به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، حجت الاسلام قاسميان، استاد دانشگاه اميرکبير و مدير مدرسه علميه مشکوة، در سخناني با عنوان «احياي غدير»که در 15 خرداد 88 ايراد شده است، به تبيين مساله ولايت \رداخته است.
چند بند فوق، قسمت هايي از سخنراني شنيدني وي مي باشد که با توجه به فضاي فعلي کشور، حاوي نکات ارزنده معرفتي-سياسي نيز مي باشد:
...روايتي را در رابطه با اين كه «اولويت با چيست؟» ميخوانم. در رجال کشّي که از منابع مهمترين منابع رجالي ماست، زيد مفضل -که همين مفضلابنعمر است و توحيد مفضل در حقيقت قرائت حضرت بر مفضل است- در مباحث توحيدي در صفحه 326 (كتاب كشي) آمده که أنّ عدّتاً مِن اهل الکوفة کَتَبوا إلي الصّادق عليه السلام فقالوا انّ المُفضّل يجالس الشّتار و اصحابَ الحَمام. عدهاي نامه نوشتند به امام صادق(ع) و گفتند که مفضل با لات و لوتها و کفتربازها ميچرخد. شما نامهاي به مفضل بنويس تا خودش را جمع و جور کند. بالاخره براي تيپ علما و اصحاب شما اين جريان خوب نيست. حضرت نامه نوشتند و سرش را هم مهر و موم کردند و گفتند اين را به دست مفضل برسانيد. امام نامه را به دست يك سري از بزرگان اصحاب دادند تا به مفضل برسانند. نميدانم اين اسمها را چقدر ميشناسيد، محمدبن مسلم، زراره، حجربنزائده، عبدالهبنبکير و ابوبصير. اينها از بزرگان اصحابند. ميروند کوفه نامه را ميدهند به مفضل. او نيز نامه امام را باز ميکند و جلوي بقيه شروع ميکند به خواندن. فاذا فيه بسم الله الرّحمن الرّحيم اشترِ کذا و کذا و اشتَرِ کذا. امام گفته بودند بسم الله الرّحمن الرّحيم، اين ليست خريد من است. بخر و بياور. اينها تعجب ميکنند كه اين چه نامهايست. صورت مسئله چي بود و اين نامه چيست. نامه را ميچرخانند دارَ الکتاب إلي الکُل. همه ميبينند كه ليست خريد است. و لم يَذکُر قليلاً و لاکثيراً بِما قالوا فيه. امام چيزي از بحثي که مفضل با کفتربازها ميچرخد نياورده است. مفضل به اينها ميگويد به هر حال امام ليست خريد داده چه کار ميکنيد؟ ميگويند که خوب اين پول زيادي ميخواهد. هذا مالُ العَظيم حتي ننظر و نجمع و نَحمِل اليك و لم نُدرک الا نراک بعد نَنظُر في ذلک. خلاصهاش شد اينکه ما اول بايد برويم يك سري کميسيونهاي اقتصادي تشکيل دهيم و مطلب را بررسي کنيم. جلساتي با هم ميگذاريم و نتيجه جلسات را به تو ميگوييم. بعداً بررسي ميکنيم كه اين صورت خريد امام را چه طور بخريم. ميگويند ميرويم مدينه يك سري جلساتي ميگذاريم و ميآييم. اين را ميگويند و ميروند. و أرادوا الانصراف همين كه ميخواهند كه بروند مفضل ميگويد نه نهار را باشيد و بعد برويد. فَحَبسهم لغذائِه و وجّه المفضل الي اصحابه الذين سَعَوا بهم. بعد مفضل ميرود همان قومي كه به آنها سعايت شد، همان كفتربازها را ميآورد، فجائوا فقرأ عليهم كتابَ ابيعبداله. براي آنها نامه امام را ميخواند و ميگويد امام نامه نوشته است. چه كار ميكنيد؟ اين نامه امامتان است، چه كار ميكنيد؟ ميروند و هنوز غذاي آن مهمانها تمام نشده برميگردند و پولها را جلوي مفضل و اينها ميريزند. قبلَ أن يَفرُقَ هولاءِ من الغذات. فقال لهم المفضل تأمروني ان اطرُدَ هولاء مِن عندي؟ شما ميگوييد من اينها را از دور خودم برانم؟ تَظُنون ان الله تعالي يحتاج الي صلاتِكم و صومِكم؟ گمانتان بر اين است كه خدا محتاج نماز و روزه شماست؟ كار امام را راه بيندازيد. کفترباز باش ولي کار امام را راه بنداز. خواست امام را اجرا کن.
برخي ميگويند چرا مسئله ولايت در دين روشن نيست. اگر كار كنيد ميبينيد كه روشن است. مثل نخ تسبيح ميماند که دانههاي تسبيح را به هم وصل كرده است. دانه تسبيح بدون نخ به چه دردي ميخورد. خود اميرالمؤمنين(ع) در نهجالبلاغه ميفرمايد حج ميرويد، اين سنگ لايضر و لاينفع به چه درد ميخورد.
در روايات حج ميفرمايند: تمام الحج لقاءالامام (من لا يحضره الفقيه، ج2، ص578)، اين كه ميگويند حج برويد براي اين است كه دور امام و ولايت جمع شويد و گرنه اين اعمال به چه درد ميخورد. شما يک پراکندگي مطلق در اين اعمال ميبينيد. نماز ميخوانيم، بعد روزه ميگيريم؛ بعد... اين با همه چيز سازگار است با طاغوت و همه چيز سازگار است. اينگونه معنويتها با همه چيزي سازگار است. اصلي که امامت پيگيري ميکرد اصل ولايت بود كه کار امام را راه بينداز. نگوييد مگر امام کار راهبينداز نياز دارد؟ بله واقعاً امام كار راهبينداز لازم دارد. ما در روايات داريم لَمْ يَزَلْ أَمْرُ عَلِيٍّ(ع) شَدِيداً حَتَّى مَاتَ الْأَشْتَر (بحارالأنوار، ج33، ص556). امر امام شديد بود تا مالک اشتر مرد. امام به آن عظمت! وقتي مالک رفت امام از کار افتاد. اين اهميت مالک است. هيچگاه معنويت آنچناني از مالک ذکر نشده است. راجعبه کميل نقل شده ولي راجعبه مالك نقل نشده است. مالک کار راه بينداز امام بود. از تو به يک اشاره از من به سر دويدن...
امام(ره) را دفن نکنيد و در خاطرات نبريد. اين كار مانند آن است كه در مورد اميرالمؤمنين(ع) فقط مطلب بخواني و بگويي بهبه! عجب اميرالمؤمنيني!...
/انتهاي پيام/