مي فهمم چه زجري مي کشيد!
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، نويسنده وبلاگ «آرمانشهر»، در پست جديد اين وبلاگ با اشاره به اقدام متناقض سبزها در محکوم کردن اهانت به ساحت رهبر کبير انقلاب، نوشت:
تا حدود يکسال پيش، در سلف دانشکده، در گفتگوهاي قبل از آمدن استادها به کلاس، در گپ و گفت هاي وقت استراحت بين کلاسها و در پايان کلاسها و هنگام خروج از دانشگاه، گاهي وقتها در صحبتهايمان (ما دانشجوها) گريزي هم به سياست مي خورد. خوب به ياد دارم اگر صحبتي از امام خميني مي شد، امثال شما، در مورد او چگونه سخن مي گفتيد. سال گذشته در همين ايام، در زمان استراحت بين دو کلاس با يکي از شما در مورد تاريخ انقلاب بحث مي کردم که از کوره در رفت و بحث را با فحش مستهجني به امام خميني پايان برد. حالا اين روزها، همو با اعتماد به نفسي مثالي، دم از امام خميني مي زند، تا فرزند او خامنه اي، مثله شود.
مي دانم چقدر برايتان سخت است که اين روزها مجبوريد پس از سالها زندگي همراه با بغض امام، عکس او را در دست بگيريد و عزادار توهين به او باشيد. شماياني که هيچ وقت حاضر نبوديد، پيشوند «امام» را همراه نام خميني کنيد. شماياني که از رقاص بازيِ معدودي مسافر در جاده هاي شمال، در تعطيلي سالگرد رحلت امام، با ذوق و شوق ياد مي کرديد. شماياني که ميدان «امام خميني»، هميشه برايتان ميدان «توپخانه» بود. شماياني که دانشجوي حزب اللهي از ترس تمسخرتان، مي ترسيد عکس امام خميني را داخل کلاسورش نصب کند. شماياني که برايتان عجيب و مسخره بود که مردم پس از شنيدن نام خميني، صلوات مي فرستند. شماياني که خودتان و پدرانتان در خانه هايتان، هر وقت تلويزيون خميني را نشان مي دهد، با فحشي زير لب، کانال تلويزيون را عوض مي کنيد. شماياني که جمله «اقتصاد مال خر است» خميني را بدون در نظر گرفتن زمينه اي که اين جمله در آن بيان شده است، بارها توي سر بچه حزب اللهي ها مي کوبيديد. شماياني که اداي لهجه خميني را در آوردن، سوژه خنده هايتان بود، شماياني که ابلهانه، سخنراني 12 بهمن 1357 امام در بهشت زهرا را به عنوان سند فريبکاري خميني به رخ ما مي کشيديد، شماياني که پس از گذشت بيست سال از رحلت خميني، يکبار پا به مرقد او نگذاشته ايد و اصلا نمي دانيد که فضاي حرم او چه شکلي است، شماياني که ...
مي دانم، مي دانم. تو را مي فهمم. دوست من! خيلي سخت است که يک عمر با کينه خميني زندگي کرده باشي و حالا مجبور باشي عکس او را بالا ببري! مي دانم در دلت از خودت شرمساري که مجبوري چنين نقش سختي را بازي کني و وقتي عکس خميني را بالا گرفته اي، خاطراتت از رابطه معنوي سابقت با او آزارت مي دهد. و اگر بيشتر آزار نمي بيني به تو مي گويم، بخواهي يا نخواهي، اين نشانه قدرت و فراگيري گفتمان ماست که بعد از سالها، تازه به جايي رسيده اي که مجبوري عکس خميني را در دست بگيري. /انتهاي پيام/