تولد زمين
بيست و پنجم ماه ذي القعده روز دحوالارض است. دحوالارض را چنين معرفي مي کنند "روزي که زمين از زير کعبه کشيده و گسترانيده شد" .
گر چه اين مطلب يعني کشيده شدن و گسترانده شدن زمين، در وهله اول عجيب به نظر ميرسد اما تعريف واضحتر اين موضوع اين است که گفته شود :پس از آنکه تمام سطح کره زمين به مدت طولاني در زير آب فرو رفته و خداوند خواست تا آن را از زير آب بيرون آورد که صحنه زندگي موجودات مهيا گردد، اولين نقطه اي که از زير آب سر بيرون آورد همان مکان مقدس کعبه و بيت الحرام بود . اين واقعه نشان دهنده اهميت اين نقطه و مرکزيت آن براي همه عالميان است .
در واقع دحوالارض روز شروع حيات بخشي خداوند، به جهان خاکي است که توجه به آن در روايات و تعيين اعمال خاص همچون روزه ، عبادت ، دعا و غسل و اهتمام به آن از سوي معصومين(ع) نشانگر عنايت حضرت حق به اين روز با برکت است .
معناي لغوي
«دحوالارض» به معنى گستردن زمين است. دَحو از جهت لغوى به معنى گستردن است و بعضى آن را به معنى پرتاب كردن و تكان دادن چيزى را از محل اصليش نيز معنا كردهاند و چون اين دو معنا لازم و ملزوم يكديگرند به يك مطلب برمىگردد، بنابراين مراد از دحوالارض اين است كه در آغاز تمام سطح زمين را آبهاى حاصل از بارانهاى سيلابى نخستين فرا گرفته بود. اين آبها تدريجاً در گودالهاى زمين جاى گرفتند و خشكىها از زير آب سربرآوردند و روز به روز گستردهتر شدند تا به وضع فعلى درآمد، (تفسير نمونه، ج 26، ص 100)
به نظر برخى از مفسرين آيه 30 سوره نازعات وَ اَلْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها زمين را بعد از آن گسترش داد اشارهاى به همين گسترده شدن زمين دارد. به هر حال تعيين يك روز خاص مىتواند به عنوان زاد روز يا آغاز دورهاى باشد كه زمين از وضع پيشين خود متحول گشته (پس از گذشت دورانهايى كه مىگويند زمين كره مشتعلى بوده، رفته رفته سرد شده و بين از يكسرى تغييرات) سطح آن را مواد خاكى و عناصر اوليه پوشانده و آماده براى ظهور گياهان و حيوانات گشته است. در برخى از احاديث نيز آمده است كه زمين در آغاز از زير كعبه فعلى گسترش يافته است.
در الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، ج30، ص: 90 روايتي از امام علي(ع) آمده است، فرد شامي از امام سوال نمود ، چرا مکه را مکه ناميدند امام(ع) فرمود: به اين دليل که زمين از زير حرکت پيدا کرده است و مکّ به معناي حرکت منظم است و آنچه که در تفاسير از دحوالارض به بسط و گسترش ياد ميکنند منافي اين معنا نيست ، چرا که هر بسط و انبساطي ملزم به حرکت است .
وقايع روز دحوالارض
در بيست و پنجم ذى القعده ، آدم(ع) به دستيارى جبرئيل ، خانه كعبه را برآورد و حجرالاسود را نصب كرد و اين خانه ، محل اسعاف مطالب و مطاف قادم و ذاهب بود تا دو هزار و دويست و چهل و دو سال از هبوط گذشته كه طوفان نوح ، واقع شد و آب تمام عالم را فرو گرفت و اگر چه ((بيت العتيق )) از آسيب غرق ، محفوظ ماند، اما چنانچه در تاريخ است بيشتر حائط آن بنا، عرصه هدم و محو گشت و بعد از طوفان آن موضع چون تل سرخى مينمود و مردم از آن تل سرخ ، حوائج خود مىخواستند و قربانى مينمودند و اين بود تا سه هزار و چهار صد و بيست و نه سال بعد از هبوط كه حضرت ابراهيم مأمور به تجديد عمارت خانه مكه شد. پس به مدد اسماعيل و ارشاد جبرئيل بساختن خانه پرداخت . پسر سنگ آورد و پدر بر روى هم نهاد و چون به مقام حجرالاسود رسيد، اسماعيل در پى سنگ نيكوئى بود كه در خور آن موضع باشد كه صدائى از كوه ابوقبيس بر آمد كه، اى ابراهيم ! ترا نزد من وديعتى است و حجرالاسود را كه جبرئيل هنگام طوفان در آن كوه پنهان كرده بود، تسليم ابراهيم كرد و آنحضرت بجاى خودش استوار فرمود.(1)
منابع :
- مجمع البحرين ريشه دحو.
- اطيب البيان في تفسير القرآن ج3 ص288.
- برگزيده تفسير نمونه ج 5.
- وقايع الايام شيخ عباس قمي.
- الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن ج3.
1- برگرفته شده از مقاله دحو الأرض در فرهنگ ديني.