علي کيست؟
سخاوت از طبع كريم خيزد و محبت و جاذبه را ميان افراد اجتماع برقرار ميسازد،شخص سخى هر عيبى داشته باشد در انظار عموم مورد محبت است.
حارث حمدانى دست نياز پيش على(ع) برد، حضرت فرمود آيا مرا شايسته پرسش دانستهاى؟
عرض كرد بلى يا امير المؤمنين،على(ع) فورا چراغ را خاموش كرد و گفت اين عمل براى آن كردم كه ترا در اظهار مطلب خفت و شكستى نباشد.
روزى مستمندى به على(ع) وارد شد و وجهى تقاضا كرد،على(ع) به عامل خود فرمود: او را هزار دينار بدهد عامل پرسيد از طلا باشد يا نقره؟ فرمود براى من فرقى ندارد هر كدام كه بدرد حاجتمند بيشتر مي خورد از آن بده.
معاويه كه دشمن سرسخت آنحضرت بود روزى از يكى پرسيد:از كجا ميآئى؟
آن شخص از راه تملق گفت از پيش على كه بخيلترين مردم است! معاويه گفت واى بر تو از على سخىتر كسى به دنيا نيامده است اگر او را انبارى از كاه و انبارى از طلا باشد طلا را زودتر از كاه مي بخشد.
يكى از مباشران على(ع) عوائد ملك او را پيش وى آورده بود آنحضرت فورا در آمد خود را به فقراء تقسيم نمود عصر آنروز همان شخص على(ع) را ديد كه شمشيرش را مي فروشد تا براى خانواده خود نانى تهيه كند.
على(ع) هيچگاه سائل را رد نمي كرد و مي فرمود:اگر من احساس كنم كه كسى از من چيزى خواهد خواست پيش از اظهار او در اجابت دعوتش پيشدستى مي كنم زيرا حقيقت جود نا خواسته بخشيدن است.
على(ع) مي فرمود حاجتمندان حاجتخود را روى كاغذ بنويسند تا خوارى و انكسار سؤال در چهره آنها نمايان نشود. على(ع) چهار درهم پول داشت يكى را در موقع شب انفاق نمود و يكى را در روز و يك درهم آشكارا و يك درهم در نهان آنگاه اين آيه نازل شد كه مفسرين شان نزول آنرا در مورد انفاق آنحضرت نوشتهاند:
الذين ينفقون اموالهم بالليل و النهار سرا و علانية فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون (1) .
كسانيكه اموال خود را در شب و روز،نهانى و آشكارا انفاق مي كنند براى آنها نزد پروردگارشان پاداشى است و ترس و اندوهى بر آنها نباشد (2) .
پس از قتل عثمان كه على(ع) به مسند خلافت نشست عربى نزد آنحضرت آمد و عرض كرد من به سه نوع بيمارى گرفتارم، بيمارى نفس، بيمارى جهل، بيمارى فقر!على(ع) فرمود: مرض را بايد به طبيب رجوع كرد و جهل را به عالم و فقر را به غنى.
آن مرد گفت شما هم طبيب هستيد و هم عالم و هم غنى!
حضرت دستور داد از بيت المال سه هزار درهم باو عطاء كردند و فرمود: هزار درهم براى معالجه بيمارى و هزار درهم براى رفع پريشانى و هزار درهمبراى معالجه نادانى (3) .
علماء و مفسرين عامه و خاصه نقل كردهاند، على(ع) در مسجد نماز مي خواند و در ركوع بود كه سائلى در حاليكه سؤال مي كرد از كنار او گذشت و آنحضرت انگشتر خود را كه در دست داشت با اشاره به او بخشيد، سائل وقتى از او دور شد با رسول اكرم(ص) برخورد نمود حضرت پرسيد: چه كسى اين انگشتر را بتو داد؟سائل اشاره به على(ع) نمود و گفت: اين شخص كه در ركوع است. آنگاه آيه:انما وليكم الله و رسوله...كه آيه ولايتبوده و ضمنا اشاره بخاتم بخشى آنحضرت است نازل شد (4) .
على(ع) تنها به بخشش مال اكتفاء نمي كرد بلكه جان خود را نيز در راه حق ايثار نمود، در شب هجرت به خاطر پيغمبر(ص) از جان خود دستشست و به استقبال مرگ رفت، معنى پر مغز ايثار همين است كه جز على(ع) كسى بدان پايه نرسيده است.
ايثار مقدم داشتن ديگران استبر نفس خود و كسى تا تسلط كامل بر نفس نداشته باشد نمي تواند مال و جان خود را به ديگرى بدهد، اين صفت از سجاياى اخلاقى و صفات ملكوتى است كه در هر كسى پيدا نمي شود، على(ع) با زحمت و مشقت زياد نانى تهيه كرده و براى فرزندان خود مىبرد در راه سائلى رسيد و اظهار نيازمندى كرد حضرت نان را به او داد و با دست خالى به خانه رفت، روزى با غلام خود قنبر به بازار رفت و دو پيراهن نو و كهنه خريد كهنه را خود پوشيد و نو را به قنبر داد.
پىنوشتها:
(1) سورة بقره آيه 274
(2) كشف الغمه ص 93-ينابيع المودة ص 92-مناقب ابن مغازلى ص 280
(3) جامع الاخبار ص 162
(4) مناقب ابن مغازلى ص 313-كفاية الطالب ص 250 و كتب ديگر.
على كيست؟ صفحه 259