تأثير درستکاري انسان بر سرنوشت فرزندان
وَ أَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتيمَيْنِ فِي الْمَدينَةِ وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما وَ كانَ أَبُوهُما صالِحاً فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما وَ يَسْتَخْرِجا كَنزَهُما رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْري ذلِكَ تَأْويلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً (کهف/82)
ترجمه: و اما آن ديوار، از آن دو نوجوان يتيم در آن شهر بود، و زير آن، گنجي متعلق به آن دو وجود داشت، و پدرشان مرد صالحي بود، و پروردگار تو ميخواست آنها به حد بلوغ برسند و گنجشان را استخراج کنند، اين رحمتي از پروردگار بود، و من آن (کارها) را خودسرانه انجام ندادم، اين بود راز کارهايي که نتوانستي در برابر آنها شکيبايي به خرج دهي.
از اين آيه استفاده ميشود که درستکاري انسان گاهي در وارثان انسان اثر نيک ميگذارد و سبب سعادت و خير براي آنها ميگردد، چنانکه از آيه 9 سوره نساء نيز استفاده ميشود که صلاح پدر و مادر در سرنوشت فرزند موثر است؛ آنجا که ميفرمايد: کساني که اگر فرزندان ناتواني از خود به يادگار بگذارند، از آينده آنان ميترسند، بايد(از ستم درباره يتيمان مردم) بترسند.
از امام صادق(ع) چنين روايت شده است: خداوند به خاطر شايستگي مرد مومن فرزند او و نوهاش را هم اصلاح ميکند و خاندان و اطرافيانش را حفظ ميفرمايد. پس آنها پيوسته به خاطر آن مومن در نزد خداوند در حفظ و نگهباني خدا هستند.
سپس امام داستان دو نوجوان يتيم را يادآوري کرد و به اين قسمت از آيه استناد نمود که ميفرمايد:«و کان ابوهما صالحا» پس فرمود: آيا نميبيني چگونه خدا صلاح پدر و مادر آن دو را با لطف و رحمت نسبت به آن دو نوجوان شکرگزاري کرد.(الميزان، ج13)