توهين به رهبر کبير انقلاب حاصل اقدامات قانون‌گريزانه موسوي و ساير همدستانش است
کد خبر:۵۲۲۷۵
بسيج دانشجويي دانشگاههاي استان کرمان:

توهين به رهبر کبير انقلاب حاصل اقدامات قانون‌گريزانه موسوي و ساير همدستانش است

شوراي تبيين مواضع بسيج دانشجويي دانشگاهها و مراکز آموزش عالي استان کرمان با صدور بيانيه اي تحليلي اعلام کرد: توهين به رهبر کبير انقلاب حاصل اقدامات قانون‌گريزانه موسوي و ساير همدستانش است.

به گزارش خبرنگار شبکه خبر دانشجو از کرمان، متن کامل اين بيانيه به اين شرح است: غبارها و حجاب‌هاي فرونشسته از قيل و قال اهل مغلطه و مريدان لشکر وسوسه، اين‌روزها ميداني را فرا روي ملت گشاده که پرچم سوارانش به «ياران» مي‌ماند و رجزهايشان به آشنايان. اينان مدت‌هاست که از «نام‌ها» مي‌گويند بي آنکه «نشانه‌هايي» از دل سپردگي به يار داشته باشند. مي‌غرند و مي‌خروشند و فريادها بر مي‌آورند اما ديگر شوري برنمي‌انگيزند.

 ماجراي امروز سپهر سياسي کشور، بي‌ترديد اينگونه است. کساني که براي حضور در قدرت، خود را مسلح و مزين به گفتمان امام و انقلاب مي‌کردند، زماني که قدرت را از کف رفته ديدند، همچنان از امام(ره) گفتند، ولي دريغ از اينکه منش و روشش را تداعي کنند. وقتي اينان از همنشيني با کساني که هم‌کيش سياسي خود و انقلاب نبودند سخن به ميان آوردند، گرچه انتقادات از شيوه ناخوش آنان به ميان آمد، ولي اين روش را چتري براي همه تعريف کردند. از انقلاب گفتند و مطرودان انقلاب را به ياري گرفتند، آرام آرام متاع خود را بر آفتاب فکندند، قانون را به لبه فراموشي سوق دادند و جمله پير فرزانه انقلاب را به فراموشي که: «غلط مي‌کني قانون را قبول نداري».

بعد از انتخابات نيز گذرگاه‌ها را به تئوري «پارلمان خياباني» آلودند. غفلت از پايه‌هاي نظام را با تئوري «پرندگان گردن چرخان» توجيه کردند و از «شورش خودي عليه خودي» به مثابه يک شکاف اجتناب‌ناپذير سخن راندند. سران بي‌پر، مشت‌هايشان را گره کردند، نبض حادثه را در دستان خود مي‌دانستند، طغيان کردند، ماه صيام را به پيش کشيدند، در روز ماندگار پير جماران، «روز قدس»، از ايدئولوژي نظام عبور کردند، حاصل تلاش‌ها و تدبيرهاي او براي جهان اسلام را به متاعي ناچيز فروختند و سد سعادت و حجاب هدايت را براي خود و يارانشان به ارمغان آوردند.

 ماجراي امروز اينان در اين روش و منش متوقف نشد؛ نيات و خواست‌هايشان سرانجام لوح ملفوف‌شان را دريد و عبور از امام هويت بخش را بروز دادند. ولايت را منحصر به سال‌هاي 60 کردند، جبهه و سنگرهايي فراخ گشودند و عقده‌گشايان را در آن جاي دادند. تئوري‌هايشان نيز کاملاً مشخص بود: - خروج از سلسله مراتب - طغيان عليه حاکميت - قيدگريزي و ضديت با نظم موجود - قيام در شرايط براي موقعيت - انتشار انديشه شورشي براي نتايج فوري - در انداختن جنگ با کلام و جنگ قرائت‌ها از دين و قانون - هدايت اعتراض‌هاي مختلف سياسي، اجتماعي، قومي و ...

بي‌ترديد اين تئوري بود که از اعماقش«خلق مناسبت» براي بهره‌گيري ظهور پيدا کرد. جمع‌ها و جمعيت‌ها به فراخور، به بستري براي تنش‌آفريني و ايجاد فشار بر نظام و نظم موجود تبديل شد و ساختارشکني‌ها براي تعريف وضعيتي جديد در دستور کار قرار گرفت. روش‌هاي اين سران فتنه اما هرچه نبود، يک موقعيت شورش در چتر گسترده آنان را فراهم آورد. باورها؛ ارزش‌ها و هنجارها به چالش کشيده شد و در آخرين اقدام به ساحت آن پير فرزانه، بنيانگذار فرهيخته نظام جسارت شد. اين اقدام که بي گمان يک مصيبت بود با اشتباهي بزرگتر از سوي آنان مواجه شد.

 به جاي آنکه عمل و کنش ناهنجار را محکوم کنند،خود به تئوري توهم دست يازيده و اين اقدام را مشکوک جلوه دادند و به جاي محکوميت، ترجيح را به پاک کردن صورت مسأله دادند. هنجارشکني‌هاي موجود را تأييد کردند اما اهانت به ساحت رهبر کبير انقلاب را هرگز!

اين ماجراها اما در دل خود چه مواردي را قابل تأمل مي‌سازد؟ خواهيم گفت.

 1- اگر امروز به راحتي ساختارشکني مي‌شود، به اصول و پايه‌هاي نظام جسارت مي‌شود بي گمان بايد راز آن را در اقدامات و کنش‌هاي افرادي دانست که براي رسيدن به مرکب قدرت از هر اهرمي استفاده کردند. وقتي جمعيتي را به خيابان کشيده و قبح اردوکشي‌هاي خياباني را شکستند، کوتاه نيامدند، مسير شعارها را به سوي قلب نظام متوجه ساختند و با قانون‌شکني‌هاي خود سنگر جديدي را براي معاندان قسم خورده انقلاب فراهم آوردند. اقدام اين افراد در اين زمينه بويژه در اهانت به ساحت امام امت(ره) نمي‌تواند از دو سناريو خارج باشد.

 الف- اين اقدام به شکل خودساخته صورت گرفت تا راديکاليسم در دو قطب اتفاق بيفتد. در اين روش وقتي آخرين پرده‌ها نيز مصونيتي از اهانت نداشته باشند براي طرف ساختارشکن، فضاي بازتري فراهم آورده و قطب مخالف نيز براي صيانت از آن به روش‌هاي راديکال‌تري متوسل مي‌شود. در اين حالت عمق ماجرا عبور از نظام و محاربه با آن مي‌باشد.

 ب- در سناريوي دوم اما، عدم مديريت حاميان، به کنشي مخاطره‌آميز تبديل شده و نبض حادثه از دستان آنان خارج شده است. بي گمان درصورت درستي هر يک از اين دو سناريو، عدم موضع‌گيري صريح سران‌ فتنه در حوادث مختلف نسبت به هنجارشکني‌ها کمک شاياني به اين مسأله کرده است.

2- محکوم کردن رسانه ملي به دليل اطلاع‌رساني در زمينه اهانت بزرگ به امام‌(ره) که از سوي برخي سران فتنه و مؤسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام(ره) صورت گرفته بسيار تأمل برانگيز است. کتمان اقدام شنيع حاميان فتنه و محکوم ساختن رسانه ملي گرچه از سوي مؤسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام(ره) صورت گرفت اما اين پرسش‌ها را به جاي گذاشت که:

الف- آقاي انصاري قائم مقام اين موسسه، هنجارشکني عليه مقامات نظام را تأييد کرده‌اند اما چرا نسبت به محکوميت آن اقدامي نمي‌کنند؟ آيا اين مؤسسه از بي‌بصيرتي رنج مي‌برد و يا اينکه توهين به مقام ولايي کشور در منظومه فکري ايشان چندان مهم به نظر نمي‌رسد. ايشان چرا توهين به اصول و پايه نظام را تنها در حد يک هنجارشکني تنزل داده و اصولاً چرا در اين زمينه موضع نشان نمي‌دهند.

ب- آقاي انصاري چرا شرايطي را که منجر به اين ساختارشکني شده منقطع و گسيخته از هم دانسته و عاملان شکل‌دهي اين مسأله را با همان صحيفه ماندگار امام (ره) تطبيق نمي‌دهند.

ج- اصولاً چرا ايشان عمل اظهر من الشمس توهين به امام راحل را کتمان کرده و سخن از گزارش نشدن اين موضوع به ميان مي‌آورند. راستي منابع آنان براي خبرگيري در اين زمينه چه بوده است؟

3 - خشم ملت انقلابي نسبت به توهين به رهبر کبير انقلاب بي‌گمان حاصل اقدامات قانون‌گريزانه موسوي و ساير همدستانش است. آنها به وضوح نشان دادند که برگ ديگري از ساختارشکني‌هاي جريان اصلاحات را به منصه ظهور رساندند اگر در سال‌هاي حاکميت دوم خردادي‌ها از به بايگاني سپردن انديشه‌هاي امام(ره) سخن به ميان مي‌آمد امروز تمثال ايشان توسط دست‌هاي ناپاک پاره مي‌شود. اما اينان بايد بدانند بادي که امروز کاشتند بي‌شک همين روزها از آن طوفان درو مي‌کنند.

سخني به گزاف نيست اگر مدعي شويم 16 آذرماه 1388 براي هميشه در تاريخ معاصر ايران ثبت خواهد. نه از آن جهت که يکي از ضد استکباري ترين روزهاي بعد از آذر ماه 32 در 16 آذر 88 خود را نمايان ساخت و نه از آن جهت که خروش انبوه دانشجويان مسلمان عليه اسلام آمريکايي در سراسر کشور، پاسخي ديگر به کساني بود که با علم اسلام و جمهوريت به جنگ با اسلام و جمهوريت برخاسته اند، بلکه از آن جهت اين روز را بايد جاودانه دانست که يک بار براي هميشه پرده نفاق از برابر صورت کساني کنار رفت که به دوزيست بودن در عرصه سياست عادت کرده اند و از قضا همگان را نيز همچون خودشان تصور نموده و گمان آن مي برند که مي توانند با روش هاي نخ نما شده و پوسيده دهه 60 مجاهدين خلق و ليبرال هاي حامي بني صدر، بر جمهوري اسلامي خط بطلان برکشند.

 در پايان دانشجويان بسيجي دانشگاهها و مراکز آموزش عالي استان کرمان ضمن محكوم كردن اين اقدام ننگين درخواست مي کند با عاملان و مسببان اين جرم عظيم، قاطعانه برخورد کنند و به كساني كه غافلانه در دام فتنه دشمنان و اين جنگ نرم اسير شده‌‌اند توصيه مي‌کند كه تا دير نشده مسير خود را از مسير دشمنان اسلام و انقلاب جدا کرده و به دامان مردم و رهبري نظام برگردند. همچنين اعلام مي دارد: آشوبگراني که به عکس امام راحل اهانت مي کنند و مقدسات ما را زير سوال مي برند، بدانند حضور قاطع دانشجويان براي هميشه بر جريان سازي آنها خاتمه خواهد داد.

پربازدیدترین آخرین اخبار