کلام مولا؛ اهتزاز «بصیرت و ایمان» در کاروان کربلا
امروز در سالگشت شهادت امام محمدباقر(ع) در ميان سرودخوان عشق و جنون، ميان رد چفيه هاي سپيد و مخطط به نستعليق وفاداري و دلبري، راهي خانه دوست شدم.
«ياد امام و شهدا» پيچيده در فضاي حسينيه حسيني ترين مرد زمان، چشم انتظار كلام تبار آيين او بود.
تصنيف دلبرانه «ياد امام و شهدا» پس از سرودخوان «ياوري» و «دلدادگي» بسيجيان عاشق، پيش درآمد سخنان تكان دهنده زيباي سردار نقدي بود؛ رئيس سازمان بسيج مستضعفين كه تحسين مولا را در پي داشت.
آنك اما كلام آقا كه باورش سخت است اين قدر خسته، اما همچنان پرخون و بي امان و شيدايي؛ چون شير، چون قله، چون رود، چون سرود... .
«بصيرت و ايمان» همانچه بود كه خواسته و پندار و اميد «آقا» براي همه، اما براي بسيجيان دوران مهمتر و جدي تر و خواستني تر.
آقا فرمود: بسيج و بسيجي يك استثناست. مشخصه هايي كه در بسيج گرد آمده، آن را استثنايي كرده و آن اين بود: «بي مزد و منت، خدمت كردن به مردم و به انقلاب»بيمزد بود و منت هر خدمتي كه كردم
يا رب مباد كس را مخدوم بي عنايت
آقا از امامت گفت و از قربان و غدير و از بسيج كه امتداد غدير است، از علي گفت كه رشادت و شجاعت بي نظيرش بر تارك آسمان بسيجيان امام و انقلاب مي درخشد تا هميشه.
آقا از مردم گفت، از آحاد مردم، از همه آنها كه خيل عظيم بسيجيانند، بي نشانه، بي سازمان، بي دفتر و دستك، و تنها با خدا و با ... مردم!
آقا گفت: اگر حضور بسيج در جنگ نبود، امروز سرنوشت كشور چيز ديگري بود، چيز ديگري!
و تلالو آن محاسن سپيد، در تكانه هاي نحيف و معصوم چشمان بسيجياني كه گرد آمده بودند تا بر غم امام معصومشان بگريند و با ولي شان تجديد بيعت كنند.
باد، ميان الياف چفيه ها مي پيچيد و ما را به سمتي مي برد كه دل ها مي خواهند: كربلا!
و اين روزها كه سمت عرفات از مشعر حج ناتمام حسين(ع)، صداي مويه دار مسلم را به سوي دل هاي شيداي عاشقان مي كشاند، اين روزها كه صداي كاروان حسين بي علي و زينب و سجاد (ع) كم كمك به گوش مي رسد و دل ها عطر و بوي عاشورايي خود را دوباره مي يابند و زبان ها دوباره شعر شعور و شور مي سرايند و ... اين روزها، آري اين روزهاي پس از فتنه، كه آقا در صدف گوهر اين كلامش بار ديگر به بصيرت فراخواند و ايمان، به استقامت و پايداري و به دوري از هر گونه تخريب و شايعه و اشتباه.
آقا گفت: نمي شود هر فردي را به دليل يک خطا، منافق ناميد و همچنين نمي توان، هر فردي را بدليل اختلاف نظر و ديدگاه، ضدولايت فقيه خواند.
و به راستي كه اوست «رهبر» «فرزانه» ما...
/انتهاي پيام/