اخلاق جنگي پيامبر اکرم(ص)
سماحت و گذشت، حسن خلق و معاشرت نيکو از بارزترين ويژگي هاي پيامبر بزرگوار اسلام بوده است. قرآن مجيد شيو? رفتار آن حضر ت را چنين توصيف مي کند:
وَ اِنَّکَ لَعَلَي خُلُقٍ عَظِيمٍ. (قلم (68): 4)
به راستي تو داراي اخلاقي عظيم و تحسين برانگيز هستي.
قرآن راجع به دلسوزي و مهرباني بي منتهاي ايشان مي فرمايد:
لقد جائکم رسول في انفسکم عزيز عليه ما عنتم حريص عليکم بالمؤمنين رئوف رحيم. (توبه (9): 127)
به يقين براي شما پيامبري از خودتان آمد که در رنج افتادن شما براي او دشوار است. به جِد خواستار هدايت شماست و نسبت به مؤمنان دلسوز و مهربان مي باشد.
از ديدگاه قرآن يکي از رموز اساسي گسترش اسلام و گرايش شديد همگاني به سوي آيين خاتم، همان اخلاق نيکو و رفتار کريمانه پيامبر بوده است:
فَبِما رَحمَة من الله لنت لهم و لو کنت فظاً غليظ القلب لا نفضّوا من حولک... . (آل عمران (3): 159)
پس به برکت رحمت خداوند، با آنان نرم خو و مهربان گشتي و چنانچه تند خو و سخت دل بودي هر آينه از گرد تو پراکنده مي شدند... .
ايشان در تمام عمر شريف خود، هرگز به کسي دشنام نگفت و سخن بيهوده بر زبان نياورد. آه دردمندان را مي شنيد و به فرياد معترضان گوش فرا مي داد. هر اعتراضي را به نيکي پاسخ مي فرمود. سخن کسي را قطع نمي کرد. فکر آزاد را سرکوب نمي کرد، اما خطاي انديشه و کردار را با منطقي استوار و بياني شيرين و دلنشين روشن مي ساخت. بر زخم هاي دل شکستگان مرهم مي نهاد و از رنج ديگران آزرده خاطر مي گشت.
تاريخ صدر اسلام و سير? آن حضرت، گواهي روشن و گويا است بر مهر بي کران پيامبر، اما در عين حال اين لطف و نرم خويي هرگز به صورت انفعال ناشي از ضعف درنيامد. گرچه پيامبر با دشمنان خود با سعه صدر و عطوفت برخورد مي نمود، اما در برابر دشمنان خدا و مردم، با صلابت و استواري مي ايستاد و براي پاسداري از حق، اندکي مداهنه و سازش روا نمي داشت. آن جا که حقيقت ستيزان به مصاف با آيين توحيد برمي خاستند، صاعقه وار بر سرشان فرود مي آمد و در ميدان کارزار چنان قهرمانانه مي ايستاد که، امير المؤمنان (ع) اسطوره تاريخي مقاومت و دليري، در وصف او چنين مي گويد:
کنا اذا احمر البأس اتقينّا برسول الله صلي الله عليه و آله فلم يکن منا اقرب الي العدو منه. (نهج البلاغه، کلمات قصار، ش 260)
چون کارزار دشوار مي شد، ما خود را به رسول خدا (ص) نگه مي داشتيم، چنانکه هيچ يک از وي به دشمن نزديک تر نبود.
اخلاق جنگي پيامبر اکرم(ص)
در عظمت حضرتش همين بس که حتي در صحنه هاي نبرد و کارزار نيز هيچ گاه از رعايت اخلاق کريمانه فاصله نمي گرفت و در ميدان پيکار و در برابر دشمنان کينه توز، بزرگ ترين اسوه و آموزگار عملي اخلاق بود. نمونه هايي از سيره و اخلاق جنگي ايشان چنين است:
1. بخشش و بازگرداندن اسيران و اموال آن ها در جنگ حنين (ر.ک: واقدي: مغازي، ج2، ص؛ به نقل از: علي اکبر حسني: تاريخ تحليلي و سياست اسلام، ص 265)
2. اعلام رحمت و عفو و آزادي عمومي دشمنان پس از فتح مکه
3. مخالفت با مسموم کردن يا بستن آب به روي يهوديان در محاصر? قلعه خيبر و نهي مسلمانان از استفاده کردن سم در مقابل دشمنان به طور کلي (شيخ حر عاملي: وسايل الشيعه، باب جهاد، ابواب العدو، باب 16، ص 46)
4. بازگرداندن آن چه يهوديان نزد برخي از تازه مسلمانان به امانت گذارده بودند در حالي که خود و سپاهيانش در جنگ خيبر به آن ها نياز داشتند. (ابن هشام: سيره، ج 3، ص 344)
5. جلوگيري از مثله کردن کشته هاي دشمن و عدم اخذ مال جهت تحويل اجساد آن ها (محمد باقر مجلسي: بحارالانوار، ج 20، ص 205)
6. نهي از کشتن زنان، کودکان، پيران و جلوگيري از آتش زدن مزارع و باغستان ها
7. نفرين نکردن دشمنان اسلام در برابر آزارهاي آنان.
پيامبر اعلان نمود:
من براي نفرين برانگيخته نشدم، بلکه براي رحمت و دعوت به سوي حق آمده ام.
و سپس چنين دعا کرد:
اللهم اهد قومي فانهم لايعلمون. (محمد باقر مجلسي: بحارالانوار، ج 20، ص 174)
خداوندا، قوم مرا هدايت کن زيرا آن ها از روي جهل به کارهاي ناشايست دست مي زنند.
8. جلوگيري از عبور دادن زنان اسير از کنار کشته ها (همان، ص 6)
و ... . (براي آگاهي بيش تر در اين زمينه مراجعه شود به: علي اکبر حسني: تاريخ تحليلي و سياسي اسلام، ج 1، ص 268 - 265)
مهر و قهر در سير? امام علي (ع)
دست پروردگان مکتب آن حضرت (ص) نيز چنين بودند. اميرالمؤمنين که بيش از هر کس به پيامبر اکرم (ص) نزديک بود و از تعاليم ايشان بهره داشت، شبانگاهان نان و خوراک بي پناهان و مستمندان را به دوش مي کشيد و با کودکان يتيم به بازي مي نشست و در عين حال در ميدان رزم و نبرد، نام آورترين قهرمان تاريخ بود. در فتوت و جوانمردي فراتر از آن بود که در وصف بگنجد. حضرتش پيش از جنگ به لشکريان خود چنين فرمان داد:
جنگ نکنيد تا آن ها شروع کنند، زيرا حق با شماست و متارکه شما تا هنگامي که آن ها شروع کنند، حق ديگر است. اگر به اذن خداوند آنان شکست خوردند، کسي را در حال فرار تعقيب نکنيد. با افراد عاجز و بي دفاع نستيزيد. مجروحان را نکشيد. زنان را با آزار و اذيت تحريک نکنيد، اگرچه آنان شما رادشنام دهند و به رؤساي شما فحش و ناسزا گويند. (نهج البلاغه، نامه 14)
از ديگر سو حضرتش در اجراي عدالت اندک مداهنه و نرمشي نشان نمي داد، تا آن جا که پيامبر (ص) فرمود:
ارفعوا السنتکم عن علي ابن ابيطالب فانه خشن في ذات الله عزوجل غير مداهن في دينه. (مجمد باقر مجلسي: بحارالانوار، ج 21، ص 385)
زبان به عيبجويي از علي نگشاييد، زيرا او در راه خدا قاطع و استوار است و در دين خود هرگز سازش، پيشه نخواهد کرد.
چنانچه ملاحظه شد گرچه در اخلاق پيامبر و ديگر پيشوايان اسلام، غلبه با مهر و عطوفت است، اما اين مساله مانع مبارز? قاطع با جريانات انحرافي و موجب کوتاه آمدن در اجراي عدالت و سازش با سران کفر و فساد و تباهي نبوده است. در تاريخ زندگي حضرت رسول، مبارز? بي امان در برابر توطئه ها و دسيسه هاي محاربان و منافقان بسيار است، از آن جمله:
1. دستور تخريب مسجد ضرار که کانون توطئه و خطر بود و براي اسلام تهديدي جدي محسوب مي شد. (ر.ک: محمد بن جرير طبري: تفسير جامع البيان، ذيل برائت، (9): 107)
2. دستور قتل برخي از توطئه گران مانند کعب اشرف، ابوعهک و عصما که به هجو سرايي، جنگ رواني و تحريک و تحريض مردم بر عليه پيامبر (ص) همت گماشته و بر آن اصرار مي ورزيدند. (ر.ک: ابن هشام: سيره، ج2، ص 507، به بعد؛ واقدي: مغازي،ج 1، ص 184 به بعد).(1)
1- منبع: کانون انديشه جوان.