار خواهند بود و هرگاه متفرق شوند سود به بار خواهد آورد.»
در اين هنگام برخي از حاضرين كه از فرمايشات حضرت متعجب شده بودند، از امام سؤال كردند: «زيان اتحادشان را دانستيم، اما سودپراكندگي آنان در چيست»؟
حضرت در پاسخ آنان فرمودند: «پيشه وران و اهل كسب به كارهاي خود باز مي گردند و مردم از تلاش آنها سود مي برند، بنا به كار خود مي پردازد، بافنده مشغول بافندگي مي شود و نانوا به پخت نان مي پردازد.»
به راه انداختن جنگ «جمل»، «صفين» و «نهروان» ناظر بر فتنه آفريني نحله هاي نفاق در دوران حضرت امير(ع) بود كه علاوه بر از هم پاشيدن نظام زندگي اجتماعي و از ميان بردن امنيت عمومي، باعث شهيد و كشته شدن جماعت بسيار زيادي از مردم و درنهايت سست شدن پايه هاي حكومت ديني شد.
با نگاهي به تاريخ تحولات صدر اسلام و به خصوص فرمايشات رسول مكرم اسلام و امام علي (ع) مي توان به اجمال مهم ترين خصوصيات جريان خط نفاق صدر اسلام را بر شمرد؛
هواپرستي منافقان
يکي از ويژگيهايي که قرآن براي منافقان بر ميشمارد، هواپرستي آنان است. ايشان به جاي تسليم بودن در برابر حق و پيروي از عقل و آموزههاي ديني، پيرو اميال نفساني و هواهاي شيطاني خويش هستند و به دليل باورهاي غلط و سستي که دارند، حق محوري برايشان مفهومي ندارد. در نتيجه کاملترين ويژگي آنان هواپرست و خود محور بودن است.
قرآن کريم در اين باره ميفرمايد: «آنان کساني هستند که خداوند بر دل هايشان مهر و قفل نهاده است. از اين رو، آنها تنها از هواي نفسشان پيروي ميکنند.»
کبر، خود بزرگ بيني، رياستطلبي و دنياگرايي از نمودهاي هواپرستي است که منافقان همه به آنها گرفتارند.
رسول خدا صلياللهعليهوآله ميفرمايند: «محبت رياست و مال دنيا نفاق را در دل ميروياند. آن چنان که آب سبزي را طراوت ميبخشد». نتيجه رياستطلبي نيز به تباه کشيده شدن جامعه است. گفتهاند: هنگامي که در حضور امام رضا عليهالسلام درباره شخصي گفتند که بسيار رياست طلب بود امام رضا عليهالسلام فرمود: «خطر دو گرگ خون خوار در گلهاي که بيچوپان است، بيشتر از خطر رياستطلبي براي دين مسلمانان نيست.»
فتنه آفريني
«ايجاد بحران هاي امنيتي و فتنه آفريني» يكي ازمهم ترين رهاوردهاي شجره ملعونه نفاق است. منافقين به دليل آشتي ناپذيري با مومنين، از يك طرف شدت عمل خود را نسبت به آنان ابراز مي نمايند و از طرف ديگر، عطوفت و مهرباني خود را نثار جبهه ضدديني مي كنند. هم گرايي و همراهي جريان نفاق با دشمنان شناخته شده و كمين كرده بيروني، باعث مي شود حكومت ديني به لبه پرتگاه آشوب و فتنه براندازي و تسلط اجانب سوق پيدا كند.
ايجاد جنگ رواني
يکي از ويژگيهاي منافقان، ايجاد جنگ رواني است. اگر عوامل تشکيل دهنده ايجاد جنگ رواني را مسائلي چون: ايجاد تزلزل و اضطراب، حاکم کردن جو ناامن، ساخت و انتشار شايعات بياساس، مطرح کردن اتهامهاي گوناگون و... بدانيم گروه نفاق پيشه همواره با دست يازيدن به اين امور ميکوشند جامعه را به دلهره کشانده، روحيه عمومي را تضعيف کنند.
آنان تلاش ميکنند ترس و نااميدي را حاکم سازند تا مؤمنان به تصميمگيري صحيح و به هنگام قادر نباشند.
البته هدف آنها از اين کار يکي از اين دو امر است: دل گرمي دادن به دشمن يا سلب اعتماد عمومي نسبت به کارگزاران نظام که نتيجه هر دو امر، اختلاف در جامعه و تضعيف پايههاي نظام است. ابزارهايي که در اين راستا از آنها بهره ميگيرند نيز عبارتند از:
1. بزرگ جلوه دادن دشمن و تحقير قواي خودي تا در دل مؤمنان ترس حاکم شود و از مقابله با دشمن بازمانند. آنان به هنگام وقوع حادثه ناگواري مؤمنان را به فرار و عقبنشيني ميخوانند: «به ياد آوريد زماني را که منافقان گفتند: اينجا جاي توقف نيست. برگرديد».
2. شايعه سازي و انتشار آن در سطح گسترده.
3. انواع اتهامها که آنها را درباره کارگزاران و رهبران جامعه مطرح ميکنند. نمونه بارز آن داستان افک است که خداوند متعال در آيات 11 تا 17 سوره نور افزون بر نکوهش رفتار منافقان، شيوه درست برخورد با آن گونه اتهامها را به مؤمنان ميآموزد.
تشويق به بدي و نهي از خوبيها
منافقان به دليل ضعف ايمان و بياعتقادي به ارزشهاي الهي و انساني هيچ گاه به احکام الاهي پايبند نيستند و پيوسته ميکوشند مردم را از انجام اين احکام بازدارند. تا آنجا که ميتوانند از گرايش مردم به نيکيها جلوگيري کنند. روشن است که گاه، عدهاي در نتيجه جهل و ناآگاهي به گمان اينکه به کاري که امر ميکنند مدرن و پسنديده است در آن راه تلاش ميکنند، ولي قصد توطئه و تخريب ندارند. از اين موارد ميتوان چشم پوشي کرد، ولي گاه عدهاي ميکوشند معروف و منکر را بشناسند. آن گاه مردم را بر ضد معروف و به سوي منکر فرا خوانند. قرآن تاکيد ميکند که منافقان هميشه پس از شناخت موضوعهاي ناپسند ديگران را به انجام آن تشويق ميکردند و با عمل و گفتار ايشان را از انجام دادن کارهاي پسنديده باز ميداشتند: «مردان منافق و زنان منافق همه از يک گروهند. آنان به منکر امر ميکنند و مردم را از معروف باز ميدارند.»
اشتراک منافق و مشرک در عذاب
هر چند منافقان از شيوههاي گوناگوني استفاده ميکنند تا در ديد افراد جامعه خود را مؤمن و معتقد نشان دهند، ولي از نظر ماهيت با مشرکان هيچ تفاوتي ندارند. حتي به دليل استفاده از حربه ظاهرسازي چون باعث فريب و گمراهي بسياري ميشوند بيش از مشرکان عذاب ميشوند. قرآن کريم نيز در آيات فراواني به جهت هم جبهه و هم سنخ بودن منافقان با مشرکان، آن دو را در يک رديف قرار ميدهد و براي آنها عذاب مشترکي را وعده داده، تصريح ميکنند که آن دو طايفه در عذاب جاودانهاند و خداوند همواره آنان را لعن و نفرين ميکند. همچنين: «خداوند مردان و زنان نفاق پيشه و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد و سوءظن دارند عذاب خواهد کرد.» و در جاي ديگر نيز با صراحت بيشتر آمده است: «خداوند متعال منافقان و مشرکان (کافران) را در دوزخ گرد خواهد آورد.»
جايگاه منافقان در دوزخ
از ديدگاه آموزههاي قرآن کريم، نه تنها جايگاه افراد نفاق پيشهاي که از کار خود دست برندارند و توبه نکنند دوزخ است، بلکه در بدترين جاي آن گرفتار خواهند آمد. دليل سختي عقاب آنها اين است که برخلاف مشرکان و کافران، در افکار توحيد و ارزشهاي متعالي ديني صداقت و صراحت نشان نميدهند، بلکه خود را بيشتر از همه مردم به احکام الهي و به ارزشهاي ديني پايبند و معتقد جلوه ميدهند و ادعاي اصلاحگري دارند.
به همين دليل امر و تظاهر به اسلام و دينداري سبب گمراهي بسياري از افراد ساده لوحي ميشوند که از پي بردن به ماهيت حقيقي اين قشر عاجزند. بر اين اساس، خطر آنان براي مردم مسلمان بسيار بيشتر از کفار و مشکران است. خداوند نيز افزون بر عذاب مشترک آنان با کافران، وعده عذاب سختتر و دردناکتري از مشرکان را به آنها داده است و در تعيين جايگاه بسيار بدآنها در دوزخ در قرآن ميخوانيم: «همانا منافقان در پايينترين درجات جهنم خواهند بود و هرگز براي آنان کمک و نجاتبخشي از آن جا پيدا نخواهد شد و آنها براي هميشه در آنجا ماندگار خواهند بود.»
شيوههاي برخورد با نفاق و منافقان
از بررسي آموزههاي ديني چنين به دست ميآيد که براي ناکام گذاشتن منافقان در دستيابي به اهداف شومشان، از راههاي گوناگوني استفاده ميتوان کرد که از جمله آنهاست:
1- افشاگري بر ضد منافقان قرآن در بيش از سيصد آيه به افشاگري فعاليتهاي تخريبي آنها پرداخته است. با افشاگري، فريب خوردگان جريان نفاق بيدار ميشوند و گذشته از آن امنيت حيثيتي و جاني منافقان به خطر ميافتد. در نتيجه، از دامنه فعاليتهاي تخريبي آنها کاسته ميشود.
2- اطلاع رساني صحيح و پاسخگويي اگر اطلاع رساني به موقع انجام گيرد، حربه هايي چون دروغ و شايعهسازي منافقان کارسازي خود را از دست ميدهند. از اين رو، علي عليهالسلام جز اسرار جنگي هيچ سري را از مردم پنهان نميساختند تا زمينه شايعسازيها فراهم نشود. پاسخ گويي مناسب به شبههها و افزايش بصيرت ديني و سياسي مردم و ايجاد بصيرت کافي در سطح جامعه، انواع حيلهها و نيرنگهاي منافقان را خنثي ميسازد.
3- حفظ وحدت و همبستگي از مهمترين حربههاي گروه منافق ايجاد دو دستگي در ميان مؤمنان است. راه مقابله با اين حربه، پاسداري از حريم وحدت جامعه اسلامي است. دستور اسلام نيز اعتصام به حبل الهي و نهي از تفرقه است.
4- برخورد قاطع با منافقان راهکار ديگري با آنان ميباشد. اگر منافقان از هيچ راه ارشاد نشدند، جهاد و مبارزه با آنها در دستور کار قرار ميگيرد.
5- نهي از معاشرت با منافقان
با توجه به نتايج بسيار نامطلوب هم نشيني با انسانهاي منافق، فرهنگ اسلامي در مواردي ضمن هشدار به عواقب چنين ارتباطهايي، به طور کاملاً روشن، مؤمنان را از معاشرت با آنان باز ميدارد. البته روشن است که نخست انسان بايد به اين نتيجه برسد که از طريق نصيحت و امر به معروف و نهي از منکر نميتواند آنان را از مسير غلطي که در پيش گرفتهاند بازگرداند. چه بسا ممکن است تحت تاثير فريب کاريها و دروغپردازيهاي آنان به اعتقاد انسان لطمهاي وارد شود. قرآن کريم در يک مورد ميفرمايد: «با منافقان نشست و برخاست نکنيد تا از راهي که درپيش گرفتهاند (تمسخر خدا و مؤمنان) باز گردند و پشيمان شوند؛ زيرا در صورت ادامه دادن معاشرت با آنها چه بسا شما نيز به همان مسيري کشيده شويد که آنها کشيده شدهاند.»
6- منع از سپردن کار به منافق
يکي از دستورهايي که در آموزههاي قرآن به آن برميخوريم، منع کردن مؤمنان از دوستي با منافقان و اعتماد به آنان است؛ زيرا اين قشر به سبب پايبند نبودن به اصول اخلاقي و انساني و ديني هرگز نميتوانند وظايف دوستي را به جا آورده، در کارهايي که به آنها اعتماد شده است، صادق و امين باشند. حتي قرآن تصريح کرده است که آنان چون به لحاظ اعتقادي با مؤمنان سر عناد دارند و همواره از پيروزي آنها نگران و از شکستشان شاد ميشوند، با کفار و مشرکان و دشمنان جامعه اسلامي راحتتر کنار ميآيند. حتي آنان را به سرپرستي و ولايت خود ميپذيرند و در خلوت با کفار براي شکست مؤمنان دست به دست هم ميدهند. يکي از دستورهاي صريح قرآن به مؤمنان درباره منافقان اين است که: «زنهار! از ميان منافقان براي خود دوستان و مسئولاني اختيار مکنيد.» در اشاره به علت آن علي عليهالسلام در جاي ديگري ميفرمايند: «اگر منافقان حاکم شوند، ستم و طغيان و اسراف ميکنند.»
7- امر به جهاد با منافقان
با توجه به خطرهايي که از ناحيه قشر منافق متوجه جامعه اسلامي است دستورهايي درباره چگونگي برخورد با اين قشر در آيات قرآني وارد شده که از آن جمله مبارزه همه جانبه و هميشگي با آنهاست؛ زيرا منافق همانند شمشيري دولبه است و همواره با مسلمانان و جامعه اسلامي و انساني در حال جنگ و ستيز است و او عقايد و مقدسات مردم را سپر قرار ميدهد و از انجام آنچه موجب ضرر و زيان آنان است، به طور مخفيانه فروگذار نميکند.
افراد نادان را وسيله نيل به مقاصد شوم خود قرار داده، از آنها در راه رسيدن به هدف خويش بهرهجويي ميکند و.... خداوند متعال نيز به سبب اين زيانهاي منافقان به پيامبر اکرم صلياللهعليهوآله دستور ميدهد که به آنها سختگيري کند و با آنها به جهاد برخيزد. در جاي ديگري نيز به عذاب محاربان و منافقان اشاره ميکند و ميفرمايد: «سزاي کساني که با دوستداران خدا و پيامبر او ميجنگند و در زمين به فساد و فتنهانگيزي ميپردازند، جز اين نيست که کشته يا بر دار آويخته شوند يا دست و پايشان در خلاف جهت يکديگر بريده شود، با از آن سرزمين تبعيد گردند. اين رسوايي آنان در دنياست.»/انتهاي پيام/