پشت این فتنه نفاق است، نفاق...
کد خبر:۴۷۶۲۳
نگاهي به جريان نفاق در صدر اسلام؛

پشت این فتنه نفاق است، نفاق...

«رنگ به رنگ مي شوند، آشوب هاي گوناگون به پا مي كنند به هر تكيه گاهي براي ضربه زدن به شما تكيه مي كنند و به هر كمين گاهي براي نقشه كشيدن عليه شما پناه مي برند. عمل آنان معيوب و گفته هاي آنها جالب است. كار آنان دردي كشنده است. دشمن نعمت و آسايشند. بر معصيت تأكيد دارند و نااميدكننده هستند»

سيد شايان محمدي - گروه اندیشه؛ جملات فوق بخشي از بيانات امام علي (ع) است كه در خطبه اي راجع به ويژگي هاي منافقين فرمودند.

ايشان همچنين درباره فتنه آفريني و آشوب طلبي منافقين فرمودند: «منافقين با فتنه آفريني و ايجاد آشوب، نظام زندگي اجتماعي را مختل و امنيت عمومي را به مخاطره مي اندازند. آنها كساني هستند كه هرگاه متحد شوند، زيانبار خواهند بود و هرگاه متفرق شوند سود به بار خواهد آورد.»

در اين هنگام برخي از حاضرين كه از فرمايشات حضرت متعجب شده بودند، از امام سؤال كردند: «زيان اتحادشان را دانستيم، اما سودپراكندگي آنان در چيست»؟

حضرت در پاسخ آنان فرمودند: «پيشه وران و اهل كسب به كارهاي خود باز مي گردند و مردم از تلاش آنها سود مي برند، بنا به كار خود مي پردازد، بافنده مشغول بافندگي مي شود و نانوا به پخت نان مي پردازد.»

به راه انداختن جنگ «جمل»، «صفين» و «نهروان» ناظر بر فتنه آفريني نحله هاي نفاق در دوران حضرت امير(ع) بود كه علاوه بر از هم پاشيدن نظام زندگي اجتماعي و از ميان بردن امنيت عمومي، باعث شهيد و كشته شدن جماعت بسيار زيادي از مردم و درنهايت سست شدن پايه هاي حكومت ديني شد.

با نگاهي به تاريخ تحولات صدر اسلام و به خصوص فرمايشات رسول مكرم اسلام و امام علي (ع) مي توان به اجمال مهم ترين خصوصيات جريان خط نفاق صدر اسلام را بر شمرد؛

هواپرستي منافقان

يکي از ويژگي‏هايي که قرآن براي منافقان بر مي‏شمارد، هواپرستي آنان است. ايشان به جاي تسليم بودن در برابر حق و پيروي از عقل و آموزه‏هاي ديني، پيرو اميال نفساني و هواهاي شيطاني خويش هستند و به دليل باورهاي غلط و سستي که دارند، حق محوري برايشان مفهومي ندارد. در نتيجه کامل‏ترين ويژگي آنان هواپرست و خود محور بودن است.

قرآن کريم در اين باره مي‏فرمايد: «آنان کساني هستند که خداوند بر دل هايشان مهر و قفل نهاده است. از اين رو، آن‏ها تنها از هواي نفسشان پيروي مي‏کنند.»

کبر، خود بزرگ بيني، رياست‏طلبي و دنياگرايي از نمودهاي هواپرستي است که منافقان همه به آن‏ها گرفتارند.

رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله مي‏فرمايند: «محبت رياست و مال دنيا نفاق را در دل مي‏روياند. آن چنان که آب سبزي را طراوت مي‏بخشد». نتيجه رياست‏طلبي نيز به تباه کشيده شدن جامعه است. گفته‏اند: هنگامي که در حضور امام رضا عليه‏السلام درباره شخصي گفتند که بسيار رياست طلب بود امام رضا عليه‏السلام فرمود: «خطر دو گرگ خون خوار در گله‏اي که بي‏چوپان است، بيش‏تر از خطر رياست‏طلبي براي دين مسلمانان نيست.»

فتنه آفريني

«ايجاد بحران هاي امنيتي و فتنه آفريني» يكي ازمهم ترين رهاوردهاي شجره ملعونه نفاق است. منافقين به دليل آشتي ناپذيري با مومنين، از يك طرف شدت عمل خود را نسبت به آنان ابراز مي نمايند و از طرف ديگر، عطوفت و مهرباني خود را نثار جبهه ضدديني مي كنند. هم گرايي و همراهي جريان نفاق با دشمنان شناخته شده و كمين كرده بيروني، باعث مي شود حكومت ديني به لبه پرتگاه آشوب و فتنه براندازي و تسلط اجانب سوق پيدا كند.

ايجاد جنگ رواني

يکي از ويژگي‏هاي منافقان، ايجاد جنگ رواني است. اگر عوامل تشکيل دهنده ايجاد جنگ رواني را مسائلي چون: ايجاد تزلزل و اضطراب، حاکم کردن جو ناامن، ساخت و انتشار شايعات بي‏اساس، مطرح کردن اتهام‏هاي گوناگون و... بدانيم گروه نفاق پيشه همواره با دست يازيدن به اين امور مي‏کوشند جامعه را به دلهره کشانده، روحيه عمومي را تضعيف کنند.

آنان تلاش مي‏کنند ترس و نااميدي را حاکم سازند تا مؤمنان به تصميم‏گيري صحيح ‏و به هنگام قادر نباشند.

البته هدف آن‏ها از اين کار يکي از اين دو امر است: دل گرمي دادن به دشمن يا سلب اعتماد عمومي نسبت به کارگزاران نظام که نتيجه هر دو امر، اختلاف در جامعه و تضعيف پايه‏هاي نظام است. ابزارهايي که در اين راستا از آن‏ها بهره مي‏گيرند نيز عبارتند از:

1. بزرگ جلوه دادن دشمن و تحقير قواي خودي تا در دل مؤمنان ترس حاکم شود و از مقابله با دشمن بازمانند. آنان به هنگام وقوع حادثه ناگواري مؤمنان را به فرار و عقب‏نشيني مي‏خوانند: «به ياد آوريد زماني را که منافقان گفتند: اينجا جاي توقف نيست. برگرديد».

2. شايعه سازي و انتشار آن در سطح گسترده.

3. انواع اتهام‏ها که آن‏ها را درباره کارگزاران و رهبران جامعه مطرح مي‏کنند. نمونه بارز آن داستان افک است که خداوند متعال در آيات 11 تا 17 سوره نور افزون بر نکوهش رفتار منافقان، شيوه درست برخورد با آن گونه اتهام‏ها را به مؤمنان مي‏آموزد.

تشويق به بدي و نهي از خوبي‏ها

منافقان به دليل ضعف ايمان و بي‏اعتقادي به ارزش‏هاي الهي و انساني هيچ گاه به احکام الاهي پايبند نيستند و پيوسته مي‏کوشند مردم را از انجام اين احکام بازدارند. تا آنجا که مي‏توانند از گرايش مردم به نيکي‏ها جلوگيري کنند. روشن است که گاه، عده‏اي در نتيجه جهل و ناآگاهي به گمان اينکه به کاري که امر مي‏کنند مدرن و پسنديده است در آن راه تلاش مي‏کنند، ولي قصد توطئه و تخريب ندارند. از اين موارد مي‏توان چشم پوشي کرد، ولي گاه عده‏اي مي‏کوشند معروف و منکر را بشناسند. آن گاه مردم را بر ضد معروف و به سوي منکر فرا خوانند. قرآن تاکيد مي‏کند که منافقان هميشه پس از شناخت موضوع‏هاي ناپسند ديگران را به انجام آن تشويق مي‏کردند و با عمل و گفتار ايشان را از انجام دادن کارهاي پسنديده باز مي‏داشتند: «مردان منافق و زنان منافق همه از يک گروهند. آنان به منکر امر مي‏کنند و مردم را از معروف باز مي‏دارند.»

اشتراک منافق و مشرک در عذاب

هر چند منافقان از شيوه‏هاي گوناگوني استفاده مي‏کنند تا در ديد افراد جامعه خود را مؤمن و معتقد نشان دهند، ولي از نظر ماهيت با مشرکان هيچ تفاوتي ندارند. حتي به دليل استفاده از حربه ظاهرسازي چون باعث فريب و گمراهي بسياري مي‏شوند بيش از مشرکان عذاب مي‏شوند. قرآن کريم نيز در آيات فراواني به جهت هم جبهه و هم سنخ بودن منافقان با مشرکان، آن دو را در يک رديف قرار مي‏دهد و براي آن‏ها عذاب مشترکي را وعده داده، تصريح مي‏کنند که آن دو طايفه در عذاب جاودانه‏اند و خداوند همواره آنان را لعن و نفرين مي‏کند. همچنين: «خداوند مردان و زنان نفاق پيشه و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد و سوءظن دارند عذاب خواهد کرد.» و در جاي ديگر نيز با صراحت بيشتر آمده است: «خداوند متعال منافقان و مشرکان (کافران) را در دوزخ گرد خواهد آورد.»

جايگاه منافقان در دوزخ

از ديدگاه آموزه‏هاي قرآن کريم، نه تنها جايگاه افراد نفاق پيشه‏اي که از کار خود دست برندارند و توبه نکنند دوزخ است، بلکه در بدترين جاي آن گرفتار خواهند آمد. دليل سختي عقاب آن‏ها اين است که برخلاف مشرکان و کافران، در افکار توحيد و ارزش‏هاي متعالي ديني صداقت و صراحت نشان نمي‏دهند، بلکه خود را بيشتر از همه مردم به احکام الهي و به ارزش‏هاي ديني پايبند و معتقد جلوه مي‏دهند و ادعاي اصلاح‏گري دارند.

به همين دليل امر و تظاهر به اسلام و دين‏داري سبب گمراهي بسياري از افراد ساده لوحي مي‏شوند که از پي بردن به ماهيت حقيقي اين قشر عاجزند. بر اين اساس، خطر آنان براي مردم مسلمان بسيار بيش‏تر از کفار و مشکران است. خداوند نيز افزون بر عذاب مشترک آنان با کافران، وعده عذاب سخت‏تر و دردناک‏تري از مشرکان را به آن‏ها داده است و در تعيين جايگاه بسيار بدآن‏ها در دوزخ در قرآن مي‏خوانيم: «همانا منافقان در پايين‏ترين درجات جهنم خواهند بود و هرگز براي آنان کمک و نجات‏بخشي از آن جا پيدا نخواهد شد و آن‏ها براي هميشه در آن‏جا ماندگار خواهند بود.»

شيوه‏هاي برخورد با نفاق و منافقان

از بررسي آموزه‏هاي ديني چنين به دست مي‏آيد که براي ناکام گذاشتن منافقان در دست‏يابي به اهداف شومشان، از راه‏هاي گوناگوني استفاده مي‏توان کرد که از جمله آن‏هاست:

1- افشاگري بر ضد منافقان قرآن در بيش از سيصد آيه به افشاگري فعاليت‏هاي تخريبي آن‏ها پرداخته است. با افشاگري، فريب خوردگان جريان نفاق بيدار مي‏شوند و گذشته از آن امنيت حيثيتي و جاني منافقان به خطر مي‏افتد. در نتيجه، از دامنه فعاليت‏هاي تخريبي آن‏ها کاسته مي‏شود.

2- اطلاع رساني صحيح و پاسخ‏گويي اگر اطلاع رساني به موقع انجام گيرد، حربه هايي چون دروغ و شايعه‏سازي منافقان کارسازي خود را از دست مي‏دهند. از اين رو، علي عليه‏السلام جز اسرار جنگي هيچ سري را از مردم پنهان نمي‏ساختند تا زمينه شايع‏سازي‏ها فراهم نشود. پاسخ گويي مناسب به شبهه‏ها و افزايش بصيرت ديني و سياسي مردم و ايجاد بصيرت کافي در سطح جامعه، انواع حيله‏ها و نيرنگ‏هاي منافقان را خنثي مي‏سازد.

3- حفظ وحدت و همبستگي از مهم‏ترين حربه‏هاي گروه منافق ايجاد دو دستگي در ميان مؤمنان است. راه مقابله با اين حربه، پاسداري از حريم وحدت جامعه اسلامي است. دستور اسلام نيز اعتصام به حبل الهي و نهي از تفرقه است.

4- برخورد قاطع با منافقان راهکار ديگري با آنان مي‏باشد. اگر منافقان از هيچ راه ارشاد نشدند، جهاد و مبارزه با آن‏ها در دستور کار قرار مي‏گيرد.

5- نهي از معاشرت با منافقان

با توجه به نتايج بسيار نامطلوب هم نشيني با انسان‏هاي منافق، فرهنگ اسلامي در مواردي ضمن هشدار به عواقب چنين ارتباط‏هايي، به طور کاملاً روشن، مؤمنان را از معاشرت با آنان باز مي‏دارد. البته روشن است که نخست انسان بايد به اين نتيجه برسد که از طريق نصيحت و امر به معروف و نهي از منکر نمي‏تواند آنان را از مسير غلطي که در پيش گرفته‏اند بازگرداند. چه بسا ممکن است تحت تاثير فريب کاري‏ها و دروغ‏پردازي‏هاي آنان به اعتقاد انسان لطمه‏اي وارد شود. قرآن کريم در يک مورد مي‏فرمايد: «با منافقان نشست و برخاست نکنيد تا از راهي که درپيش گرفته‏اند (تمسخر خدا و مؤمنان) باز گردند و پشيمان شوند؛ زيرا در صورت ادامه دادن معاشرت با آن‏ها چه بسا شما نيز به همان مسيري کشيده شويد که آن‏ها کشيده شده‏اند.»

6- منع از سپردن کار به منافق

يکي از دستورهايي که در آموزه‏هاي قرآن به آن برمي‏خوريم، منع کردن مؤمنان از دوستي با منافقان و اعتماد به آنان است؛ زيرا اين قشر به سبب پايبند نبودن به اصول اخلاقي و انساني و ديني هرگز نمي‏توانند وظايف دوستي را به جا آورده، در کارهايي که به آن‏ها اعتماد شده است، صادق و امين باشند. حتي قرآن تصريح کرده است که آنان چون به لحاظ اعتقادي با مؤمنان سر عناد دارند و همواره از پيروزي آن‏ها نگران و از شکستشان شاد مي‏شوند، با کفار و مشرکان و دشمنان جامعه اسلامي راحت‏تر کنار مي‏آيند. حتي آنان را به سرپرستي و ولايت خود مي‏پذيرند و در خلوت با کفار براي شکست مؤمنان دست به دست هم مي‏دهند. يکي از دستورهاي صريح قرآن به مؤمنان درباره منافقان اين است که: «زنهار! از ميان منافقان براي خود دوستان و مسئولاني اختيار مکنيد.» در اشاره به علت آن علي عليه‏السلام در جاي ديگري مي‏فرمايند: «اگر منافقان حاکم شوند، ستم و طغيان و اسراف مي‏کنند.»

 7- امر به جهاد با منافقان

با توجه به خطرهايي که از ناحيه قشر منافق متوجه جامعه اسلامي است دستورهايي درباره چگونگي برخورد با اين قشر در آيات قرآني وارد شده که از آن جمله مبارزه همه جانبه و هميشگي با آن‏هاست؛ زيرا منافق همانند شمشيري دولبه است و همواره با مسلمانان و جامعه اسلامي و انساني در حال جنگ و ستيز است و او عقايد و مقدسات مردم را سپر قرار مي‏دهد و از انجام آن‏چه موجب ضرر و زيان آنان است، به طور مخفيانه فروگذار نمي‏کند.

افراد نادان را وسيله نيل به مقاصد شوم خود قرار داده، از آن‏ها در راه رسيدن به هدف خويش بهره‏جويي مي‏کند و.... خداوند متعال نيز به سبب اين زيان‏هاي منافقان به پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله دستور مي‏دهد که به آن‏ها سخت‏گيري کند و با آن‏ها به جهاد برخيزد. در جاي ديگري نيز به عذاب محاربان و منافقان اشاره مي‏کند و مي‏فرمايد: «سزاي کساني که با دوستداران خدا و پيامبر او مي‏جنگند و در زمين به فساد و فتنه‏انگيزي مي‏پردازند، جز اين نيست که کشته يا بر دار آويخته شوند يا دست و پايشان در خلاف جهت يکديگر بريده شود، با از آن سرزمين تبعيد گردند. اين رسوايي آنان در دنياست.»/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار