16 آذر امسال، دانشگاه تهران به تابلوي نمايش بصيرت جنبش دانشجويي بدل شد
کد خبر:۵۲۶۳۶
بسيج دانشجويي دانشگاه تهران خطاب به ملت ايران:

16 آذر امسال، دانشگاه تهران به تابلوي نمايش بصيرت جنبش دانشجويي بدل شد

بسيج دانشجويي دانشگاه تهران ضمن محکوم کردن اهانت به ساحت امام(ره) در نامه ای آورده است: شانزدهم آذر امسال، دانشگاه تهران به تابلوي نمايش استکبار ستيزي، هوشمندي و بصيرت جنبش دانشجويي ايران اسلامي بدل شد.

به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، متن اين نامه به شرح زير است:

ملت بزرگوار ايران و اي امت روح الله!

تجديد عهد بي نظير شما با امام راحل عظيم الشان (ره) در 22 خرداد ماه 1388 و در آغاز دهه چهارم انقلاب  اسلامي رويداد بي نظيري بود که تمام نصاب هاي معمول را پشت سر گذاشت. اتفاق عظيمي که همراهي آن با برخي رويدادها از شيريني آن کاست. دانشگاه که به فرموده امام راحل، مبدأ همه تحولات است و نجات آن نجات کشور را در پي دارد، جولانگاهي شد براي آنها که نه تنها هيچ دلبستگي به اهداف انقلاب اسلامي و انديشه هاي امام (ره) ندارند بلکه فرصت طلبانه از فضاي فتنه پيش آمده سود جسته و به بلندترين ارزش­هاي شما توهين نمودند. از آنجا که بسياري از حرمت شکني ها در محيط مقدس دانشگاه و مقابل چشمان ما دانشجويان روي داده و از سوي ديگر برخي سران فتنه انگيز و حاميانشان رخ دادن چنين توهين هايي را بعيد مي شمارند، لازم است که در پيشگاه خداوند متعال و ملت بزرگوار ايران به آنچه که با چشمان خود ديده ايم شهادت دهيم تا مگر برخي وقيحانه به انکار نپردازند و حداقل با گستاخي راه خود را راه امام (ره) و آرمان هاي ايشان ندانند.

شانزدهم آذر امسال، در دانشگاه ها و به ويژه دانشگاه تهران - اين نماد آموزش عالي کشور- با حضور دانشجويان مؤمن و معتقد به ميثاق ملي ملت ايران و راه و هدف امام (ره) و انقلاب، به تابلوي نمايش استکبار ستيزي، هوشمندي و بصيرت جنبش دانشجويي ايران اسلامي بدل شد. اما در اين ميان عده اي مخالفت را با آشوب و اختلاف نظر را با شعارهاي توهين آميز و ساختار شکنانه عوض کردند. آنچه اين روزها از صدا و سيماي جمهوري اسلامي پخش گرديد تنها گوشه کوچکي بود از پاس نداشتن حريم رهبر کبير انقلاب اسلامي؛ پاره کردن عکس آن بزرگوار در کنار وارونه گرفتن، پاره کردن و آتش زدن پول­هاي منقوش به تصوير ايشان اتفاقات دردآور ديگري از همين جنس بود.آن کساني که به ادعاي انتساب به امام(ره) فحاشي هاي جماعت معدودي با نمادهاي جنبش سبز را به ولايت فقيه و ولي فقيه در سيزدهم آبان امسال و در دانشگاه تهران نمي بينند و هيچ گاه زحمت رد و تکذيب  آنها را به خود نمي دهند، گويا ما و شما ملت را فاقد بينش انگاشته اند. اگر هتاکان حرفه اي با صورت هاي پوشيده و وظايف مشخص در آشوبگري، براي تحريک احساسات و عواطف ديني و انقلابي هر از گاهي در کوي دانشگاه و سطح دانشگاه حاضر مي شوند و در زير پرچم سبز خائنان به راه امام(ره) به ريشه کني و فتنه انگيزي مشغول­اند، چرا بايد اين دانشجوي بسيجي باشد که در مرکز اتهام ها قرار گيرد؟

اگر از نظر برخي تصاوير صدا و سيما جعلي و غير واقعي است، آيا تصاوير رسانه هاي بيگانه اي که در اين ماه ها بازوي تبليغاتي جنبش سبز را تشکيل مي داد نيز دروغ است؟ آيا آن روز که در جلوي همين حضرات و در ميتينگ انتخاباتي نامزد سبز و در زمان نمايش تصاوير رحلت امام (ره)، جماعت حاضر به سوت زدن و کف  زدن پرداختند، باز هم «هيچ اتفاقي گزارش نشده بود»؟ چرا هيچ گاه در طي اين سال ها محکوميت هاي سازمان متولي آثار امام(ره) و با انتساب به بيت ايشان، چنين رويدادهاي تلخي را نشانه نمي رود؟ آيا فرزندان روح الله بايد ساکت بنشينند و سنگ زدن و سر شکاندن و شکستن شيشه بر سر دانشجويان را به حساب «دانشجويان» بگذارند؟ آيا آنکه از تشکيل برنامه رسمي بسيج دانشجويي دانشگاه جلوگيري مي کند، زشت ترين الفاظ و شعارها را درباره امام (ره) و رهبر انقلاب به کار مي برد و با انواع سلاح هاي سرد به دانشگاه مي آيد، «دانشجو» است؟ آيا آنکه دفتر بسيج دانشجويي پرديس ابوريحان دانشگاه تهران و اتاق هاي دانشجويان بسيجي ايشان را به آتش مي کشد و در بيانيه خود تلويحاً مسئوليت آن را به عهده مي گيرد، سزاوار نام «دانشجو»ست؟ آيا آنکه صندلي فلزي را در دانشکده فني بر سر همکلاسي خود رها مي کند؛ آنکه بر سر دانشجوي دانشکده هنرها - تنها به جرم دفاع از امام بزرگوار- سکه پرتاب مي کند و با هياهو مانع سخن گفتن او مي گردد، به دنبال «دانش» آمده است؟ بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران که سال­هاست منادي خردورزي، گفتگو و مباحثه معرفتي و سياسي در دانشگاه است و در اين روزها نيز، به گواهي موافق و مخالف، با قاطعيت در برابر آشوبگران ايستاد، معتقد است که غوغا سالاران ره به جايي نخواهند برد و نخواهند توانست ضعف استدلال و نقص برهانشان را در هياهو پنهان نمايند.

ملت بزرگوار ايران و اي امت روح الله!

انکارهاي پي در پي سران فتنه انگيزِ اين ماه ها و چشم بستن ايشان بر ساختار شکني ها، توهين ها و آشوب هاي عده اي در زير پرچم سبزشان، ما را بر آن داشت تا آنچه ديده ايم بر قلم جاري سازيم؛ چرا که  تحريف و دروغ عادت بدي است که در ماه هاي اخير به روالي عادي براي ملتهب ساختن فضا و مردم فريبي تبديل شده است. اگر آن روز که دروغ تقلب پراکنده شد و اگر آن روز که دروغ هاي پي در پي کشته شدن  منتشر مي گشت و اگر آن روز که شعار «نه غزه نه لبنان»، شعار بر آمده از آرمان هاي خميني کبير دانسته مي شد؛ حضرات سبز با بي­شرمي از آنها حمايت نمي کردند و به دروغ بودن آنها اذعان مي نمودند، کار به چنين روزي نمي کشيد.

ظاهراً پرچمداران اخلاق ، صداقت و راه امام (ره) تا زماني که بر خلاف همه شعارهاي خود با همه توان عمل ننمايند از ميدان بيرون نمي روند. امام ما (ره) پس از رحلت خود نيز مظلومانه در ميان بيت و دولتمردان زمان جنگ، با آماج توهين ها و تحريف ها قرار مي گيرد و حرمت خلف صالح او نيز در غربتي مضاعف بارها و بارها شکسته مي شود. باکي نيست که براي ايشان ولايت فقيه محملي بود که در زمان موافقت با رايشان بر آن گردن مي نهادند و امروز نيز مدت­هاست که در عملشان، ولايت فقيه، اين يادگار امام راحل(ره)، مصداقي ندارد!

ملت بزرگوار ايران و اي امت روح الله!

رهبر ما فرمود «اين انقلاب بي نام خميني در هيچ کجاي شناخته شده نيست» و ما فرزندان روح الله نخواهيم گذاشت که «جمل» سيرتان بر نقاب انتساب امام (ره) ريشه بر راه و انديشه ايشان زنند؛ آنها که خود شعار اخلاق مي دهند و اخلاق را به سخره مي گيرند، خود شعار صداقت مي دهند و دروغ سيره کلامي و رفتاريشان است و خود نداي وحدت و وفاق مي دهند و بزرگترين فتنه­ها را برانگيخته و از آشوب و خشونت حمايت مي کنند و بذر کينه را در دل­ها مي فشانند؛ شايسته چنين انتساب مقدسي نيستند. ما در کنار شما ملت ايستاده ايم تا آخرين پرده هاي نفاق را از چهره دروغ پردازان برگيريم، تا انقلاب به سرمنزل مقصود برسد و رسالت تاريخي خود را به انجام رساند.

«و سيعلموا الذين ظلموا ايّ منقلب ينقلبون»

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار