مخاصمه با خدا!
کد خبر:۴۸۲۹۰
داستان بنده سياه پوست و حضرت موسى(ع)‏

مخاصمه با خدا!

خدايا! اين خشكى و قحطى از كارهاى تو نيست، و اين سخت‏گيرى بر بندگان از حلم و بردبارى تو نيست چه عاملى سبب شد و چه چيز بر تو آشكار شد كه اين چنين بندگان گنه‏كارت را در قحطى و شدت قرار دادى؟ آيا چشمه‏هاى تو كم آب شده است؟ و يا غضبت بر گنهكاران‏ شدت يافته است؟

بعد از اين كه هفت سال در بنى اسرائيل قحطى آمد حضرت موسى(ع) با هفتاد هزار نفر بيرون رفتند تا دعا كنند كه باران بيايد. خداوند متعال به موسى(ع) وحى فرمود: اى موسى! چگونه اجابت كنم دعا جمعيتى را كه غرق در گناه هستند و گناهان بر ايشان سايه‏ افكنده است و با خباثت باطن و غير يقين مرا مى‏خوانند و خود را از مجازات من ايمن مى‏دانند.

اى موسى! برگرد و برو به نزد يكى از بندگانم به نام «برخ» كه دعا نمايد تا دعاى او را استجابت كنم. حضرت موسى به جستجوى برخ رفت و او را پيدا نكرد تا اين كه روزى حضرت در خيابان مى‏رفت ناگهان به بنده سياه پوستى برخورد كرد كه در پيشانى‏اش آثار سجده نمايان بود و چادر شبى به خود پيچيده و گوشه‏هاى آن را به پشت گردنش گره زده بود. حضرت موسى(ع) به نور خداوند او را شناخت، بر او سلام كرد و گفت: اسمت چيست؟ گفت: اسم من برخ است. حضرت موسى(ع) گفت: مدتى در جستجوى تو بوديم حال بيا برويم بيرون و براى ما دعاى استسقا بخوان! برخ حركت كرد با حضرت موسى(ع) رفتند در محل تجمع دعا و اين چنين دعا كرد:

«خدايا! اين خشكى و قحطى از كارهاى تو نيست، و اين سخت‏گيرى بر بندگان از حلم و بردبارى تو نيست چه عاملى سبب شد و چه چيز بر تو آشكار شد كه اين چنين بندگان گنه‏كارت را در قحطى و شدت قرار دادى؟ آيا چشمه‏هاى تو كم آب شده است؟ و يا غضبت بر گنهكاران‏ شدت يافته است؟ آيا مگر تو قبل از اين كه گنه‏كاران را خلق كنى غفار و آمرزنده نبودى و قبل از آفرينش خطاكاران رحمتت را خلق نكردى؟ و مگر به عطوفت و مهربانى دستور ندادى؟ يا اين كه مى‏خواهى بر اثر اين سخت‏گيرى قدرت و شوكت خودت را به ما نشان دهى يا اين كه مى‏ترسى فرصت از دستت برود و ما نميريم؟ لذا قبل از مردن ما در عقوبت تعجيل نمودى.؟»

هنوز برخ نرفته بود كه باران رحمت الهى سرازير شد. برخ به حضرت موسى(ع) گفت: ديدى چگونه با پروردگار مخاصمه كردم و او چگونه لطف كرد و باران رحمتش را فرستاد.(1)

1- برگرفته شده از «آرام بخش دل داغديدگان».

 

پربازدیدترین آخرین اخبار