طهارت موجب افزوني رزق مي‌شود
کد خبر:۴۷۸۱۳
نگاهي به تفاوت رزق و مال و موجبات افزوني آن؛

طهارت موجب افزوني رزق مي‌شود

طهارت انسان در هر دو بخش ظاهري و باطني، موجب افزايش رزق است؛ اگر طهارت، ظاهري باشد بر رزق ظاهري افزوده مي‌گردد، البته نه بر مال او، ولي رزق باطني را هيچ‌گاه مقيد به اندازه‌اي نكرده‌اند، بلكه فرموده‌اند: هرچه طهارت باطني بالا رود بر رزق باطني هم افزوده مي‌شود.

استاد صمدي آملي در سلسله درس‌هاي خود اظهار داشت:

طهارت انسان در هر دو بخش ظاهري و باطني، آن موجب افزايش رزق است. اگر طهارت، ظاهري باشد بر رزق ظاهري افزوده مي‌گردد. منتهي بايد به نكته‌اي در بحث رزق توجه كرد و آن اينكه در اصطلاح عامه، آن مقدار از امور مادي را كه صرف خرج ظاهري بدن انسان مي‌گردد كه مورد نياز اوست و كم و زيادي ندارد، تعبير به رزق مي‌كنند. زيرا بايد حساب رزق و روزي را از حساب مال و مالداري جدا دانست. چون اگر انساني كمتر از نياز ظاهري خود مال به دست آورد و يا بيشتر از نياز خود مال جمع‌آوري كند آن مقدار ديگر رزق او نخواهد بود، مگر اينكه انسانها رزقِ از بالا آمده را نسبت به هم راه‌زني كنند.

اگر رزق ظاهري افزوده گردد، معلوم مي‌شود كه خرج ظاهري شخص هم افزوده مي‌شود و به همراه آن، دست بخشش او نيز نسبت به غير بالا مي‌رود، در اين صورت او علاوه بر اينكه خرج خودش را تأمين مي‌كند، خرج آنهايي را هم كه در تحت تكفل اويند تأمين مي‌كند. اين نيز به منزلة رزق است. مثل اينكه شما بزرگِ منزليد، گرچه غذاي خودتان در شبانه‌روز به يك مقدار كمي است اما چون همسر و فرزند در منزل افزوده شد، و روزي آنها هم از ناحية شما تأمين مي‌گردد، آن مقدار رزق آنها هم به حساب شما مي‌آيد. حال اگر كسي منزلش را وسعت دهد تا بتواند همساية فقيرش را نيز تأمين كند در اين صورت اگر بر مالِ او افزوده شود، اين افزايش رزقِ اوست نه افزايش مال او. اما اگر بيش از مقدار خاص خود مال جمع كند، اين ديگر افزايش مال اوست نه افزايش رزق او.

معناي افزايش رزق ظاهري آن است كه اگر شخص اهل طهارت باشد، حلّيت مال او اقتضا مي‌كند كه ديگران نيز از آن بهره‌مند شوند.

اما رزق باطني را هيچ‌گاه مقيد به اندازه‌اي نكرده‌اند، بلكه فرموده‌اند: هرچه طهارت باطني بالا رود بر رزق باطني هم افزوده مي‌شود تا كسي نگويد من اعمال عبادي را انجام مي‌دهم تا مثلاً به درجة پنجم از ايمان برسم! خوب چرا نبايد به مرتبة ششم برسد و اصلاً چرا نبايد به درجة دهم ارتقاء يابد؟ چرا توقف كند؟ چرا بالا نرود؟ اينجاست كه راه ازدياد رزقِ باطني، باز است زيرا رزق باطني مربوط به جان شخص است و جان نيز يك حقيقت غيرمتناهي است.

لذا هرچه بر رزق باطني افزوده شود همه غذاي روح و جان مي‌شود. همانند اينكه يك درخت هرچه از آب و خاك غذا بگيرد، بزرگ‌تر مي‌گردد و وسيع‌تر مي‌شود و مي‌تواند براي افراد بيشتري سايه‌باني كند. نكته ديگر اينكه سايه‌باني كردن درخت، مقصود اصلي رشد درخت نيست، بلكه مقصود درخت، توسعه يافتن است؛ درخت هرگز نمي‌گويد: غذا مي‌گيرم براي اينكه به ديگران بدهم. بلكه مي‌گويد: من غذا را براي خودم مي‌گيرم وقتي قوي شدم و قوت نفساني پيدا كردم خود به خود ديگران از وسعت وجودي من بهره‌مند مي‌شوند. نفس ناطقة انساني نيز مرزوقِ رزق باطني است و هرگز در حدّ خاصي مقيّد نمي‌شود بلكه موجودي بي‌انتهاست و به واسطة گرفتن روزي بالاتر مي‌رود و آمادة‌گيرايي بيشتر مي‌شود و بعداز گرفتن، ديگران خود به خود از او انتفاع مي‌برند.

پربازدیدترین آخرین اخبار