بصيرت؛ چراغ راه فردا
کد خبر:۵۰۹۱۲
يادداشتی به مناسبت روز دانشجو؛

بصيرت؛ چراغ راه فردا

بصيرت و آگاهي دانشجويان مبارز و آزاديخواه در سال‌هاي خفقان سلطنت سبب شد حرکت شجاعانه‌اي در برابر انفعال مزورانه شاه خائن در برابر فريب استعمار انجام گيرد.

طاهره ناطقي- گروه انديشه؛ تاريخ استکبار در کشور ما يک داستان پرحادثه و يک رويه هميشگي داشته است. اين  خط سير ممتد و طولاني به فراخور وضعيت سياسي موجود، گاه پر رنگ و واضح، و گاه در اثر عدم بصيرت و روشن بيني يا ديدگاه غيرزيرکانه و ناشي از اعتماد کاذب، مورد غفلت واقع شده است.

حوادث مختلف تاريخ وطن نشان داده است که اين پروسه هيچ گاه حالت توقف و رکود به خود نگرفته است، بلکه در سير تحولات جهان با شگردهاي مدرن تر و مترقي تر دنبال شده است.

اما همواره در تقابل با اين حرکت تحقيرآميز و تنفرآفرين، انسان هاي مبارز و جان بر کفي وجود داشته اند که هستي خود را بر سر حيثيت و آبروي وطن فنا کرده اند و در بذل جان خويش در اين راه مصداق «السابقون» شده اند.

اگر نگاه دقيق و موشکافانه اي به سير تحولات جنبش دانشجويي، بخصوص دانشجويان مسلمان بيفکنيم روشن بيني و بصيرت را در مواجهه با وقايع متعددي که از زمان تاسيس جنبش دانشجويي به وقوع پيوست بوضوح مي بينيم.

اگر چه در سال هاي دور و قبل از سال 42 که رهبري حرکت هاي مردمي و دانشجويي عملا تحت تاثير انديشه هاي اسلامي و ناب امام خميني قرار گرفت، جنبش هاي سياسي از غناي کافي برخوردار نبودند، اما همين که دانشجويان مسلمان در برابر ناهنجاري هاي اجتماعي و سياسي موضع انفعالي اتخاذ نکرده و اصالت حرکت بازدارنده را درک کردند و بر اساس اين فهم درست به قيام و مبارزه دست زدند، نشان از بصيرت در شناخت موقعيت و اتخاذ شيوه تقابل صحيح با ناهنجاري هاي سياسي دارد.

زماني كه رضاخان با پوتين و كمربند چرمي اش به صحن دانشگاه تهران وارد شد تا اين دانشگاه را افتتاح كند، هيچ تحليلگري گمان نمي برد كه دانشجويان اين دانشگاه حدود 40 سال بعد نقش اساسي را در براندازي نظام شاهنشاهي ايفا كنند. دانشجويان مسلمان دانشگاه تهران در سال هاي ابتدايي تأسيس دانشگاه در سال 1321 نگران از نفوذ تفكرات چپ سوسياليستي-ماركسيستي انجمن اسلامي در دانشگاه را ايجاد مي كنند تا عكس العمل جدي در برابر رشد فعاليت توده اي ها نشان دهند.

دانشگاه ها در مهر 32 در آغاز سال تحصيلي متأثر از كودتاي 28 مرداد بسيار ملتهب به نظر مي رسد. دانشجويان خشمگين با پخش اعلاميه و تظاهرات، نفرت خود را از دولت كودتا نشان مي دهند؛ به طوري كه در شانزدهم مهر اعتصاب گسترده دانشجويان به دستگيري 11 نفر از ‌آنها منجر مي شود.

آذر 1332 فرا مي رسد. كاردار موقت سفارت انگليس به تهران آمده تا زمينه هاي برقراري مجدد روابط رسمي تهران-لندن را فراهم كند. اعتراض دانشجويان بر ضد دولت كودتا و دربار شاهنشاهي به اوج خود رسيده است.

نيكسون، معاون رئيس جمهور ‌آ‌مريكا به تهران بازگشت.

.. شانزدهم آذر به روز خونين دانشگاه تبديل مي شود. نظاميان لشكر زرهي به همراه عده اي سرباز، دانشجويان دانشكده فني دانشگاه تهران را كه به رخدادهاي هفته جاري، بويژه سفر نيكسون معترض هستند به گلوله مي بندند و سه نفر را شهيد مي كنند.

«سه قطره خون» عنوان سرمقاله يكي از روزنامه هاست كه خطاب به نيكسون مي نويسد: «وجود شما آنقدر گرامي و عزيز بود كه در قدوم شما سه نفر از بهترين جوانان اين كشور را قرباني كردند.»

بعدها دكتر شريعتي مي نويسد: «اين سه يار دبستاني كه هنوز مدرسه را ترك نگفته و هنوز از تحصيلشان فراغت نيافته اند، نخواستند همچون ديگران كوپن ناني بگيرند و سر در آخور خويش فروبرند. از آ‌ن سال چندين دوره آمدند و كارشان را تمام كردند و رفتند اما اين سه تن ماندند تا هر كه را مي آيد بياموزند و هر كه را مي رود سفارش كنند. آنها هرگز نمي ميرند؛ چرا كه آنها شهيدند.»

دهه 30 با شركت فعال دانشجويان در جلسات سياسي و اعتراض از جمله تظاهرات بر ضد سفر ملكه اليزابت به تهران ادامه مي يابد، اما تحليلگران همچنان از 16 آذر 1332 بعنوان «نماد استكبارستيزي جنبش دانشجويي» ياد مي كنند.

در دهه 40 امام خميني كه بر اساس تفكرات ناب اسلامي به طور جدي وارد ميدان شده جان تازه اي به مبارزات بر ضد رژيم پهلوي مي بخشد. امام يك سال پس از قيام 15 خرداد 42 دستگير و تبعيد مي شود.

جنبش دانشجويي بسرعت به دستگيري امام واكنش نشان مي دهد و با توزيع نوارهاي سخنراني امام و تظاهرات ضد دولتي روند جديدي را در مبارزات دانشجويان سازماندهي مي كند.

با آغاز دهه 50 دانشجويان با پيوستن به حلقه متفكران حسينيه ارشاد و حضور گسترده در جلسات فكري در جهت تقويت بنيه هاي ذهني، شالوده هاي مطالبات خويش را استحكام مي بخشند.

دانشگاه كه همراه با امواج پر خروش ملت در سال 1357به قلب تپنده نهضت اسلامي تبديل شده است مبارزه با استبداد و استعمار را به سرانجام مي رساند.

پيروزي انقلاب اسلامي سبب شده تا دانشجويان مسلمان انقلابي كنترل جنبش دانشجويي را در مقابل جريان التقاطي به دست گيرند. امام خميني كه همواره خوي حقيقت خواهي دانشجويان را ستايش كرده است در سخنراني هاي خود دانشجويان را پايه اتكا به امور ايران مي نامد.

ادامه سلطه گري هاي آمريكا باعث شده است تا امام از دانشجويان بخواهند تا با تمام قدرت، دامنه مبارزه خود را بر ضد آ‌مريكا گسترش دهند. با تسخير لانه جاسوسي، برگ ديگري از تاريخ پرافتخار جنبش دانشجويي رقم مي خورد.

يک دانشجو نمي تواند نسبت به مسائل و معضلات سياسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي جامعه خود و حتي جامعه جهاني اش بي تفاوت و بدون انگيزه باشد. عنصر تعهد ملي و ميهني او را وادار به دخالت و نشان دادن بيداري خواهد كرد. نقطه مقابل چنين بيداري و هوشياري دانشجويي، بي تفاوتي، خنثي بودن و خاموشي در برابر حساسيت هاي ملي و ديني است که نتيجه آن، قطع ارتباط دانشگاه با ضرورت ها و اقتضائات برآمده از جامعه ملي و جامعه جهاني، و به دنبال آن عدم فهم و عدم تلاش علمي براي حل بحران هايي است که در نهايت مجموعه دانشگاه را نيز در برخواهد گرفت.

فهم مقتضيات عصر جديد از لوازم امروز تشکيل دهنده هويت دانشجويي به حساب مي آيد. فهم عصري شامل فهم مسائل جامعه خود و نيز جامعه جهاني است؛ يعني دارا بودن قدرت تشخيص و تحليل، هم در مسائل ملي و هم در موضوعات فراملي.

بر اين مبنا دانشجو عنصري فهيم است؛ به اين معنا که قدرت تشخيص و توان تحليل درست مسائل گوناگون عصر خود را پيدا کرده است.

هر دانشجويي بايد به دو زيور دانش (علم) و بينش (فهم) آراسته شود و اهميت توان تحليل علمي و منطقي مسائل را از ياد نبرد.

آنچه مقابل اين عامل صف آرايي مي کند فهيم نبودن است که مي تواند به انحراف در تحليل مسائل و يا ساده انگاري و کج فهمي مشکلات و معضلات اجتماعي و يا جهاني بينجامد و طبيعتا حرکت هاي دانشگاهي و بويژه خط سير گروه هاي دانشجويي را به مسيري برخلاف جهت حرکت جامعه و يا مقابل ضرورت ها و نيازهاي جهاني سوق دهد که بسيار مخرب و اصلاح آن، فرصت سوز خواهد بود.

بنابراين دانشجوي فهيم امروز بايد قدرت فهم و تشخيص راه هاي تحليل و نقد و بررسي علمي تمامي مسائل پيراموني خود اعم از موضوعات و معضلات فردي و شخصي، نيازها و ضروريات جامعه دانشگاهي، جامعه فرهنگي، سياسي و اقتصادي، پديده هاي ملي و کشوري را داشته باشد و با آگاهي و بصيرت کافي و بدون اثرپذيري از جريانات و احزاب سياسي، درک درستي از هويت و ماهيت آنچه در اطراف او اتفاق مي افتد، بيابد.

مقام معظم رهبري لزوم اعمال بصيرت در مواجهه با مسائل گوناگون سياسي و اجتماعي و فرهنگي را طي سخناني شيوا و روشنگر اين طور تبيين کرده اند:

مخاطب من عموم مردمند، بخصوص جوانان؛ همه‌ مردم كشورند، بخصوص اين مناطق حساس. جوانان عزيز! هر چه مي توانيد در افزايش بصيرت خود، در عمق بخشيدن به بصيرت خود، تلاش كنيد و نگذاريد دشمنان از بى‌بصيرتى ما استفاده كنند؛

دشمن به شكل دوست جلوه كند، حقيقت به شكل باطل و باطل در لباس حقيقت. اميرالمؤمنين در يك خطبه‌اى از جمله‌ مهمترين مشكلات جامعه همين را مي شمارند: «انّما بدء الوقوع الفتن اهواء تتّبع و احكام تبتدع يخالف فيها كتاب اللَّه».

در همين خطبه، اميرالمؤمنين مي فرمايد: اگر حق به طور واضح در مقابل مردم آشكار و ظاهر بشود، كسى نمي تواند زبان عليه حق باز كند. اگر باطل هم خودش را به طور آشكار نشان بدهد، مردم به سمت باطل نخواهند رفت. «و لكن يؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فيمزجان». آن كسانى كه مردم را مي خواهند گمراه بكنند، باطل را به صورت خالص نمى‌آورند؛ باطل و حق را آميخته مي كنند، ممزوج مي كنند، آن وقت نتيجه اين مي شود كه «فهنالك يستولى الشّيطان على اوليائه»؛ حق، براى طرفداران حق هم مشتبه مي شود. اين است كه بصيرت مي شود اولين وظيفه‌ ما. نگذاريم حق و باطل مشتبه بشود.

امروز در مقابل نظام جمهورى اسلامى كه فعلاً قله اسلام‌طلبى در دنياى اسلام است، صفوفى قرار گرفته‌اند؛ استكبار جهانى در قلب آن صفوف است؛ صهيونيست در قلب آن صفوف است. اينها به طور صريح، دشمنان خونى اسلامند، پس دشمنان خوني جمهورى اسلامي‌اند. اين شد يك معيار.

اگر حركتى كرديم، كارى كرديم كه به نفع اين دشمن انجام گرفت، بايد بدانيم اگر غافليم، هوشيار بشويم، بدانيم كه داريم راه غلط مي رويم. اگر حركتى كرديم كه ديديم اين دشمن را خشمگين مي كند، بدانيم كه راهمان راهِ درست است. دشمن از پيشرفت ملت ايران خشمگين مي شود، از موفقيت هاى شما خشمگين مي شود، از استحكام نظام اسلامى خشمگين مي شود. شما ببينيد از كداميك از كارهاى ما دشمن خشمگين مي شود؛ آن چيزى كه دشمن را خشمگين مي كند، اين همان خط درست است. آن چيزى كه دشمن را مشعوف مي كند، ذوق‌زده مي كند، سعى مي كند بر روى او هى تكيه كند؛ در تبليغات، در سياست‌ورزى، اين آن خط كج است؛ اين همان زاويه‌دارى است.

اين معيارها را در نظر داشته باشيد. اين معيارها حقايق را روشن خواهد كرد. در بسيارى از موارد آن جايى كه اشتباهى پيش مى‌آيد، با اين معيارها مي شود آن اشتباه را برطرف كرد.

متعهدان موجود در جامعه ما از اهل سواد و فرهنگ، از دانشگاهي و حوزوي بايد به مسئله بصيرت اهميت بدهند. بصيرت در هدف، بصيرت در وسيله، بصيرت در شناخت دشمن، بصيرت در شناخت موانع راه، بصيرت در شناخت راه هاي جلوگيري از اين موانع و برداشتن اين موانع، اين بصيرت ها لازم است.»

(بيانات مقام معظم رهبري در ديدار عمومى مردم چالوس و نوشهر- 15/7/88)

بصيرت و آگاهي  دانشجويان مبارز و آزاديخواه در سال هاي خفقان سلطنت سبب شد حرکت شجاعانه اي در برابر انفعال مزورانه شاه خائن در برابر فريب استعمار انجام گيرد و آن سه قطره خون که فضاي دانشگاه را طراوت بخشيد بر خوي استعماري و استکباري آمريکا و دست نشاندگان داخليش صحه گذارد و کينه ابدي نسبت به نيرنگ و سالوس و جنايت و خيانت دشمن هميشگي را در دل ملت ايران کاشت.

پيام جاويد خون شهيدان دانشجو ترديد مداوم در حسن نيت استکبار و حفظ هوشياري مداوم در روابط احتماليست.‌

هم اينك خون هزاران دانشجوي شهيد راه حق و عدالت، جان تازه بر كالبد جنبش دانشجويي دميده و به حركت خود بعنوان «نماد استكبار ستيز» ادامه مي دهد./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار