آيا عبادت ما مورد قبول است؟
اولين اثر عبادت كه انسان را به خدا نزديك مىكند تسلط بر خود است. از اينجا شما بفهميد كدام عبادت قبول است و كدام قبول نيست. عبادت بدون اينكه انسان را به خدا نزديك كند عبادت نيست، يعنى باور نكنيد كه انسان عبادت كند ولى به خدا نزديك نشود و عبادتش را هم درست انجام داده باشد؛ چنين چيزى محال است.
عبادت، مركب تقرب و نزديك شدن به خداوند است. آن وقت عبادت بنده و جنابعالى مقبول است كه ما را به خدا نزديك كند. و باور نكنيد كه انسان به خدا، اين كانون لايتناهاى هستى نزديك بشود ولى بر بصيرت و ايمان و روشنايىاش افزوده نشود، بر قدرت و حيات و اراده و تسلطش افزوده نشود. اولين مرحله كه اولين نشانه است براى اينكه ما بفهميم آيا عبادت ما مورد قبول پروردگار هست يا نيست، ارزش اجتماعى عمل ماست. يعنى چه؟ يعنى اگر ما عبادت كنيم، اين عبادت- كه مكرر هم هست و مخصوصاً درباره نماز بيشتر صدق مىكند- براى چيست؟ براى اينكه ما هميشه يادمان باشد كه بنده هستيم و خدايى داريم.
گاهى افرادى سؤال مىكنند فايده نماز خواندن ما براى خدا چيست؟ براى خدا چه فايدهاى دارد كه من نماز بخوانم؟ ديگرى مىگويد: شما مىگوييد من نماز بخوانم، نزد خدا اعلام بندگى كنم؛ مگر خدا نمىداند كه من بندهاش هستم كه مرتب بروم آنجا بايستم اعلام بندگى كنم، تعظيم كنم، چاپلوسى كنم تا خدا يادش نرود كه چنين بندهاى دارد. اگر خدا يادش برود، چنين خدايى كه خدا نيست. شما كه مىگوييد خدا هرگز يادش نمىرود. پس عبادت كردن براى چيست؟ خير، نماز براى اين نيست كه خدا يادش نرود چنين بندهاى دارد؛ نماز براى اين است كه بنده يادش نرود خدايى دارد؛ نماز براى اين است كه ما هميشه يادمان باشد كه بنده هستيم، يعنى چشم بينايى در بالاى سر ما وجود دارد، در قلب ما وجود دارد، در تمام جهان وجود دارد؛ يادمان نرود به موجب اينكه بنده هستيم خلقت ما عبث نيست؛ بنده هستيم پس تكليف و وظيفه داريم.
پس اينكه من نماز مىخوانم، مرتب مىگويم: اللَّه اكبر، لاحول ولا قوة الا باللَّه، سبحان اللَّه، و اعلام عبوديت مىكنم كه من بنده هستم، براى اين است كه هميشه ياد خدا در دل من باشد. فايده آن چيست؟ در اين مرحله فايدهاش اين است: يادمان هست كه بنده هستيم، يادمان هست كه وظيفه داريم، يادمان هست كه قانون خدايى عادلانهاى در دنيا وجود دارد؛ به اين قانون بايد عمل بشود.(1)
1- مجموعه آثار شهيد مطهرى، ج23.