ولايت علي(ع)، کامل کننده دين و تمام کننده نعمت
... الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً ... فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ (مائده/3)
ترجمه: ...امروز، کافران از زوال آيين شما مأيوس شدند، بنابراين، از آنها نترسيد و از مخالفت من بترسيد! امروز، دين شما را کامل کردم، و نعمت خود را بر شما تمام نمودم، و اسلام را به عنوان آيين(جاودان) شما پذيرفتم... خداوند آمرزنده و مهربان است.
اين بحث در ميان مفسران است که منظور از «اليوم» که در اين آيه دو بار تکرار شده، چيست؛ يعني کدام روز است که اين چهار جهت در آن جمع شده: هم کافران در آن مأيوس شدهاند، هم دين کامل شده و هم نعمت خدا تکامل يافته و هم خداوند آييين اسلام را آيين نهايي مردم جهان پذيرفته است.
مفسران در اين باره سخنان بسياري گفتهاند، ولي شکي در اين نيست که چنين روزي بايد روز بسيار مهمي در تاريخ زندگي پيامبر(ص) باشد. در اين ميان، تمام مفسران شيعه، اين روز مهم را روز هجدهم ذي الحجه يعني روز غدير خم ميدانند، روزي که پيامبر اسلام(ص) اميرالمومنين علي(ع) را به طور رسمي براي جانشيني خود تعيين کرد.
آن روز بود که کفار در ميان امواج ياس فرو رفتند، زيرا انتظار داشتند آيين اسلام قائم به شخص باشد و با از ميان رفتن پيغمبر(ص) اوضاع به حال سابق برگردد و اسلام به تدريج برچيده شود، اما هنگامي که مشاهده کردند مردي که از نظر تقوي و علم و قدرت و عدالت بعد از پيامبر(ص) در ميان مسلمين بينظر است، به جانشيني پيامبر(ص) انتخاب شده و پيامبر(ص) از مردم براي او بيعت گرفته، نوميدي آنها را فراگرفت و فهميدند که اسلام، آييني ريشهدار و پايدار است.
در اين روز بود که آيين اسلام به تکامل واقعي خود رسيد، زيرا بدون تعيين جانشين براي پيامبر(ص) و بدون روشن شدن وضع آينده مسلمانان، اين آيين به تکامل نهايي نميرسيد.
آن روز بود که نعمت خدا با تعيين رهبر لايقي همچون علي(ع) براي آينده مردم تکميل شد و نيز آن روز بود که اسلام با تکميل شدن برنامههايش، به مثابه آييني نهايي و جهاني از طرف خداوند پذيرفته شد. در روايتي نقل شده که پيامبر(ص) در غدير خم، علي(ع) را ولي امر مردم معرفي کرد و مردم متفرق نشده بودند که آيه «اليوم اکملت لکم دينکم...» نازل شد.
در اين موقع، پيامبر(ص) فرمود: «الله اکبر بر تکميل دين و اتمام نعمت پروردگار و خشنودي خداوند از رسالت من و ولايت علي(ع) بعد از من.» سپس فرمود: «هرکس من مولاي اويم، علي(ع) مولاي اوست. خداوندا، آن کس که او را دوست دارد، دوست بدار و آن کس که او را دشمن دارد، دشمن بدار. هرکس او را ياري کند، ياري کن . هرکس دست از ياريش بردارد، دست از او بردار».
در اينجا سوالي باقي ميماند که اين قسمت از آيه که مربوط به جريان غدير است، چرا ضميمه مطالبي شده که درباره گوشتهاي حلال و حرام است. در پاسخ بايد گفت که ممکن است قرار دادن آيه مربوط به غدير در لابه لاي احکام مربوط به غذاهاي حلال و حرام، براي محافظت از تحريف و حذف و تغيير آن بوده باشد، زيرا بسيار ميشود که براي محفوظ ماندن يک چيز نفيس و ارزشمند، آن را با چيزهاي سادهاي ميآميزند تا کمتر جلب توجه کند.
حوادثي که در آخرين ساعات عمر پيامبر(ص) واقع شد و مخالفت صريحي که از طرف بعضي افراد با نوشتن وصيتنامه از طرف پيامبر(ص) به عمل آمد، تا آنجا که حتي پيامبر(ص) را – العياذ بالله – متهم به هذيان و گفتن سخنان ناموزون کردند، شاهد گويايي است بر اين که بعضي از افراد حساسيت خاصي در مورد جانشيني پيامبر داشتند و براي انکار آن حد و مرزي قائل نبودند.
آيا چنين شرايطي ايجاب نميکرد که براي حفظ اسناد مربوط به خلافت و رساندن آن به دست آيندگان، چنين پيشبينيهايي بشود و با مطالب سادهاي آميخته گردد که کمتر توجه مخالفان سرسخت را جلب کند؟! از اين گذشته، اسناد مربوط به روز غدير، در بسياري از کتب اهل تسنن نيز آمده است.(1)
1- نمونه، ج4، ص263.