انسان زرنگ
زرنگي انسان به اين نيست كه جهنّم نرود. زيرا ديوانهها هم جهنّم نميروند. بچهها هم جهنّم نميروند. حتي كفار هم اگر معاند و لجوج نباشند، جهنّم نميروند. پس اين زرنگي نيست که يك شيعه بگويد، من آنم كه جهنّم نميروم. همچنين بهشت رفتن هم زرنگي نيست، زيرا بچهها و سفها هم ممکن است به بهشت بروند. انسان هفتاد سال زندگي کند و زحمت بکشد براي اينكه به بهشت برود؟ اين زرنگي نيست. پس زرنگي چيست؟ اين است كه انسان به مقامي برسد كه نه دنيا، بلكه بهشت نزد او هيچ باشد. حافظ مي گويد:
نيست بر لوح دلم جز الف قامت يار چه كنم چيز دگر ياد نداد استادم
يعني هيچ چيزي، هيچ كسي در دل او نباشد جز خدا. دل انسان جاي خداست، عرش خداست. از نظر قرآن در همين دنيا مي شود به چنين مقامي دست يافت. دلي که عرش خدا شود، نور دارد. چون متصل به نور خداي سبحان است.
بنابراين انسان زرنگ کسي است که کاري کند که دل او عرش خدا بشود. «قلب المومن عرش الرحمان».