ديدگاه اسلام در مورد شعر و شاعرى
کد خبر:۴۹۸۱۲
در محضر آيت الله مکارم شيرازي؛

ديدگاه اسلام در مورد شعر و شاعرى

ارزيابى اسلام در مورد شعر و شاعرى روى «هدف ها»، «جهت گيرى ها» و «نتيجه ها» است، و از ائمه(ع) توصيف فراوانى درباره اشعار و شعراى با هدف، و دعا در حق آنان، و جايزه فراوان به آنها دادن، رسيده است.  

ديدگاه اسلام در مورد شعر و شاعرى چيست؟

ارزيابى اسلام در مورد شعر و شاعرى روى «هدف ها»، «جهت گيرى ها» و «نتيجه ها» است، به گفته اميرمؤمنان على(ع) هنگامى كه گروهى از يارانش در يكى از شب هاى ماه مبارك «رمضان» به هنگام افطار، سخن به شعر و شاعران كشيدند، آنها را مخاطب ساخته فرمود:

اِعْلَمُوا أَنَّ مِلاكَ أَمْرِكُمْ الدِّيْنُ، وَ عِصْمَتَكُمْ التَّقْوى، وَ زِيْنَتَكُمْ الأَدَبُ، وَ حُصُونَ أَعْراضِكُمْ الحِلْمُ: «بدانيد ملاك كار شما دين است، و مايه حفظ شما تقوا است، زينت شما ادب و دژهاى محكم آبروى شما، حلم و بردبارى است».

اشاره به اين كه شعر، وسيله اى است و معيار ارزيابى آن هدفى است كه شعر در راه آن به كار گرفته مى شود.

اما متأسفانه در طول تاريخ ادبيات اقوام و ملل جهان، از شعر سوء استفاده فراوان شده است، و اين ذوق لطيف الهى در محيط هاى آلوده آنچنان به ننگ كشيده شده است كه گاه از مؤثرترين عوامل فساد و تخريب بوده است.

مخصوصاً در عصر جاهليت كه دوران انحطاط فكرى و اخلاقى قوم عرب بود، «شعر»، «شراب» و «غارت» همواره در كنار هم قرار داشتند!.

ولى چه كسى مى تواند اين حقيقت را انكار كند كه اشعار سازنده و هدفدار در طول تاريخ، حماسه هاى فراوان آفريده است، و گاه قوم و ملتى را در برابر دشمنان خونخوار و ستمگر آنچنان بسيج كرده كه بى پروا از همه چيز، بر صف دشمن زده و قلب او را شكافته اند.

در دورانى كه شاهد و ناظر بارور شدن انقلاب اسلامى بوديم، با چشم خود ديديم كه: اشعار موزون و شعارهائى كه در قالب شعر ريخته مى شد، چه شور و هيجان و  جنبشى مى آفريد، و چگونه خون ها را در رگ ها به جوش مى آورد، و صفوف انسان ها را به خروش وامى داشت؟

و چگونه اين اشعار كوتاه و ساده، اما حماسى و هيجان انگيز لرزه بر اندام دشمن مى انداخت، و پايه هاى كاخشان را متزلزل مى ساخت.

و نيز چه كسى مى تواند انكار كند كه گاه يك شعر اخلاقى آنچنان در اعماق جان انسان نفوذ مى كند كه يك كتاب بزرگ و پر محتوا كار آن را انجام نمى دهد.

آرى، همان گونه كه در حديث معروف از پيامبر گرامى اسلام(ص) نقل شده: إِنَّ مِنَ الشِّعْرِ لَحِكْمَةً، وَ إِنَّ مِنَ الْبَيَانِ لَسِحْراً: «بعضى از اشعار، حكمت است، و پاره اى از سخنان، سحر»! گاهى اشعار غوغا به پا مى كند.

گاه، كلمات موزون شاعرانه، برندگى شمشير، و نفوذ تير را در قلب دشمن دارد، چنان كه در حديثى از پيامبر اسلام(ص) مى خوانيم كه در مورد چنين اشعارى فرمود: وَ الَّذِى نَفْسُ مُحَمَّد بِيَدِهِ فَكَأَنَّما تَنْضَهُونَهُمْ بِالْنَّبْلِ!:

«به آن كسى كه جان محمّد(ص) در دست قدرت او است، با اين اشعار، گوئى تيرهائى به سوى آنها پرتاب مى كنيد»!.

اين سخن را آنجا فرمود: كه دشمن با اشعار هجو آميزش، براى تضعيف روحيه مسلمانان تلاش مى كرد، پيامبر(ص) دستور داد: در مذمت آنان و تقويت روحيه مؤمنين، شعر بسرايند.

و در مورد يكى از شعراى مدافع اسلام فرمود: أُهْجُهُمْ فَاِنَّ جَبْرَئِيْلَ مَعَكَ!: «آنها را هجو كن كه جبرئيل با تو است».

مخصوصاً هنگامى كه «كعب بن مالك» شاعر با ايمانى كه در تقويت اسلام شعر مى سرود، از پيامبر(ص) پرسيد: يا رسول اللّه درباره شعر، اين آيات مذمت آميز نازل شده، چه كنم؟ فرمود:

اِنَّ الْمُؤْمِنَ يُجاهِدَ بِنَفْسِهِ وَ سَيْفِهِ وَ لِسانِهِ: «مؤمن با جان، شمشير و زبانش در راه خدا جهاد مى كند».

از ائمه اهلبيت(عليهم السلام) نيز توصيف فراوانى درباره اشعار و شعراى با هدف، و دعا در حق آنان، و جايزه فراوان به آنها، رسيده است كه اگر بخواهيم به نقل آنها بپردازيم سخن به درازا مى كشد.

ولى افسوس كه در طول تاريخ، گروهى اين هنر بزرگ و ذوق لطيف ملكوتى را كه از زيباترين مظاهر آفرينش است آلوده كرده اند، و از اوج آسمان به حضيض ماديگرى سقوطش دادند، آن قدر دروغ گفتند كه ضرب المثل معروف: أَحْسَنُهُ أَكْذَبُهُ: «بهترين شعر دروغ ترين آن است» به وجود آمد.

گاه آن را در خدمت ظالمان و جباران درآوردند و به خاطر صله ناچيزى آنچنان تملق و چاپلوسى كردند كه نُه كرسى فلك را انديشه آنان به زير پاى نهاد، «تا بوسه بر ركاب قزل ارسلان زند»!.

و گاه در وصف عيش، شراب، رسوائى و ننگ آن قدر پيش رفتند كه قلم از ذكر آن شرم دارد.

گاه آتش جنگ هائى با اشعار خود برافروختند، و انسان ها را براى غارت و كشتار به جان هم انداختند و صفحه زمين را از خون بى گناهان رنگين ساختند.

ولى در مقابل، شعراى با ايمان و پر همتى بودند كه باج به فلك نمى دادند، و اين قريحه ملكوتى را در طريق آزادگى انسان ها، پاكى و تقوا، و مبارزه با دزدان و غارتگران و جباران به كار گرفتند و به اوج افتخار رسيدند.

گاهى در دفاع از حق، اشعارى گفتند كه: با هر بيتى، بيتى در جنّت براى خود خريدند.

و گاه در دوران هاى خفقان بارى كه حكام بيدادگر همچون «بنى اميه» و «بنى عباس»، نفس ها را در سينه ها حبس كرده بودند با گفتن قصيده اى همچون قصيده «مدارس آيات» قلب ها را جلا دادند، و پرده هاى دروغ و تزوير را كنار زدند، گوئى روح القدس اين اشعار را بر زبان آنها جارى مى ساخت.

و گاه براى ايجاد حركت در توده هاى رنجديده كه احساس حقارت مى كردند اشعارى مى سرودند و شور و حماسه و هيجان مى آفريدند.
و قرآن درباره اينها مى گويد: «إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ ذَكَرُوا اللّهَ كَثِيراً وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا».

جالب اين كه: اين گروه از شاعران، گاهى چنان آثار جاودانه اى از خود به يادگار گذاشتند كه پيشوايان بزرگ اسلام، طبق بعضى از روايات، مردم را به حفظ اشعار آنها توصيه مى فرمودند، چنان كه درباره اشعار «عبدى» از «امام صادق»(ع) نقل شده كه  فرمود: يا مَعْشَرَ الشِّيْعَةِ عَلِّمُوا أَوْلادَكُمْ شِعْرَ الْعَبْدِى، فَاِنَّهُ عَلى دِيْنِ اللّهِ:

«اى شيعيان! به فرزندان خود، اشعار عبدى را بياموزيد كه او بر دين خدا است».(1)

1. تفسير نمونه، جلد 15، صفحه 408.

/انتهای پیام/

پربازدیدترین آخرین اخبار