منافقان، محروم از رحمت الهي
الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ يَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنافِقينَ هُمُ الْفاسِقُونَ (توبه/67)
ترجمه: مردان منافق و زنان منافق، همه از يک گروهند. آنها امر به منکر و نهي از معروف ميکنند و دستهايشان را (از انفاق و بخشش) ميبندند؛ خدا را فراموش کردند و خدا نيز آنها را فراموش کرد (و رحمتش را از آنها قطع نمود) به يقين منافقان همان فاسقانند.
بديهي است که انتساب فراموشي به خدا، واقعي نيست؛ بلکه کنايه از اين است که خدا با آنها مثل شخص فراموش کار رفتار ميکند، يعني هيچ گونه سهمي از حرمت و توفيق خود براي آنها قائل نميشود. اين گونه تعبيرات در سخنان روزمره ما نيز ديده ميشود، مثلا ميگوييم: چون تو وظيفه خود را فراموش کردي، ما هم به هنگام پرداختن مزد و پاداش، تو را فراموش خواهيم کرد، يعني مزد و پاداشي به تو نخواهيم داد. اين معني روايت اهل بيت(ع) نيز زياد وارد شده است.(نمونه، ج8)
در روايتي از امام علي(ع) در ذيل اين آيه ميخوانيم: منظور اين آيه اين است که ايشان خدا را در دنيا فراموش کردند و او را اطاعت نکردند و به او و پيامبرش ايمان نياوردند، خداوند هم آنها را در آخرت فراموش ميکند، يعني بهرهاي از ثواب خود براي آنها قرار نميدهد و در تقسيم خوبيها و رحمت خود، از فراموش شدگان محسوب خواهند شد.(الميزان، ج9)