او را بيشتر دوست دارم!
يکي از دوستان امام کاظم(ع) خدمت آن بزرگوار رسيد و عرض کرد: فدايت شوم! دوست دارم امروز براي صرف غذا مهمان من باشي. امام(ع) دعوت دوست خود را پذيرفت و همراه او به خانهاش رفت. داخل خانه، تختي بود که زيرش يک جفت کبوتر قرار داشت. امام کاظم(ع) روي همان تخت نشست.
صاحبخانه براي آوردن غذا به آشپزخانه رفت، وقتي وسائل پذيرايي را ميآورد، مشاهده کرد که چهره امام(ع) از لبخندي شيرين باز شده است. عرض کرد: خدا هميشه لبهايت را خندان سازد، چرا ميخندي؟!
امام(ع) با اشاره به آن کبوترهايي که زير تخت بودند فرمود: اين کبوتر نر با صداي بلند به کبوتر ماده ميگفت: تو مايه آرامش مني، تو عروس مني، به خدا قسم روي زمين کسي نزد من محبوبتر از تو نيست، به جز اين مردي که اکنون روي تخت نشسته است.
دوست امام(ع) با تعجب عرض کرد: فدايت شوم مگر شما زبان پرندهها را ميفهميد؟! حضرت کاظم(ع) فرمود: آري، زبان پرندگان را به ما آموخته و از هر نعمتي برخوردارمان ساخته.(بحارالانوار، ج48، ص56)
نکتهها
1- نبايد بپنداريم که تنها ما انسانها امام را ميشناسيم و آنان را دوست ميداريم، جايگاه بلند امامان معصوم(ع) به گونهاي است که حتي حيوانات نيز آنها را ميشناسند و آنان را دوست دارند.
2- ادب کبوتر نر در گفت و گويي که نقل شد بسيار جالب است، زيرا او محبت امام را بر محبت همسر خود مقدم ميدارد.
3- گفتگوي پرنده نر در برابر همسرش رفتاري بسيار پسنديده است که انسانها نيز به آن سفارش شدهاند. مردها همواره بايد از نظر عاطفي زنان خود را مورد محبت قرار دهند و با گفتگوهاي عاشقانه قلب وي را مالامال از محبت سازند. گفتن اينکه دوستت دارم اثري دارد که رفتارهاي ديگر آنچنان اثرگذار نيست. از اين رو پيامبر(ص) فرمود: اين گفته مرد به همسرش که دوستت دارم هرگز از دل او بيرون نميرود.
4- بيخبري برخي ياران نزديک ائمه(ع) از مقامات آن بزرگواران، نکته ديگري است که در اين ماجرا مشهود است. ميزبان امام، از اين که حضرت کاظم(ع) زبان حيوانات را ميفهمد، تعجب ميکند. گرچه دانستن زبان حيوانات در قياس با ساير علوم اهل بيت(ع) بسيار ناچيز است، اما ميبينيم که اين دوست امام(ع) حتي از همين اندازه نيز شگفتزده ميشود.