زمستان نيامده، روسياهي از آن زغال شد!
به گزارش گروه پاتوق شیشه ای «شبکه خبردانشجو» نویسنده وبلاگ«صبح» در آخرین پست وبلاگ خود با اشاره به ناکامی های پی در پی آشوب طلبان می نویسد:
1.پنجاه سال پیش، سه دانشجو، برای مبارزه با امپریالیست بزرگ کشته شدند….
و امروز،عده ای در همان روز مقدس،
جان خود را فدای همان امپریالیست بزرگ می کنند!
اما نکته اینجاست که عده ای دیگر بودند
و آبروی نسل دانشجوی امروزی را خریدند
و نگذاشتند خون آن سه فدایی
پایمال شود.
خونی که قرار بود با:
ایجاد درگیری در دانشگاه ها(که ناکام ماند)
حمله به ارزش های نظام(با شعارها و خط دهی هایی از آن سوی مرزها)
ایجاد تفرقه بین نیروهای مردمی(نمی دانند که اتحاد بیشتر را رقم می زند)
ایجاد درگیری در بیرون از دانشگاه ها(که با افتخار سطل های شهرداری را به آتش کشیدند!)
کمرنگ گردد؛
آنچنان پر رنگ شد که رنگ سبز در آن
ناپدید شد!
2. آقای موسوی!
رنگ سبز کسی را انتخاب نکرد….
رنگ سبز سلاحی بود که خواستند با آن
به مقدسات سبز حمله کنند و ایشان را نابود کنند.
و به همین خیال باطل باشند…
آقای موسوی!
دقت کرده اید هر وقت شما در بیانیه هاتان دعوت از تمکین به قانون و رعایت آن کردید،
کسی حرف شما را جدی نگرفت؟
رطب خورده ای که خود شش ماه قانون گریزی کند، آیا منع رطب وی اثر دارد؟!
و در نگاهی دیگر، این دم از قانون زدن شما مثل همان رنگ سبز است!
که از آشوبگر جماعت، دعوت رسمی برای اغتشاش می شود!
آقای موسوی!
این که شما در بیانیه تان دیگر حرفی از امام و انقلاب نزدید!!،
و در این بیانیه مثل بیانیه سیزده آبان ماهیت این دو روز را به فراموشی سپردید(استکبارستیزی)،
جای بسی خوشحالی دارد که حداقل گامی برای کاهش آن تضادهای کلامی و عملی
برداشته اید.
آقای موسوی!
وقتی می گویند: “موسوی بهانس – کل نظام نشانس”
نمی خواهید هنوز باور کنید، ابزاری بیش نیستید!
داستان شما مثل آن عروسک خیمه شب بازی می ماند
که دچار توهم شخصیت واقعی شده و با این که بازی تمام شده است،
اصرار به ماندن بر روی صحنه دارد!
و نمی خواهد قبول کند این همه تشویقی که از وی می کنند، با گل نیست!
با گوجه های گندیده است که مثل خود وی، تاریخ انقضایشان گذشته است!
میرحسین موسوی باز هم انتخابات را زیر سوال برد
مهندس موسوی آشوبگران را به ادامه اغتشاش دعوت کرد
3. آقای خاتمی!
شما به ضعف دموکراسی اشاره ای نداشتید!
اشاره نداشتید به همان مردمی که در چرخه دموکراسی حق را کنار گذاشتند،
و بعدها آنچنان از این مدنیت احمق سالار ضربه خوردند که…… بماند.
آقای خاتمی!
شما که به این زیبایی الگو تعریف می کنید،
آیا از دوستان خود دعوت به عمل می آورید تا همان الگوها را سرلوحه خود قرار دهند
و زمینه ساز بی اخلاقی گری سیاسی نشوند؟
آقای خاتمی!
شما به داستان جنگ صفین اشاره کردید،
همان جنگی که قرآن به نیزه کردند…..
چه شباهت زیادی هم دارد به نیزه کشیده شدن رنگ سبز توسط دوستان شما!
آقای خاتمی!
شما که امروزه مثلا علی(ع) شناس شدید و موعظه می کنید، یادتان می آید دوستان حلقه کیان شما در باب همان علی(ع) و فرزندانش چه ها نوشتند؟! /انتهای پیام/