برويد با هم بسازيد
کد خبر:۴۸۹۸۲
الگوي ازدواج اسلامي از نگاه رهبري؛

برويد با هم بسازيد

در سالروز ازدواج دو زوج آسماني، حضرت علي(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س)، خواستيم تا نگاهي داشته باشيم به بيانات رهبر معظم انفلاب درباره ي مقوله ي ازدواج تا راهگشايي باشد براي نسل جديد در امر ازدواج.

گروه انديشه- در كار ازدواج و اين مراسم، و رسم و سنتي كه در اسلام و در همه ‏ي اديان و در بشريت وجود دارد، به نظر اسلام آن چيزي كه اصل و محور است، تشكيل كانون خانوادگي است. از نظر اسلام، خانواده يك ركن بزرگ است، اگر باشد و سالمش باشد و تربيت درست باشد، در پيشرفت كار جامعه به صورتي كه اسلام مي‏ خواهد، تأثير زيادي دارد. اسلام مي ‏خواهد اين كانون تشكيل بشود و به وجود بيايد.

هنر اديان - و بيشتر از همه اسلام - در اين است كه غرايز جنسي و غريزه ‏ي زوج‏ طلبي انسان را - كه غير از غريزه ‏ي جنسي است - در خدمت تشكيل خانواده قرار داده و كاري كرده ‏اند كه كانون خانواده، با پشتوانه ‏ي غريزه‏ ي جنسي، يا با پشتوانه‏ ي آن غريزه ‏ي ديگر - كه از غريزه ‏ي جنسي عموميتش بيشتر است - تحقق پيدا كند و باقي بماند. بعضي ها ممكن است در سنين خاصي نياز جنسي هم نداشته باشند، اما نياز به زوج ‏طلبي را دارند و مي ‏بايد زوجي از جنس مخالف را داشته باشند؛ زن و مرد فرقي نمي كند. سكن، مايه ‏ي آرامش است. اديان - و بيش از همه اسلام – اين ها را پشتوانه‏ ي تشكيل خانواده قرار داده ‏اند.

اگر انسان ها رها بودند كه غريزه‏ ي جنسي را هر طور مي‏ خواهند، اشباع كنند، يا  خانواده تشكيل نمي‏ شد، يا يك چيز سست و پوچ و تهديدپذير و ويراني ‏پذير مي‏ شد و هر نسيمي او را به هم مي‏ زد، لذا در هر جاي دنيا كه مي‏ بينيد آزادي هاي جنسي هست، در آنجا به همان نسبت خانواده ضعيف است؛ چون مرد و زن براي اشباع اين غريزه، احتياجي به اين كانون ندارند. اما در آن‏ جاهايي كه دين حاكم است و آزادي جنسي نيست، اين‏جا همه چيز براي مرد و زن هست؛ لذا اين، حفظ و نگهداشته مي ‏شود.

اصل قضيه اين است كه بايد كانون خانواده به وجود بيايد؛ اسلام اين را خواسته است. شما يك دختر از جايي و يك پسر از جاي ديگري مي آييد و با يكديگر آشنا و متصل مي‏ شويد؛ يك خانواده به وجود مي‏ آيد. اين خانواده، منشأ خيراتي است. در اداره ‏ي كشور و اداره‏ ي انسانيت، كارهاي عظيمي به عهده ‏ي اين خانواده است. اين، چيز بسيار مهمي است. شما بايد اين را مواظب باشيد و حفظ كنيد.

هر چيزي كه موجب حفظ اين پيوند و اين كانون خانوادگي جديد شود، مرضي الهي و خوب است. اگر چيزي - خداي نكرده - موجب بروز تزلزلي در اركان خانواده شود، برخلاف مصلحت و ناپسند است، از اين امر، بايستي به‏شدت پرهيز كرد. 

 
همت دختر و پسر اين باشد كه كانون خانواده را حفظ كنند

با اين كلماتِ عقدي كه مي ‏خوانيم - كه يك امر اعتباري است - يك علقه ‏ي اعتباري بين شما به وجود مي‏ آيد. بايد همه ‏ي همت دختر و پسر اين باشد كه اين را حفظ كنند. مبادا با گله‏ ها، با دلخوري ها، با افزون‏ طلبي و پُرتوقعي ها، با بي‏ محبتي ها، و گاهي با دخالت هاي ديگران و از اين قبيل، اين كانون سست بشود. آن چيزي كه مهم است، اين است كه هم دختر و هم پسر سعي كنند كه اين علقه ‏ي زوجيت را حفظ كنند. 

 
چگونه مي‏ توانيد اين علقه را حفظ كنيد؟

چگونه مي‏ توانيد اين علقه را حفظ كنيد؟ البته آدم هاي عاقل و زيرك و با احساس و وجدان صادق، راهش را پيدا مي‏ كنند. اين، با اطمينان و با محبت متقابل حفظ مي‏ شود. زن به مرد تحميل نكند و زور نگويد؛ مرد هم به زن زور نگويد و افزون ‏طلبي نكند؛ مثل دو رفيق و مثل دو شريك، با هم صميمي باشند، تا اين كانون خانواده حفظ بشود. 

 
در ازدواج، اصل قضيه يك امر انساني است نه مادي‏

نكته ‏ي دوم اين است كه در ازدواج، اصل قضيه يك امر انساني است؛ نه يك امر مادي. اسلام مهريه را قرار داده است؛ اما مهريه اين را به ‏صورت يك معامله ‏ي داد و ستدي نمي ‏كند. اين‏جا داد و ستدي نيست؛ بلكه طرفين در يك جاي مشترك سرمايه‏ گذاري مي‏ كنند. اين‏طور نيست كه شما مثل خريد و فروش، يك چيز بدهيد و يك چيز بگيريد. نه، اين ‏جا چيزي دادن و چيزي گرفتن نيست؛ بلكه هر دو نفر موجودي خودشان را در صندوق و كاسه‏ ي مشتركي مي ‏گذارند و هر دو از آن استفاده مي ‏كنند. در ازدواج، قضيه اين است.

بنابراين، نقش مادّيات در اين‏جا بايد خيلي ضعيف باشد. ما كه مي‏ گوييم مهريه‏ ها را سنگين نكنند، از اين بابت است. اگر ما گفته ‏ايم كه مهريه بيش از فلان مقدار نباشد، معنايش اين نيست كه اگر بيش از فلان مقدار بود، عقد باطل يا حرام است؛ نه، جايز هم هست، اما كار غلط است.

بعضي ها چند ميليون تومان مهريه مي‏ گذارند؛ يعني ازدواج را كه يك امر انساني است، به يك داد و ستد و به يك كار بازاري و معامله ‏گري تبديل مي‏ كنند. اين، تحقير و توهين به نقش و شأن انسانيت در ازدواج است. اين، كار غلطي است. 

 
ازدواج صحنه ‏ي تفاخر نيست‏

بعضي ها هم ازدواج را كه يك امر عاطفي و انساني و وجداني است، به صحنه‏ ي تفاخر تبديل مي ‏كنند. مثلاً مي ‏گويند كه جهيزيه ‏ي ما اين‏چيزها را داشت؛ آيا جهيزيه ‏ي دختر شما هم اين ها را دارد؟! تفاخر و تنافس! يا مثلاً مي‏ گويند كه ما عقدمان را در فلان سالن گرفتيم. البته حالا كه متأسفانه مرسوم شده است در هتل ها مي‏ گيرند؛ كه كار بسيار بدي است. حتّي گاهي شنيده يا ديده مي‏ شود، بعضي افرادي هم كه از آن ها توقع نيست، براي تفاخر به همديگر، مراسم عقد خود را در هتل ها و سالن ها مي‏ گيرند! نه، مراسم عقد را در اتاق خانه و حياط منزل خودتان و يا همسايه ‏تان بگيريد و مردم را دعوت كنيد؛ همين‏طور كه هميشه بوده است. اين‏گونه محيط ها، يك محيط انس خانوادگي است. عده‏ اي دوست، عده‏ اي قوم و خويش، عده‏ اي همرديف هاي دختر يا پسر، دوستان مدرسه، دوستان پسر در محيط كار يا مدرسه، جمع مي ‏شوند و شادي و خوشي مي‏ كنند؛ اين درست است.

اين ‏كه ما اين ‏جا را صحنه‏ ي تفاخر قرار بدهيم، غلط اندر غلط است. هم محيط ازدواج را آلوده ‏ي به مادّيات مي‏ كند، هم اين صحنه ‏ي پاك و لطيف وجداني را صحنه‏ ي تفاخرها و تنافس ها و زياده ‏روي ها مي‏ كند، بعد هم اين دختر و پسر از اول عادت مي كنند كه بايستي زندگي آنان بر تجمل و تشريفات بگذرد؛ چرا؟ بگذاريد از اول به يك زندگي متوسط عادت كنند. 

 
با تجملات زيادي، جامعه زيان مي‏ كند

تجملات براي يك جامعه، مضر و بد است. آن كساني كه با تجملات مخالفت مي ‏كنند، معنايش اين نيست كه از لذت ها و خوشي هايش بي‏ اطلاعند؛ نه، كار مضري براي جامعه است؛ مثل يك دارو يا يك خوراكي مضر. با تجملات زيادي، جامعه زيان مي ‏كند. البته در حد معقول و متداول ايرادي ندارد؛ اما وقتي كه همين ‏طور مرتب پاي رقابت و مسابقه به ميان آمد، اصلاً از حد خودش تجاوز مي‏ كند و به جاهاي ديگري مي‏ رود؛ و اين براي جامعه مضر است. حالا چنانچه ما آن كار مضر را در عرصه ‏ي ازدواج بياوريم و بخواهيم از آن استفاده كنيم، اين ديگر غلط اندر غلط خواهد شد؛ بسيار بد است.

اين ميهماني هاي پُر سر و صدا و هتل‏گرفتن ها و خرج هاي زياد، كار آن طاغوتي ها بود. اخيراً در روزنامه هم موردي را نوشته بودند، كه چه‏قدر خوب كردند كه نوشتند؛ تا مردم بفهمند كه اين كارها زشت است. ماها هميشه در خانه‏ هاي خودمان - يك اتاق، دو اتاق - عقد و عروسي مي ‏گرفتيم. اگر هم نداشتيم، از همسايه قرض مي ‏گرفتيم. مقداري شيريني و ميوه چيده مي‏ شد؛ مي‏ گفتيم، مي‏ خنديديم، شوخي مي‏ كرديم؛ خيلي هم خوش مي‏ گذشت. البته آن طاغوت ها و آدم هاي بدي كه بحمداللَّه اِزاله شدند، اين‏طور برگزار نمي ‏كردند. آن ها به اين وضع قانع نبودند؛ در آن هتل ها مي‏ رفتند و ميهماني هاي پُرخرج و چنين و چنان برپا مي ‏كردند.

حالا ما كه بر سر كار آمده‏ ايم، نبايد كار آن ها را تكرار بكنيم. اگر تكرار بكنيم، ما هم مثل آن ها مي ‏شويم؛ آن بد بود. نه اين‏كه وقتي آدم نمي‏ تواند كار پُرخرجي بكند، نكند؛ ولي وقتي كه توانست، برود بكند! پس چي شد؟! آن منطق صحيح، اين را ايجاب نمي ‏كند. بايد بنا را بر سادگي گذاشت.  

 
جهيزيه‏ ها را ساده بگيريد

جهيزيه ‏ها را ساده بگيريد. اگر جهيزيه نيازهاي دختر را تأمين مي‏ كند، خوب است؛ اما به سمت تجملات نرود. 

بناي كار ازدواج، بر سازش دختر و پسر است‏

نكته‏ ي سوم اين است كه بناي كار ازدواج، بر سازش دختر و پسر است؛ بايد با هم بسازند. اين «با هم بسازند»، معناي خيلي عميقي دارد. من يك‏ وقت خدمت امام رفتم، ايشان مي ‏خواستند خطبه ‏ي عقدي را بخوانند؛ تا من را ديدند، گفتند شما بيا طرف عقد بشو. ايشان برخلاف ما - كه طول و تفصيل مي ‏دهيم و حرف مي‏ زنيم - عقد را اول مي ‏خواندند، بعد دو، سه جمله ‏ي كوتاه صحبت مي ‏كردند. من ديدم ايشان پس از اين‏كه عقد را خواندند، رويشان را به دختر و پسر كردند و گفتند: برويد با هم بسازيد. من فكر كردم، ديدم كه ما اين همه حرف مي ‏زنيم، اما كلام امام در همين يك جمله‏ ي «برويد با هم بسازيد»، خلاصه مي ‏شود! حالا ما هم عرض مي‏ كنيم كه شما دختران و پسران، برويد با هم بسازيد. سازش، اصل است. هر چيزي كه با ساختن عروس و داماد، دختر و پسر، زن و شوهر منافات دارد، بايستي بيگانه تلقي بشود. اين را اصل قرار بدهيد، تا إن‏ شاء اللَّه خداوند متعال بركاتش را بر شما نازل كند.

چيزهاي كوچك و كم‏اهميت موجب نشود كه خداي نكرده دلها از هم چركين و محبتها كم شود. بايستي ساخت، با هم زندگي كرد و با سازش زن و شوهر، ان‏شاءاللَّه، خانواده‏ها رونق خواهد گرفت و اين رونق روزبه‏روز بيشتر خواهد شد.  

محبت مهمترين عامل استحكام خانواده

چيزي كه بيشتر از همه كانون خانواده را گرم و مستحكم نگه مي‏دارد محبت است؛ محبت بين زن و شوهر، و بين دختر و پسر. اين محبت را حفظ كنيد، آن را بارور كنيد و افزايش دهيد. هم دخترها و هم پسرها توجه داشته باشند كه افزايش محبت، عميق كردن آن به دست خود آنهاست. با اخلاق خوب، با عقل، با تدبير، با معاشرت صحيح و حَسن مي‏توان اين محبت را روزبه‏روز زيادتر كرد.

در اسلام هم همين مطلوب است، و مسلمانهايي كه تحت تأثير تلقينات بيگانه قرار نگرفته‏اند، غالباً همين‏طورند. چنين خانواده‏هايي هرچه از عمرشان مي‏گذرد، ريشه محبت در آنها تازه و سرزنده است، اين را قدر بدانيد. اين امر رموز و روشهايي دارد كه دختر و پسرها بايستي به آن توجه كنند و محبتها را روزبه‏روز ان‏شاءاللَّه افزايش دهند.

 
زن و شوهر در محيط خانواده به هم كمك كنيد(زن و شوهر پاسبان معنوي و روحي يكديگر باشند)

شما زن و شوهر در محيط خانواده به هم كمك كنيد، نه فقط كمك عملي و در كارهاي خانه - بعضي خيال مي ‏كنند كمك، يعني اين‏كه در فقط كار خانه به هم كمك كنند كه اين البته خيلي خوب است، لازم هم هست اما همه كمك اين نيست - در دينداري، در حفظ سلامت فكري و عمليِ يكديگر به هم كمك كنيد. دخترها، پسرها را حفظ كنند، پسرها، دخترها را حفظ كنند. زن و شوهر پاسبان معنوي و روحي يكديگر باشند و همديگر را نگهباني كنند، نه مثل جاسوس و خبرگير، بلكه حقيقتاً مانند فرشته و مَلِك كه فرشتگان الهي، در مواردي بندگان خدا را حفظ مي‏ كنند و براي آن ها استغفار مي‏ كنند، همين ‏طور زن و شوهر همديگر را حفظ كنند.

اين كه زن يا شوهر بيايند، بنشينند اسرار يكديگر را - مرد با رفيق صميمي ‏اش، خانم با دوست يا مثلاً همسايه ‏اش - بازگو كنند، غلط است. اين كه از اطمينان هم سوءاستفاده كنند، غلط است، اين‏كه مرد از اطمينان خانمش سوءاستفاده كند، زن از اطمينان شوهرش سوءاستفاده كند؛ ديگر امانت ‏داري نيست. دو طرف بايد به هم اعتماد كنند و اعتماد طرف مقابل را هم با رفتار خود جلب كنند. 

 محيط خانه، كانون خانواده بايد محيط آرامش باشد

خداي متعال در قرآن كريم زن و شوهر را مايه ي آرامش هم دانسته: «و جعل منها زوجها ليسكن اليها» زن مايه ي آرامش مرد و مرد مايه ي آرامش زن است. سكون يعني حالت استقرار. هر انساني در طول زندگي و در حوادث زندگي، تلاطم هايي دارد. محيط خانوادگي و كانون گرم خانواده جايي است كه تلاطم هاي روحي انسان به آرامش تبديل شود. با اين‏كه محيط خانواده محيط كوچكي است - اول يك محيط دو نفره است، بعد يواش يواش ان‏شاءاللَّه زياد مي‏ شود - اما اگر ده، پانزده نفر هم شدند، باز هم قوامش به همان دو نفر اصلي است. اين محيط كوچك مثل يك اقيانوس، مثل يك درياي عميق عمل مي ‏كند. اين رودخانه ‏ها را ديده ‏ايد كه چطور خروشان و ديوانه ‏وار حركت مي‏ كنند، به ديوارها مي‏ كوبند، به ساحل مي ‏كوبند، تا به دريا مي‏ رسند. دريا جاي آرامش آب هاي رودخانه است. آن جوش و خروش در دريا به آرامش تبديل مي ‏شود. انسان - چه مرد، چه زن - به‏علت حوادث، پيشامدها، مشكلات يا خستگي از كار، دچار ناراحتي مي ‏شود. اين ناراحتي هاي رواني، روحي، فكري، عصبي در وجود انسان تلاطم و ناآرامي ايجاد مي ‏كند. وقتي وارد خانه شد، محيط خانه، كانون خانواده بايد محيط آرامش باشد و خداي متعال اين‏طور قرار داده.

خانم هم اگر بيرون خانه درس مي ‏خواند، يا كارمند است، يا خانم هايي كه در داخل خانه كار مي ‏كنند - چون كار در داخل خانه از كار بيرون سخت‏ تر است، بر خلاف تصور بعضي كه خيال مي ‏كنند اين هايي كه بيرون خانه كار مي ‏كنند، كارشان سخت است، آن هايي كه در خانه ‏اند راحتند. نه، خانم داخل خانه كار جسماني ‏اش هم سخت است، كار فكري ‏اش هم سخت است؛ چون مدير داخلي خانواده، خانم است - طبعاً چالش هايي دارد. اين چالش ها تلاطم هايي در روح او به‏ وجود مي‏ آورد. علاوه بر اين، اصلاً محيط زندگي محيط چالش است. خوب، مرد وقتي وارد محيط خانه مي‏ شود، در كانون خانواده آرامش پيدا مي‏ كند. همه ي زن ها و شوهرها بايد سعي كنند اين محيط آرامش ‏بخش خانوادگي را پشتيباني كنند؛ يعني خودشان مايه ي آشوب در خانواده نشوند. مردهاي بداخلاق، زن هاي كج‏ خلق، مردهاي بهانه‏ گير، و زن هاي پرتوقع هستند كه محيط داخل خانه را متشنج مي ‏كنند، ديگر آن آرامش از بين مي ‏رود، آن وقت ديگر «ليسكن ‏اليها» حاصل نمي‏ شود. ببينيد اسلام چطور حكيمانه زندگي انسان ها را به بهشتي در همين دنيا تبديل مي‏ كند اگر به شرايطش عمل شود. اما اگر چنين نباشد خودشان اين صحنه ي آرام، اين استخر آرام را، با جست و خيزهاي زيادي، با دعواهاي بي ‏خودي، با بهانه ‏گيري‏ هاي بي‏ جا و غلط متلاطم كنند، ديگر آن آرامش نيست. قرآن در تعبير «يسكن، سكون» آرامش و استقرار را براي زن و شوهر پيش‏ بيني كرده. 

 
تعبير قرآن: زن و مرد لباس و پوشش يكديگرند

يكي هم آيه ي معروف «هنّ لباس لكم و انتم لباسٌ لهنّ» است كه شما لباس آن ها و آن ها لباس شما هستند. لباس، هم مايه ي حفظ انسان است، هم مايه ي زينت انسان است، هم مايه ي ستر عيوب انسان است؛ لباس اين‏ جوري است. انسان وقتي لباس پوشيد، اگر عيبي در جسم او باشد، ديده نمي‏ شود. علاوه بر اين با لباس زينت پيدا مي‏ كند. سرما و گرما هم او را آزار نمي ‏دهد. همچنين با لباس، ديگران كه نامحرمند، آن نقاطي از بدن انسان را كه نبايد ببينند نمي ‏بينند، و او محفوظ مي ‏ماند. ببينيد زن و شوهر نسبت به هم اين طورند؛ بايد زينت هم باشند، بايد حافظ هم باشند، بايد امين هم باشند، بايد مَحرم هم باشند. 

 بايد براي هم زينت باشند، بايد عيوب هم را بپوشانند. بعضي ها تا مي‏ نشينند جايي؛ بنا مي‏ كنند از همسرشان گله كردن؛ اين‏كار را كرد، اين‏طور گفت و ... اگر همسر عيبي هم دارد نبايد اين عيب را اينجا و آنجا افشا كرد، به اين و آن گفت. هر دو لباس، پوشش، حافظ، زينت و مايه ي شكوه‏ هم ‏اند. اگر همين چيزها را رعايت كنيد، زندگي ها خوب خواهد شد.

كساني كه زندگي هايشان آشفته است، اينجاها لنگ مي ‏زنند. البته نمي ‏گوييم هر دو طرف هميشه مقصرند. اما غالباً مقداري اين ‏طرف مقصّر است و مقداري آن‏طرف. اگر مراقبت كنيد زندگي شيرين و محيط خانواده پناهگاه امني خواهد شد. انسان وقتي تلاش مي‏ كند، زحمت مي‏ كشد، خسته مي ‏شود - وقتي به خانه رفتيد، مثل انساني كه در هواي گرم تابستان، داخل حوض خنك آب شفاف برود، خستگي از تنتان بيرون مي‏ آيد. اين‏جور زندگي خوب است، اسلام اين‏جور زندگي را مي‏خواهد.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي‏ در مراسم عقد ازدواج‏ 20/4/70 – 6/10/81 – 12/10/81 – 24/10/81

/ انتهاي پيام/


پربازدیدترین آخرین اخبار