زاكاني از خاطرات حج خونين خود گفت
به گزارش خبرنگار سياسي «شبکه خبر دانشجو»، زاکاني عصر ديروز در حاشيه همايش «وهابيت آتشي بر جان اسلام» كه در دفتر گفتمان انقلاب اسلامي برگزار شد، با اشاره به خاطراتي از حج خونين سال 66 و بيان اينکه با توجه به نشانه هايي كه از برخورد صعودي ها با حجاج ايراني كه ابتدا به مدينه رفته بودند ديده مي شد، ما فكر كرديم برنامه برائت از مشركين به راحتي انجام شود، اظهار داشت: بعد از ظهر روز ششم ذي الحجه بعد از اقامه نماز در ساعت 3 بعد از ظهر جلوي بيت رهبري در مكه تجمع كرديم و پس از سخنراني كروبي نماينده امام و رئيس بعثه رهبري تصميم حركت به سمت مسجدالحرام را گرفتيم.
وي افزود: اولين چيزي كه تعجب ما را برانگيخت اين بود كه در مسير آمدن به بعثه برخي ماشين ها كه مي خواستند رد شوند به ناگاه به داخل جمعيت مي آمدند و بعضاً با بعضي افراد برخورد مي كردند، بعد از رسيدن به بعثه با توجه به اينكه خيابان ها را خالي كرده بودند ما احساس كرديم كه اين كارشان از روي خير و نيت حسنه است و لابد تمهيداتي گذاشته اند كه كار به خوبي پايان يابد.
زاكاني يادآور شد: در ميان صحبت كروبي از هتل روبروي بعثه آينه گذاشته بودند و مدام به چشمان كروبي نور مي انداختند كه اين دومين نشانه اي بود كه ما را حساس كرد.
عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه حركت ما به سمت مسجد الحرام مصادف شد با خبر سقوط يكي از هلي كوپترهاي آمريكا در خليج فارس، تاكيد كرد: اين مسئله توجه همه را به خود جلب كرد و باعث شد يك شور و شعف خاصي در بين راهپيمايان به وجود آيد.
وي به آغاز حمله نيروهاي صعودي به راهپيمايان برائت از مشركين اشاره و خاطرنشان كرد: ما در ميان جمعيت بوديم كه ديديم از جلوي جمعيت عده اي را مي آورند كه مجروح شدند و خبر آمد كه از بالاي پاركينگ اين چهار طبقه به سر مردم سنگ و آهن و كپسول گاز مي اندازند و راه را براي ادامه حركت سد كرده اند و با اين عمل جلوي جمعيت بسته شده است.
زاكاني در اين خصوص ادامه داد: من مجروحي را ديدم كه سرش زخمي شده بود و او را به دوش خود گذاشتم تا راحت راه برود و وقتي به پشت جمعيت آمديم ديدم پشت جمعيت را هم شرطه هاي صعودي بسته اند و يك جمعيت متراكم در محدوده كوچكي جمع شده بودند.
نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي خاطرنشان كرد: با عده اي كه پشت جمعيت بوديم شروع كرديم به دفاع كردن از آن قسمت و با الله اكبر گفتن با چوب به سمت شرطه هاي صعودي حمله مي كرديم و باعث مي شديم آنها اندكي عقب بروند و آنها هم بعد از اين به ما حمله مي كردند و ما خود را به جمعيت مي چسبانديم، اين كار چند بار ادامه يافت.
وي با بيان اينكه كناره پياده روهاي خيابان بالاتر از سطح خيابان بود، گفت: از بالاي اين پياده روها شروع كرديم سنگ زدن و وقتي از اين مرحله رد شديم پليس صعودي با تير به سمت مردم تير اندازي كرد كه بغل دستي خود من با اصابت يك تير به سرش به شهادت رسيد.
زاكاني با اشاره به اينكه ما 50 نفر بوديم كه داشتيم از پشت جمعيت دفاع مي كرديم، اظهار داشت: يك نكته كه تاثر من را برانگيخت اين بود كه وقتي شرطه هاي صعودي به ما حمله كردند و ما در حال عقب نشيني بوديم يك جانباز را ديدم كه بر روي ويلچر بود و در پياده روي كنار مسير جا مانده بود و از جمعيت خواهش مي كرد كه او را به عقب برگردانند من با يكدست خواستم او را از پياده رو كنار بكشم كه چرخ گير كرد و وي در خيابان به زمين افتاد اما با كمك يك فرد ديگر او را دوباره سوار ويلچر كرديم و به داخل جمعيت كشانديم.
عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس در ادامه به پرتاب گاز اشك آور به داخل جمعيت اشاره و خاطرنشان كرد: در همين ميان به من يك گاز اشك آور خورد كه احساس كردم داخل بدنم آتش گرفته و چفيه خود را باز كردم و به آب قمقمه ها كه كف زمين ريخته بود كشيدم و به صورتم انداختم و بعد از آن ديگر چندان به ياد ندارم تا اينكه خود را روبروي در هتل كه هتل لبناني ها نام داشت، ديدم كه درهاي آن را باز كرده بودم تا مردم به داخل آن بروند.
وي با بيان اينكه بيشتر شهدا از خانم ها يا پيرمردهايي بودند كه بر اثر فشار زير دست و پا خفه شده بودند، يادآور شد: كل شهدا 401 شهيد بود كه 275 نفر آنها ايراني بودند و حدود 649 مجروح نيز داشتيم.
زاكاني خاطرنشان كرد: ما به جلوي جمعيت آمديم كه يك دفعه صداي اذان بلند شد، يك سيدي هم آنجا بود و ما او را سريعاً به جلوي جمعيت فرستاديم تا جهت جلوگيري از ادامه درگيري ها نماز جماعت برپا كند.
عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي افزود: وقتي كه صف نماز تشكيل شد و آن سيد شروع به اقامه نماز كرد من پشت سر او ايستاده بودم و در نماز به او گفتم حاج آقا يك ذره يواش تر بخوانيد چون تا نماز تموم شه اينا شروع مي كنن به زدن ما و او هم به من گفت باشه باشه هيچي نگو كه اين خاطره با خنده حضار مواجه شد.
وي با اشاره به خاطره ديگري از اين اتفاق گفت: بعد از نماز نشستيم توي خيابان يك عكس امام در چند متري من افتاده بود و يكي از نيروهاي صعودي هر كاري كرد آن را آتش بزند نتوانست و در نهايت آن را پاره كرد و جلوي ما ريخت.
زاكاني ادامه داد: ما تا ساعت 10 شب آنجا نشستيم و بعد گفتند كنار خيابان راه باز شده و برويد و وقتي داشتيم مي رفتيم جنازه شهدا را ديديم كه كف خيابان ريخته بود.
نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه صبح فرداي آن روز از پنجره هتل ديديم كه نفربر و ماشين هاي پليس آژير كشان به خيابان آمده اند، گفت: اين فضا را درست كردند تا كسي جرات نكند از هتل بيرون بيايد.
وي خاطرنشان كرد: بعد از ظهر آن روز همراه مادر شهيدي در ماشيني كه به سمت حرم مي رفتيم راننده بعد از آن كه فهميد ما ايراني هستيم گفت من ديشب آنجا بودم شما كه برگشتيد يك عده از اينها اومدند و روي جنازه هاي ايراني پايكوبي و هلهله كردند.
عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي در خصوص آخرين خاطره خود از اين حج خونين گفت: ما به داخل مسجد الحرام رفتيم هنگام نماز متوجه شدم بغل دستي از شيعيان عربستان است، بعد از نماز كه او فهميد من ايراني هستم گفت ديشب از هتل شماها را مي ديدم و تنها چيزي كه بعد از آن گفت سه بار كلمه عاشورا بود و تمام آنچه را كه ديده بود در عاشورا خلاصه كرد./انتهاي پيام/