آخرين يادگار کربلا
کد خبر:۴۹۷۱۰
ويژه‌نامه شهادت باقر العلوم(ع)؛

آخرين يادگار کربلا

و بدين سان امام باقر(ع) و در پي او امام صادق(ع) و ديگران در صف و خطي قرار دارند که فرجام شان شهادت است و اين مسأله اي است که از خود آنها نقل شده: مام ِنَّا اِلاَّ مَسمُومُ اَو مَقتولُ «هيچک از ما امامان نسيت، جز آنکه مسموم و يا مقتول است.»

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ بَاقِرِ الْعِلْمِ وَ إِمَامِ الْهُدَى وَ قَائِدِ أَهْلِ التَّقْوَى وَ الْمُنْتَجَبِ مِنْ عِبَادِك‏

آخرين يادگار کربلا

امام باقر(ع) روز جمعه اول ماه رجب سال 57 هجري در شهر مدينه متولد شد، بعضى هم گفته‏اند: تولد امام(ع) روز سوم صفر بوده است، و در ذى الحجه سال يك صد و چهاردهم هجرى به شهادت رسيد، و بعضى گمان كرده‏اند وفات آن حضرت در ماه ربيع الاول بوده، در هنگام وفات پنجاه و هفت سال از عمر شريفش گذشته بود.

مادر امام باقر(ع)، امّ عبد اللَّه دختر امام مجتبى(ع) بود، و لذا آن حضرت از دو جهت هاشمى و علوى بودند، و قبر شريفش در بقيع، كنار قبر پدر بزرگوار و عم گراميش حضرت امام حسن(ع) واقع شده است، مدت چهار سال در زمان جدش امام حسين(ع) و سى و نه سال هم در حيات پدرش زندگى كرد و هجده سال پس از پدرش امامت كرد، ايام امام(ع) مصادف بود، با وليد بن عبد الملك و سليمان بن عبد الملك و عمر بن عبد العزيز و يزيد بن عبد الملك، و در هنگام خلافت هشام بن عبد الملك در هفتم ذي الحجه به شهادت رسيد.

اين واقعيتي است که خاندان پيامبر(ص) رادر روز سقيفه کشتند و قتل و مسموميت آنها را در طول تاريخ از آن زمان رقم زدند، و اين مسأله اي است که حضرات معصومين (ع) درگفته ها و اظهار نظرهاي خود بارها از آن سخن گفته‌اند.

و بدين سان امام باقر(ع) و در پي او امام صادق(ع) و ديگران در صف و خطي قرار دارند که فرجام شان شهادت است و اين مسأله اي است که از خود آنها نقل شده: مام ِنَّا اِلاَّ مَسمُومُ اَو مَقتولُ «هيچک از ما امامان نسيت، جز آنکه مسموم و يا مقتول است.»

مسموميت و شهادت امام باقر(ع)

زراره روايت کرده است: روزي از حضرت امام محمدباقر(ع) شنيدم که فرمود : درخواب ديدم که بر سرکوهي ايستاده ام و مردم از هر طرف آن کوه به سوي من بالا مي آمدند چون مردم بسياري در اطراف آن کوه جمع شدند به ناگاه کوه بلند شد و مردم از هر طرف آن فرو مي‌ريختند ، تا آنکه جماعتي برآن کوه باقي ماندند واين اتفاق پنج مرتبه تکرار شد.

گويا آن حضرت اين خواب را به وفات خود تعبير فرموده بود، که بعد از گذشت پنج شب از اين خواب به رحمت ايزدي پيوستند. آنچه مسلم است اين است که امام باقر(ع) با طرح مرموز و مخفيانه هشام بن عبدالملک، مسموم شده و به شهادت رسيد، ولي عامل و چگونگي آن به روشني مشخص نيست؛ بعضي مي‌نويسند: ابراهيم بن وليد بن يزيد بن عبدالملک (پسر برادر زاده هشام) آن حضرت را مسموم نمود، وبعضي مي‌نويسند : زيد بن حسن به دستور هشام، زهر را به زين اسب ماليد و اسب را به حضور امام باقر(ع) آورد، و اصرار کرد که آن حضرت بر آن سوار گردد، آن حضرت ناگزير بر آن سوار شد و آن زهر در بدن او اثر کرد، به گونه‌اي که رانهايش متورم شد و سه روز به سختي در بستر بيماري افتاد و سرانجام به شهادت رسيد؛ آن حضرت ساعات آخر عمر، کفنهاي خود را که پارچه سفيدي بود و با آن احرام بجا آورده بود مشخص نمود، و امام صادق(ع) بر جنازه پدر نمازگزارد و او را در بقيع، درجوار  پدر بزرگوارش دفن کرد.

ازکف برفت صبر و نماندش دگر قرار
دين شد تهي زمخزن اسرار کردگار
از ضعف برجبين منيرش عرق نشست
ارکان پنجمين امامت زهم شکست
گاهي زبان به ذکر حق و گه شدي بي هوش
از دل کشيده آه شرربار و شد خموش

نگاهي به سيره امام(ع)

محمدبن مسلم گويد: از کوفه به طرف مدينه عزم سفر کردم در حاليکه مريض و سنگين بودم، خبر به امام محمد باقر (ع) رسيد که محمدبن مسلم مريض شده. امام (ع) به توسط شخصي شربتي که سرپوش پارچه اي بر روي آن بود برايش فرستاد. آن شخص خود را به محمدبن مسلم رسانيد و گفت: به من دستور داده اند تا از اين شربت نخوري از اينجا نروي. محمدبن مسلم مي گويد همينکه شربت را نزديک دهان آوردم بوي مشک از آن ساطع بود. ديدم شربتي خوش طعم و سرد است وقتي آشاميدم مأمور امام(ع) گفت: حضرت باقر (ع) فرمودند: بعد از آنکه خوردي حرکت کن و به نزد ما بيا، من از فرمايش امام (ع) در انديشه شدم با اينکه قبل از آشاميدن قدرت بر روي پا ايستادن را نداشتم شربت که در معده ام داخل شد، مثل اينکه در بندهاي آهنين بسته بودم همه باز شد و در خانه آن سرور آمده اجازه ورود خواستم. با صداي بلند فرمود: خوب شدي؟! داخل شو.
وارد شدم در حاليکه اشک مي ريختم سلام کرده دست آن حضرت را بوسيدم. فرمود: براي چه گريه مي کني؟ عرض کردم فدايت شوم گريه ام براي اين است که از خدمت شما دورم و در فاصله بسيار زيادي واقع شده ام اينک خدمتتان رسيده ام نمي توانم زياد بمانم و شما راببينم. آن حضرت فرمود: اينکه نمي تواني زياد بماني، خداوند دوستان ما را چنين قرار داده، بلا را نسبت به ايشان سريع کرده و اما به دوري و غربت اشاره کردي، در اين موضوع بايد به امام حسين (ع) تأسي بجوئي. دور از ما در فرات و عراق دفن شده، اينکه گفتي فاصله بين تو با ما زياد است، همانا مؤمن در دنيا و ميان اين مردم کج رفتار غريب است تا زماني که به سوي رحمت خدا برود، اينکه مي‌گوئي ما را دوست داري و مي‌خواهي پيوسته ما را ببيني، خداوند از قلبت آگاه است و بر اين ولا و محبت ترا پاداش خواهد داد.
******
جابربن عبدالله انصاري به محضر امام باقر(ع) شرفياب شد در آنوقت پيري ضعيف و عاجز شده بود حضرت از حالش جويا گرديد، گفت اکنون در حالي هستم که پيري را از جواني، مرض را از سلامتي، مرگ را از زنده بودن بهتر مي خواهم. امام (ع) فرمود: اما من اگر خداوند پيرم کند پيري را مي خواهم و اگر جوان، جواني را، اگر مريض شدم مرض را و اگر شفا دهد شفا و سلامتي را طالبم اگر بميراند مرگ را و چنانچه زنده نگه دارد زندگي را مي خواهم.
همينکه جابر اين سخن را شنيد صورت آنجناب را بوسيده گفت: پيغمبر (ص) درست فرموده، که تو زنده مي ماني تا ملاقات کني با يکي از فرزندان من که نام او باقر است، علم را مي شکافد به طوري که گاو زمين را شکاف مي دهد.
******
محمدبن منکدر مي گويد: يک روز اراده کردم که امام باقر(ع) را موعظه کنم او مرا موعظه کرد. دوستانش گفتند: به امام(ع) چه گفتي و چه شنيدي؟
گفت: يک روز که هوا بسيار گرم بود اطراف شهر مدينه رفتم. مشاهده کردم که امام(ع) با دو نفر از کارگرانش مشغول کار هستند. پيش خودم گفتم چگونه است که بزرگي از بزرگان قريش در اين ساعت از روز که هوا بسيار گرم است در طلب دنياست، تصميم گرفتم که او را موعظه کنم، نزديک رفتم و سلام کردم. امام(ع) در حاليکه عرق از سر و رويش مي‌ريخت با تندي پاسخم داد، عرض کردم: خداوند ترا اصلاح کند، بزرگي از بزرگان قريش در اين ساعت از روز با اين حال در طلب دنياست اگر مرگ در اين موقعيت به سراغت بيايد چه خواهي کرد. گفت: امام(ع) فرمود: به خدا قسم اگر در اين حال مرگ به سراغم بيايد موقعي آمده که من در طاعتي از طاعات الهي هستم. (بدان من اينگونه زحمت مي کشم) تا از تو و مردم بي نياز باشم.  از مرگ در آن حالت بيمناکم که سرگرم گناهي باشم. آنگاه گفتم رحمت خدا بر تو باد فکر کردم که شما را موعظه کنم اما شما مرا موعظه کرديد.
******
منابع
- زندگانى چهارده معصوم(ع)
- منتهي الامال

پربازدیدترین آخرین اخبار