اي اهل کوفه...
هنگامى كه به كوفه رفت و از آنان يارى و كمك نديد، فرمود: اى گروه كوفيان، هلاكت و اندوه بر شما باد! در اين هنگام كه سرگشته و حيران، ما را به فريادرسى خود فراخوانديد و ما شتابان و آماده به فريادتان رسيديم، شما شمشيرى را كه از آن ماست به روى خود ما بركشيديد و آتشى را كه ما بر دشمن ما و شما برافروخته بوديم بر خود ما افروختيد و همه با هم يكدل و يكصدا به دشمنى با دوستان خود پرداختيد و بازو و ياور دشمنانتان شديد، بدون آن كه دشمنانتان در ميان شما عدالتى را برقرار سازند يا آرزويى از شما برآورده كنند و بىآن كه بدعتى از ما سرزده باشد و رأى و نظر سست و بىاساس از ما صادر شده باشد؛ پس بدانيد كه نفرين خدا بر شما باد! چرا هنگامى كه شمشيرها در نيام و خاطر ما آسوده و هنوز رأى و نظر ما پا نگرفته بود ما را به حال خود وانگذاشتيد؟ بلكه مانند انبوه ملخ هاى هم پرواز، بر آن شتافتيد و پروانهوار به سوى آن به پرواز درآمديد؛ پس هلاكت و آوارگى بر كسانى باد كه جزو طغيانگران امت و پس ماندههاى جنگ احزاب و بىاعتناشدگان به قرآن و بارورشدگان به شيطان و تحريفگران كلمات حق و خاموشكنندگان چراغ سنت ها و سازندگان حسب و نسب براى زنازادهها و استهزاگرانى كه قرآن را پاره پاره كردند.
به خدا سوگند! اين تنها گذاشتن رهبر، روش هميشگى و معروف شماست و رگ و ريشه شما بر آن روييده و بن و بيخ شما بر آن استوار شده است؛ پس شما براى باغبان خود بدترين ميوه گلوگير هستيد و براى رباينده خود لقمهاى چرب و گوارا.
هان! لعنت خدا بر پيمانشكنانى كه پيمان ها و سوگندها را پس از تحكيم و تثبيت آن بشكنند با آن كه خدا را بر آن ضامن و شاهد گرفته بودند.
هان! آن زنازاده پسر زنازاده ما را بر سر دو راهى قرار داده؛ انتخاب شريعت يا قبول خوارى و ذلت. ذلت پذيرى از ما به دور است! ذلت را نه خدا و پيامبرش بر ما مىپسندد و نه مؤمنان و نه آن دامان هاى پاك كه ما را پرورده است و نه انسان هاى غيرتمند و نه افراد سرافراز. آرى، اينان هرگز نمىپذيرند كه ما فرمانبردارى از فرومايگان را بر جانبازى رادمردان ترجيح دهيم.
اينك من با همين افراد اندك از نزديكان و بستگانم به پيش مىتازم، با آن كه دشمن سرسخت و پرشمار است و يارانم دست از يارى من كشيدهاند.
هان! ديرى نپايد مگر همان اندازه كه بر اسب سوار شدند و آسياب جنگ به چرخش درآيد و گردن ها آويزان گردد.
اين عهدى است كه پدرم مرا در جريان آن گذارده؛ پس شمار كار خود را فراهم كنيد و سپس تصميم خود را اجرا نماييد و مهلت ندهيد. من توكل بر خدايى نمودهام كه پروردگار من و شماست و هيچ جاندارى نيست مگر آن كه زمام امرش در دست پروردگار است. به راستى، پروردگارم بر راه راست است.(1)
1- ترجمه تحف العقول