دو فراز مهم از منشور روحانيت
گروه انديشه- آخرين روزهاي عمر پر برکت حضرت امام(ره) بيشتر به نوشتن گذشت تا ديدار عمومي و سخنراني. با مروري بر جلد 21 صحيفه ي نور با پيام ها و نامه هاي ارزشمندي مواجه مي شويم که هر کدام حاوي مطالب مهم و درسآموزي است و بررسي و مطالعه ي هر يک از آن بخشي از تاريخ پرفراز و نشيب آن مقطع حساس انقلاب را براي خواننده آشکار مي سازد. در اين بين "منشور روحانيت" از اهميت ويژه اي برخوردار است. اين پيام که در سوم اسفند ماه سال 1367خطاب به روحانيون و علماي حوزه هاي علميه نوشته شده حاوي مطالب مهم و استراتژيکي در باره ي انقلاب اسلامي است که مرور آن به همه ي شيفتگان حضرت امام(ره) توصيه مي شود.
1- در ابتداي کلام حضرت امام ضمن يادکرد از شهداي بزرگ روحانيت در طول تاريخ به خدمات علمي و جهاد في سبيل الله "علماي راستين" و "روحانيت اصيل طرفدار اسلام ناب محمدي(ص)" در دفاع از معارف قرآن و اهل بيت(ع) اشاره مي کند و اينکه علماي راستين در مبارزه براي تحقق عملي آموزه هاي تشيع و مبارزه با استبداد و استعمار همواره پيشگام بوده اند و به همين خاطر مورد کينه و خصومت هميشگي دشمنان قرار دارند.
در اين بين از دو ترفندِ استکبار براي ضربه زدن به روحانيت ياد مي کند که يکي راه ارعاب و زور و ديگري راه خدعه و نفوذ بود که وقتي راه نخست کارگر نشد راه هاي نفوذ را تقويت نمود و اولين و مهمترين حرکت در اين مسير القاي شعار جدايي دين از سياست بود که به فرموده ي حضرت امام "متأسفانه تا اندازه اي کارگر افتاد".
حضرت امام از شرايط تلخ و سختي ياد مي کند که علماي راستين و دين باور با خون دل در برابر جريان متحجرين ايستاده و مبارزه و مجاهدت براي مقابله با استبداد و استعمار و تحجر را ادامه دادند و به روزگاري اشاره مي کند که چگونه همين جريان انحرافي وقتي "در مدرسه ي فيضيه فرزند خردسالش مرحوم مصطفي از كوزه اي آب نوشيد, كوزه را آب كشيدند, چرا كه پدرش فلسفه مي گفت!؟".
حضرت امام(ره) اين فراز از نوشتار را اينچنين به پايان مي رساند که:
"واقعاً روحانيتِ اصيل در تنهايي و اسارت خون مي گريست كه چگونه آمريكا و نوكرش پهلوي مي خواهند ريشه ي ديانت و اسلام را بركنند و عده اي روحاني مقدس نماي ناآگاه يا بازي خورده و عده اي وابسته كه چهره شان بعد از پيروزي روشن گشت, مسير اين خيانت بزرگ را هموار مي نمودند. آن قدر كه اسلام از اين مقدسين روحاني نما ضربه خورده است, از هيچ قشر ديگر نخورده است و نمونه ي بارز آن مظلوميت و غربت امير المؤمنين(ع) كه در تاريخ روشن است. بگذارم و بگذرم و ذائقه ها را بيش از اين تلخ نكنم!... "
2- فراز مهم ديگر پيام حضرت امام (ره) پاسخ به شبهاتي است که توسط قائم مقام ايشان برعليه انقلاب مطرح شده بود! منتظري در سخنراني عمومي خود به مناسبت 22 بهمن به نقد عملکرد ده ساله ي انقلاب پرداخته و در عباراتي که سرشار از کينه ورزي و خصومت خواهي است, اتهاماتي را به مسئول نظام وارد مي سازد که قبل از آن تنها از دشمنان و ضد انقلاب شنيده مي شد. اين سخنان که مي توان آن را متأثر از فضاي ايجاد شده توسط باند مهدي هاشمي ملعون در بيت آقاي منتظري تحليل نمود, تداعي کننده ي همان خطر نفوذي است که حضرت امام به آن اشاره دارد و ما در بند اول به آن پرداختيم. منتظري ميگويد:
((... بعد از ده سال بايد عملکرد خود را حساب کنيم... بايد حساب کنيم که در ظرف اين ده سال که جنگ را به ما تحميل کردند آيا جنگ را خوب طي کرديم يا نه, دشمنان ما که جنگ را تحميل کردند آن ها پيروز از کار درآمدند. چقدر نيرو از ايران و از دست ما رفت و چقدر جوان هايي را از دست داديم که هر کدام يک دنيا ارزش داشتند و چه شهرهايي از ما خراب شد. بايد اين ها بررسي شود و ببينيم اگر اشتباهي کرده ايم اين ها توبه دارد!... چقدر در اين مدت شعارهايي داديم که غلط بود و خيلي از آن ها ما را در دنيا منزوي کرد و مردم دنيا را به ما بدبين کرد و هيچ لزومي هم براي اين شعارها نداشتيم.))(خاطرات سياسي- محمدي ري شهري)
پخش چنين سخناني از جايگاه قائم مقام رهبري آن هم در شرايط حساسي که تنها چند ماهي از پايان جنگ نگذشته و هنوز بسياري از بندهاي قطعنامه ي 598 محقق نشده و تهديدات دشمنان بطور کامل رفع نگرديده, آن هم در بزرگداشت پيروزي انقلاب اسلامي, مي توانست ضربه ي مهلکي بر روحيه ي ملت و نيروهاي حزب اللهي و بالاخص خانواده هاي محترم شهدا و ايثارگران باشد. حضرت امام(ره) در مقام پاسخ به اين شبهات و رفع ابهام از انظار ملت چنين مي فرمايند:
" من امروز بر اين عقيده ام كه مقتدرترين افراد در مصاف با آن همه توطئه ها و خصومت ها و جنگ افروزي هايي كه در جهان عليه انقلاب اسلامي است, معلوم نبود موفقيت بيشتري از افراد موجود به دست مي آوردند. در يك تحليل منصفانه از حوادث انقلاب خصوصاً از حوادث ده سال پس از پيروزي بايد عرض كنم كه انقلاب اسلامي ايران در اكثر اهداف و زمينه ها موفق بوده است و به ياري خداوند بزرگ در هيچ زمينه اي مغلوب و شكست خورده نيستيم, حتي در جنگ پيروزي از آن ملت ما گرديد و دشمنان در تحميل آن همه خسارات چيزي به دست نياوردند...
هر روز ما در جنگ بركتي داشته ايم كه در همه ي صحنه ها از آن بهره جسته ايم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده ايم, ما مظلوميت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده ايم, ما در جنگ پرده از چهره ي تزوير جهان خواران كنار زديم, ما در جنگ دوستان و دشمنان مان را شناخته ايم, ما در جنگ به اين نتيجه رسيده ايم كه بايد روي پاي خودمان بايستيم, ما در جنگ ابهت دو ابر قدرت شرق و غرب را شكستيم...
من در اين جا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به خاطر تحليل هاي غلط اين روزها رسماً معذرت مي خواهم و از خداوند مي خواهم مرا در كنار شهداي جنگ تحميلي بپذيرد. ما در جنگ براي يك لحظه هم نادم و پشيمان از عملكرد خود نيستيم.
راستي مگر فراموش كرده ايم كه ما براي اداي تكليف جنگيده ايم و نتيجهْ فرع آن بوده است. ملت ما تا آن روز كه احساس كرد كه توان و تكليف جنگ دارد به وظيفه ي خود عمل نمود. و خوشا به حال آنان كه تا لحظه ي آخر هم ترديد ننمودند, آن ساعتي هم كه مصلحت بقاي انقلاب را در قبول قطعنامه ديد و گردن نهاد, باز به وظيفه ي خود عمل كرده است! آيا از اين كه به وظيفه ي خود عمل كرده است نگران باشد.
نبايد براي رضايت چند ليبرال خود فروخته در اظهار نظرها و ابراز عقيده ها به گونه اي غلط عمل كنيم كه حزب اللهِ عزيز احساس كند جمهوري اسلامي دارد از مواضع اصولي اش عدول مي كند. تحليل اين مطلب كه جمهوري اسلامي ايران چيزي به دست نياورده و يا ناموفق بوده است، آيا جز به سستي نظام و سلب اعتماد مردم منجر نمي شود! تأخير در رسيدن به همه ي اهداف دليل نمي شود كه ما از اصول خود عدول كنيم. همه ي ما مأمور به اداي تكليف و وظيفه ايم نه مأمور به نتيجه. اگر همه ي انبياء و معصومين - عليهم السلام - در زمان و مكان خود مكلف به نتيجه بودند، هرگز نمي بايست از فضاي بيشتر از توانايي عمل خود فراتر بروند و سخن بگويند و از اهداف كلي و بلند مدتي كه هرگز در حيات ظاهري آنان جامه ي عمل نپوشيده است ذكري به ميان آورند. در حالي كه به لطف خداوند بزرگ، ملت ما توانسته است در اكثر زمينه هايي كه شعار داده است به موفقيت نايل شود. ما شعار سرنگوني رژيم شاه را در عمل نظاره كرده ايم، ما شعار آزادي و استقلال را به عمل خود زينت بخشيده ايم، ما شعار مرگ بر آمريكا را در عمل جوانان پرشور و قهرمان و مسلمانان در تسخير لانه ي فساد و جاسوسي آمريكا تماشا كرده ايم، ما همه ي شعارهايمان را با عمل محك زده ايم."
در کمتر از 40 روز از نوشتن اين پيام بود که در تاريخ 6/1/68 طي نامه اي به قلم حضرت امام(ره), منتظري از جايگاه قائم مقام رهبري عزل گرديد.
اين پيام ارزشمند و گنجينه ي الهي حضرت روح الله فرازهاي ديگري نيز دارد که علاقمندان را به خواندن متن کامل آن توصيه مي کنيم.
/ انتهاي پيام/