حضرت رقيه(س)؛ ستاره درخشان شام
کد خبر:۵۳۰۰۰

حضرت رقيه(س)؛ ستاره درخشان شام

سن مبارك حضرت رقيه(ع) هنگام شهادت، طبق پاره‌اي از روايت‌ها سه سال بوده است؛ دختر كوچك امام حسين(ع) در روز پنجم ماه صفر سال 61 وفات كرد.

محدث خيبر، مرحوم حاج شيخ عباس قمي (قدس سره) از كامل بهايي (ج 2 ص 179) نقل مي‌كند كه زنان خاندان نبوت در حالت اسيري حال مرداني را كه در كربلا شهيد شده بودند بر پسران و دختران ايشان پوشيده مي‌داشتند و هر كودكي را وعده مي‌دادند كه پدر تو به فلان سفر رفته است و باز مي‌آيد ‌تا ايشان را به خانه يزيد آوردند.

دختركي بود سه يا چهار ساله،‌ شبي از خواب بيدار شد و گفت: پدر من حسين (ع) كجاست؟ اين ساعت او را به خواب ديدم. سخت پريشان بود.

زنان و كودكان جمله در گريه افتادند و فغان از ايشان برخاست.

يزيد خفته بود،‌ از خواب بيدار شد و از ماجرا سوال كرد. خبر بردند كه ماجرا چنين است. آن لعين در حال گفت: بروند سر پدر را بياورند و در كنار او نهند. پس آن سر مقدس را بياوريد و در كنار آن دختر چهار ساله نهادند. پرسيد اين چيست؟ گفتند: سر پدر توست. آن دختر بترسيد و فرياد برآورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسليم كرد.

بعضي گفته‌اند و شايد اتفاق افتاده باشد كه در شب دفن آن دختر مظلومه اهل بيت اطهار (ع)،‌ جناب ام كلثوم (ع) را ديدند كه قرار و آرام ندارد و با ناله و ندبه به دور خرابه مي‌گردد و هر چه تسلي مي‌دهند آرام نمي‌يابد. از علت اين بيقراري پرسيدند، ‌گفت: شب گذشته اين مظلومه در سينه من بود، ‌چون بيدار شدم ديدم كه بشدت گريه مي‌كند و آرام نمي‌گيرد‌، از سببش پرسيدم،‌ گفت: عمه جان،‌ آيا در اين شهر مانند من كسي يتيم و اسير و دربدر مي‌باشد؟ عمه جان، ‌مگر اينها ما را مسلمان نمي‌دانند، به چه جهت آب و نان را از ما مضايقه مي‌نمايند و طعام به ما يتيمان نمي‌دهند؟! اين مصيبت مرا به گريه آورده و طاقت خوابيدن ندارم.

منبع

- منتهي الامال،‌ محدث قمي،‌ ج 1 ص 317، ‌چاپ علميه اسلاميه
- مصباح الحرمين ص 371

پربازدیدترین آخرین اخبار