انقلاب اسلامي؛ محصول وحدت حوزه و دانشگاه
مهدي سعيدي- گروه انديشه؛ يکي از دستاوردهاي سيطره ي مغرب زمين بر سرزمين هاي اسلامي در دو سده ي اخير، شکل گيري دانش جديد تجربي مبتني بر ضديت با دين بود که توسط دانش آموختگان فرنگ رفته به سوغات آورده شد. دانشگاه هاي کشور نيز در چنين فضايي و مبتني بر چنين بنيان هايي شکل گرفت و تعارض با دين هر چند نه در ظاهر و به طور رسمي، اما در باطن و روح حاکم بر فضاي علمي دانشگاه حلول نمود.
اين در حالي بود که در پيشينه ي تاريخي اين سرزمين برخلاف مغرب زمين، شاهد شکوفايي و گسترش تمدني و توامان با آن رواج دينداري بوده و دين به عنوان عامل اصلي آباداني و توسعه، بسترساز شکل گيري تمدن عظيم اسلامي بوده است. اغلب دانشمندان و صاحبنظران علمي کساني هستند که پيش از عالم بودن به علوم طبيعي، در علوم ديني فقيه و صاحب نظر بوده و به عبارتي بهتر، سرچشمه ي علوم ايشان را در آموزه هاي ديني و تعاليم اسلامي بايد جستجو نمود.
اين پيوند و آميزش همه جانبه ي آموزه هاي علمي با تعاليم اسلامي، راه را براي هرگونه دوگانه انگاري علم و دين بسته و علم را در منشائي اسلامي و ديني جستجو ميکند. از اين منظر بسط و گسترش تمدن اسلامي با افزايش دينداري ارتباط مستقيم داشته و بزرگترين عامل انحطاط تمدن اسلامي را نيز در جدايي از دين چه در مرحله ي فهم و چه در مرحله ي عمل، بايد جستجو نمود.
با اين نگاه به پيشينه ي تاريخي نسبت ميان دين و علم بود که يکي از مقدمات لازم براي بازگشست به دوران باشکوه تمدني و رهايي از جهل استعماري و استبدادي توسط مبارزين انقلابي، پيوند برقرار کردن ميان دو پايگاه و مظهر اصلي علم و دين، يعني حوزه و دانشگاه معرفي گرديد و تأکيد شد تا زماني که اين دو مبتني بر نسخهاي استعماري در برابر هم تعريف گرديده و غايات و اهداف متعارضي را دنبال مينمايند و بيش از اينکه توان و قدرت موجود در هر دو مرکز در خدمت اهداف متعالي چون توسعه و آباداني کشور و سعادت ملت قرار گيرد، صرف رقابت و خنثي ساختن توان رقيب شود، نمي توان از فردايي بهتر سخن گفت!
به همين خاطر تلاش هاي هدفمندي در مسير آشتي بين علم و دين و از سويي ديگر بين حوزه و دانشگاه بداشته شد که اغلب توسط روحانيون جوان و فرهيخته ي منتسب به حضرت امام خميني(ره) صورت ميگرفت. آيت الله مطهري، آيت الله بهشتي، آيت الله مفتح، آيت الله باهنر، آيت الله خامنه اي و ... از جمله روحانيوني بودند که وارد محيط هاي دانشجويي شده و تلاش نمودند تا زمينه را براي تحقق عيني استراتژي "وحدت حوزه و دانشگاه" فراهم آورند. حضرت آيت الله خامنه اي به نقش اين گروه از روحانيون مبارز و آگاه چنين اشاره مي دارد:
«در دوران اختناق و در آن هنگامي كه دستگاه جبار براي جدا كردن روحانيون از تحصيل كرده ها، از تمام وسايل استفاده ميكرد، يك عده روحاني آگاه و عالم و عاقل و مصلحت بين و مصلحت شناس داشتيم كه ارتباطشان را با دانشگاه ها مستحكم كردند. بهترين جلسات سخنراني هاي علمايي مثل مرحوم آيت الله مطهري و امثال ايشان، در دانشگاه ها بود و مرحوم دكتر مفتح (رضواناللهعليه) يكي از پركارترين و فعال ترين اينگونه روحانيون بود.»(29/9/68)
تلاش هاي صورت گرفته توسط اين شخصيت هاي برجسته و ديگر اساتيد آگاه حوزه و دانشگاه، بستر را براي پيوند حوزه و دانشگاه فراهم آورد و در نهايت اين رهبري مسيحايي حضرت امام(ره) بود که توانست در آستانه ي انقلاب اسلامي دانشجو و طلبه را در صفوف متحد ملت ايران در برابر رژيم منحط پهلوي قرار داده و بزرگترين انقلاب اسلامي در عصر حاضر را که محصول وحدت حوزه و دانشگاه بود، به پيروزي برساند.
/انتهاي پيام/