بيخيال «بيخيال» شو!
سميرا مرادي - گروه انديشه؛ حوصله نداري 70 ثانيه پشت چراغ قرمز منتظر بماني، ثانيهشمار هنوز به 30 نرسيده، گازش را ميگيري و به بهانه اين که چهارراه ترافيک زيادي ندارد، به سرعت از چراغ قرمز عبور ميکني. احتمالاً ته دلت هم خوشحالي که زرنگي کردي و بيخيال بيخيال، قانون را زير پاگذاشتي... و اين داستان البته ادامه دارد!
اگر نگوييم همه، با تأسف فراوان بسياري از ما به همين سادگي، کار «غير قانوني» ميکنيم و تازه به جاي آنکه وجدان درد(!) گرفته و از پس آن، اندكي به خودمان بياييم، به توجيهبافي متوسل ميشويم و هرجور شده خود را از دايره متخلفان نجات ميدهيم!
جالب اينجاست که اگر گاهي خودمان مجبور به تبعيت از قوانين و هنجارها باشيم و در آنحال ناگهان کسي را ببينيم که قوانين را زير پا گذاشته است، در دل خود افسوس ميخوريم که چرا اين قدر همه بيقانون شدهاند و به اين مي انديشيم كه براستي چرا کسي به کسي نيست؟!
همه ما لااقل در حد حرف و شعار، احترام به قوانين و مراعات حقوق ديگران را لازم و ضروري ميدانيم و حاضريم در اينباره ساعتها صحبت کنيم اما اينكه چرا در مقام عمل به نوعي کم ميآوريم و يک جورهايي عار و ننگمان ميشود که لحظهاي ذهنمان را متمرکز کنيم و به درستي يا نادرستي کارهايمان و عواقب آنها بينديشيم، راستش عقل نگارنده قد نداد كه نداد!
با اين همه اگر كمي بينديشيم به اين نكته پي مي بريم كه يکي از پيشزمينههاي وقوع اين قانونشکنيها در صحنه اجتماعي بيتفاوتي است.آره ! همين بي خيالي كه ذكر آن در بدو اين يادداشت رفت.اينجا است كه بهتر وبيشتر به عمق كلام امير كلام مولاي متقيان علي (ع) پي مي بريم كه فرمودهاند «اگر نسبت به خوبي و بدي رفتار ديگران بيتفاوت باشيم، بدکار براي بدي کردنش جرأت مييابد و نيکوکار از رفتار خوبش دلسرد ميشود. »
يادمان باشد كه منظور از «ديگران» در اين فرمايش زيبا ميتواند شخص خود ما باشد، يا پدر و برادرمان، يا دوست يا فلان رانندهاي که اصلاً نميشناسيمش و به خاطر ناديده گرفتن مقررات راهنمايي و رانندگي، احتمالا زير لب بد وبيراهي هم نثارش مي كنيم يا اينكه اصلا... بگذريم.
به اوضاع و احوال دور و برتان نگاه کنيد انگار گرد «بيتفاوتي» را بر جامعه ريختهاند که ککمان نميگزد و همه نسبت به بيقانونيها، هنجارشکنيها و تخلفات، لحظه به لحظه «به من چه» و «به تو چه» سر ميدهيم! البته اين بيتفاوتي را نبايد به همه تعميم داد هنوز هستند کساني که بر مبناي عمل به اصل 8 قانون اساسي و بر پايه تکليف ديني و ملي، نسبت به هنجارشکنيهاي مذهبي و اجتماعي و... حساس هستند. هر چند در اقليت باشند اما خب بالاخره همين اندک حساسيتها هم در اين وضعيت، غنيمت است و بايد اميدوار بود که اولاً اين احساس مسووليت ها گستره بيشتري بگيرد و ثانياً به مانعي بزرگ بر سر راه قانونشکنيهاي آتي در عرصه زندگي اجتماعي تبديل شود. لطفا انشاالله اش يادتان نرود.