آقايان سبز! اين بود اسطوره هاي شما؟!
به گزارش گروه پاتوق شیشه ای «شبکه خبر دانشجو » علی اقبالی نویسنده وبلاگ «روزنامه نگار مستقل» در آخرین به روز رسانی وبلاگ خود با اشاره به فرار لیدر آشوبگران همراه با لباس زبانه می نویسد:
اين بار مي خواهم طور ديگري بنويسم، اين بار قصد دفاع از انقلاب و آرمانهايش را ندارم! مي خواهم چشمهايم را به واقعيات ببندم و فقط زبانم را بچرخانم.
مي خواهم فاصله 12 ميليون راي را ناديده گرفته و فرياد تقلب سردهم!
مي خواهم ساقط شدن هواپيماي مسافربري ايران توسط آمريکا را ساخته و پرداخته حکومت ايران دانسته و آمريکا را از اين اتهام تبرئه کنم.
مي خواهم جنايات انجام گرفته توسط آمريکا و رژيم صهيونيستي بر عليه مسلمانان را داستانسرايي نظام ايران بدانم و تصاوير پخش شده از غزه و افغانستان و عراق را مونتاژ و حربه صدا و سيماي ايران بدانم و با خيال راحت شعار نه غزه نه لبنان را سر دهم.
مي خواهم با صداي رسا فرياد بزنم که من يک سبزي مطلق هستم! و احمدي نژاد هم يک ديکتاتور مطلق و کساني هم که به او راي داده اند حق انتخاب نداشته اند و فقط ما مي توانيم چنين حقوقي داشته باشيم.
و مي خواهم ...
اينک من يک روشنفکر اصيل هستم و چون آمريکا و انگليس و رژيم صهيونيستي را در کنارم مي بينيم احساس غرور مي کنم! و هيچ نيازي به حمايت غير ندارم.
اما!
اما مي ترسم فردا روزي شعار مرگ بر بسيجي سر دهم متقابلا شهيد فهميده ها ، باکري ها و همت ها را به رخم بکشند...
مي ترسم وقتي مهاجراني را به عنوان الگوي رسانه اي خود معرفي کنم آدرس دفتر پرفسور مولانا را که جهان در مقابل علم رسانه اي او مبهوت هست، نشانم دهند.
مي ترسم وقتي شعار ادب مرد... را در تجمعي فرياد بزنم تصاوير آتش زدن سطل هاي بي زبان آشغال را نشانم دهند و ديگر توان حرف زدن نداشته باشم.
از دين هم نمي توانم حرفي بزنم چون خاطره آتش زدن مسجد لولاگر را که هنوز فراموش نکرده اند هنوز تصاوير نماز جمعه مختلط سبزي ها که با کفش هم اقامه گرديد محو نشده اند!
مي ترسم وقتي فرياد از اسطوره هايم بزنم عکس خانم مجيد توکلي ! را بر مقابل چشمانم بکوبند و فرياد بزنند :آقايان سبز اين بود اسطوره هاي شما!
چه جوابي خواهم داشت؟!
مي خواهم بگويم ابطحي و عطريانفر در زير شکنجه دست به اعتراف زدند ولي مي ترسم ابوترابي ها و ديگر آزادگاني که از تونل هاي وحشت بعث عبور کردند و دم بر نياوردند را به يادم بياورند.
پس با کدامين اسطوره و منطق مي خواهم ثابت کنم که من برترم و حق با من است؟! آتش زدن سطل آشغال و موتورسيکلت و مغازه مردم هم تاريخ مصرفي دارد بعد از آن چه بايد بکنم؟!
آيا از اين به بعد شرم خواهد گذاشت فرياد بزنم که من يک سبزي هستم؟! /انتهای پیام/