عاشق سبزم نه آن سبز ریا...
سيواني زاد- گروه انديشه؛ سبز رنگ آرامش و روستا، رنگ درختان و چمنزار است. سبز، بهار و باروري را تداعي ميکند. رنگ سبز، رنگ طراوتبخش و در عين حال، آرامكننده است، در فرهنگ ملل مختلف سبز نماد اميد و پيشرفت است. سبز همچنين به خاطر رابطهاش با طبيعت به عنوان نماد حاصلخيزي و تجديد حياط نيز مورد استفاده قرار ميگيرد.
رنگ سبز در تفکر مردم ايران يک نماد ديني و مذهبي و مورد احترام همه مي باشد. سبز از ديرينه نماد فرزندان حضرت زهرا (س) بوده و در تفکرات شيعي ريشه در اميد به ظهور امام زمان(عج) دارد.
با نگاهي به فرمايشات رهبر معظم انقلاب يک ظرافت و لطافت قابل تاملي در استفاده ايشان از لغت «سبز» مشاهد مي شود که در اينجا به برخي از آنها اشاره مي کنيم:
سبز بپوش اما به دروازه خودي گل نزن
من در مورد وحدت و يكپارچگى اين يك جمله را عرض كنم: دوستى به من گفت بعضى از دست هاى سياسى در كشور سعى مىكنند ميدان سياست را هم مثل ميدان ورزش به «آبىپوش» و «قرمزپوش» تبديل كنند. يك عده «قرمزپوش»اند و يك عده «آبىپوش». بايد همه با هم در ميدان سياست رقابت داشته باشند.
من گفتم در ميدان ورزش، «قرمزپوش» و «آبىپوش»، هر دو در تيم ملى شركت مىكنند. وقتى هم كه «قرمزپوش» و «آبىپوش» در تيم ملى شركت كردند، يكى دروازهبان مىشود، يكى مدافع مىشود، يكى مهاجم مىشود؛ با هم همكارى مىكنند.
اگر در ميدان سياست كسانى «قرمزپوش» و كسانى «آبىپوش» و كسانى «سبزپوش» و كسانى «زردپوش» شدند، بشوند؛ اما آنجايى كه پاى تيمملى در ميان است، آنجايى كه منافع ملت و مواجهه با دشمن مطرح است، مواظب باشند اختلافات را كنار بگذارند و مثل يك تيم كار كنند.
آنطور نباشد كه در تيم ملى، آنجايى كه منافع ملت مطرح است، به دروازه خودى گل بزنند! اگر اين مىشود، عيبى ندارد؛ نام ها مختلف باشد، اما دل ها يكى باشد. دل ها يكى؛ بر محور دين، بر محور نظام، بر محور اسلام و بر محور منافع ملى باشد. (1)
عبرت از جوانه سبز
گاهى يك درخت سالم كه ريشههايش سالم و عميق است، آتش مىگيرد؛ اما بعد از آنكه آتش فرو نشست، شما مىبينيد از لابلاى كندههاى سوخته همين درخت، جوانه سبز سربلند مىكند. چرا؟ چون ريشه، زنده است. گاهى مىبينيد كسانى به جان اين درخت مىافتند، شاخ و برگ آن را مىزنند، به آن زخم مىزنند؛ اما باز مىبينيد كه در موسم خود شكوفه مىدهد؛ ميوه مىدهد؛ برگ و بار مىدهد. اين، عبرت است.(2)
شاخه سبز ايمان حاصل عمل با اخلاص
طبق نقل در نهجالبلاغه، اميرالمؤمنين فرمود: «و لقد كنا مع رسولالله(صلىالله عليهواله) نقتل ابائنا و ابنائنا و اخواننا و اعمامنا لايزيدنا ذلك الا ايمانا و تسليما و مضيا على اللقم و صبرا على مضض الألم»؛ خالصانه و مخلصانه با كسان و نزديكان خود مىايستاديم و براى خدا مبارزه مىكرديم.
«فلما رأى الله صدقنا انزل بعدونا الكبت و انزل علينا النصر»؛ وقتى در راه خدا با اخلاص و صادقانه عمل كرديم و خداى متعال اين را از ما ديد، دشمن ما را سركوب كرد و ما را پيروز نمود.
بعد مىفرمايد: اگر اينطور نبود، اين كارها انجام نمىشد: «ما قام للدين عمود و لا اخضر للايمان عود»؛ يك شاخه ايمان سبز نمىشد و يك پايه دين بر سر پا نمىماند.
به بركت اخلاص و صدق آن مسلمين، اين پيشرفت ها انجام شد و جامعه اسلامى پديد آمد. تمدن اسلامى و اين حركت عظيم تاريخى امروز هم همان است و ملت ما و مسلمانان در همه عالم و امروز ملت عراق و پيشروان آن ملت و نيز ديگر مردمى كه در هر گوشه دنيا به نام اسلام سخن مىگويند، بايد اين درس را از علىبنابىطالب(عليهالسلام) فرا بگيرند.(3)
هدف پيغمبر، سبز شدن بذر انديشه
هدف پيغمبر از هجرت به مدينه اين بود كه با محيط ظالمانه و طاغوتى و فاسد سياسى و اقتصادى و اجتماعىاى كه آن روز در سرتاسر دنيا حاكم بود، مبارزه كند و هدف، فقط مبارزه با كفار مكه نبود؛ مسئله، مسئله جهانى بود.
پيامبر اكرم اين هدف را دنبال مىكرد كه هرجا زمينه مساعد بود، بذر انديشه و عقيده را بپاشد؛ با اين اميد كه در زمان مساعد، اين بذر سبز خواهد شد. هدف اين بود كه پيام آزادى و بيدارى و خوشبختى انسان به همهى دل ها برسد.
اين جز با ايجاد يك نظام نمونه و الگو امكانپذير نبود؛ لذا پيغمبر به مدينه آمد تا اين نظام نمونه را به وجود آورد. اينكه چقدر بتوانند آن را ادامه دهند و بعدي ها چقدر بتوانند خودشان را به آن نزديك كنند، بسته به همت آنهاست. پيغمبر نمونه را مىسازد و به همه بشريت و تاريخ ارائه مىكند.(4)
تبيين احکام موجب سبز شدن گل ايمان
شمشير، دين را در اقطار كشورهاى اسلامى نبرد. شمشير نمىتواند ايمان را در دل ها بروياند. آنچه مىتواند گل ايمان را در دل ها سبز كند، موعظه و تبيين احكام و معارف الهى است.
امروز بحمداللَّه تفكر اسلامى، همه جا در اقطار عالم اسلام زنده است. در يكى، دو قرن اخير كه احساسات آزاديخواهانه در ملت ها بيدار شد، بهخاطر اين است كه در كشورهاى مختلف، علما پيشاهنگ و پيشقراول نهضت هاى موفق شدند.
نهضت هاى ديگرى هم در كشورهاى اسلامى بود كه در صفوف مقدم آن، علماى دين قرار نداشتند و غالباً يا عموماً به نتيجه نرسيد.(5)
پي نوشت ها
(1)بيانات در ديدار گروه كثيرى از جوانان استان اردبيل05/05/1379
(2)بيانات در ديدار رئيس و مسؤولان قوهى قضائيه و خانوادههاى شهداى فاجعهى هفتم تير 07/04/1384
(3)خطبههاى نماز جمعهى تهران 16/01/1370
(4)بيانات در خطبههاى نماز جمعهى تهران 28/02/1380
(5)سخنرانى در ديدار با جمعى از روحانيون، ائمهى جماعات و وعاظ نقاط مختلف كشور 22/12/1369./انتهاي پيام/