پيامک (اس ام اس) محرم
کد خبر:۵۳۲۵۵

پيامک (اس ام اس) محرم

عاشورا، نقطه اوج اداي امانت انسان است، عاشورا نمايش قدرتِ روح در کوران حوادث و نشانه آرامش در توفان بلاهاست.

باز دلم غم گرفت دوباره ماتم گرفت
ماه محرم آمد تمام عالم گرفت

ديباچه عشق و عاشقي باز شود
دلها همه آماده پرواز شود
با بوي محرم الحرام تو حسين
ايام عزا و غصه آغاز شود

سلام من به محرم, محرم گل زهرا
به لطمه هاي ملائک به ماتم گل زهرا

بر سينه من نوشته بين الحرمين
نصف قلبم با ابالفضل، نصف ديگر با حسين

دل را اگر از حسين بگيرم چه کنم
بي عشق حسين اگر بميرم چه کنم
فردا که کسي را به کسي کاري نيست
دامان حسين اگر نگيرم چه کنم

کاش بوديم آن زمان کاري کنيم
از تو و طفلان تو ياري کنيم
کاش ما هم کربلايي مي شديم
در رکاب تو فدايي مي شديم
باز محرم رسيد، ماه عزاي حسين
سينه ما مي‌شود، كرب و بلاي حسين
كاش كه تركم شود غفلت و جرم و گناه
تا كه بگيرم صفا، من ز صفاي حسين

محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازي خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگوييد
دوباره شور عاشوار به پا شد

آبروي حسين به كهكشان مي ارزد
يك موي حسين بر دو جهان مي ارزد
گفتم كه بگو بهشت را قيمت چيست
گفتا كه حسين بيش از آن مي ارزد

ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد
بر دل فاطمه داغ عالم شد

پرسيدم: از حلال ماه، چرا قامتت خم است؟
آهي كشيد و گفت: كه ماه محرم است
گفتم: كه چيست محرم؟
با ناله گفت: ماه عزاي اشرف اولاد آدم است

با آب طلا نام حسين قاب کنيد
با نام حسين يادي از آب کنيد
خواهيد مه سربلند و جاويد شويد
تا آخر عمر تکيه بر ارباب کنيد
فرا رسيدن ماه محرم تسليت باد

عالم همه قطره اند و درياست حسين
خوبان همه بنده اند و مولاست حسين
عزاداريتان مقبول
در کلاس عاشقي عباس غوغا مي کند
در دل هر عاشقي عباس مأوا مي کند
هر کسي خواهد رود در مکتب عشق حسين
ثبت نامش را فقط عباس امضا مي کند

قيامت بي حسين غوغا ندارد
شفاعت بي حسين معنا ندارد
حسيني باش كه در محشر نگويند
چرا پرونده ات امضاء ندارد

کاش بوديم آن زمان کاري کنيم
از تو و طفلان تو ياري کنيم
کاش ما هم کربلايي مي شديم
در رکاب تو فدايي مي شديم

اردوي محرم به دلم خيمه به پا كرد
دل را حرم و بارگه خون خدا كرد

براي باغبان ياس آفريدند
علي را أشجع الناس آفريدند
وفا داري و مردي و شجاعت
يکي کردند و عباس آفريدند

به يكتايي قسم يكتاست عباس
به مردي شهره دنياست عباس
اگر چه زاده‌ ام‌البنين است
وليكن مادرش زهراست عباس

عالم همه محو گل رخسار حسين است
ذرات جهان در عجب از کار حسين است
داني که چرا خانه حق گشته سيه پوش
يعني که خداي تو عزادار حسين است

اشکم ز هجر روي تو خوناب شد حسين
مويم ز غصه رشته مهتاب شد حسين
هر جا کنار آب نشستم ز داغ تو
از بس که سوختم جگرم آب شد حسين

السلام اي وادي کرب و بلا
السلام اي سرزمين پر بلا
السلام اي جلوه گاه ذوالمنن
السلام اي کشته هاي بي کفن

همواره تجّسم قيام است حسين (ع)
در سينة عاشقان، پيام است حسين (ع)
در دفتر شعر ما، رديف است هنوز
دل چسب‌ترين شعر کلام است حسين (ع)

الحق که به ما درس وفا داد حسين (ع)
هر چيز که داشت بي‌ريا داد حسين (ع)
يعني که تأملي کنيد اي ياران !
آن هستي خود زکف چرا داد حسين (ع)؟

بر نيزه، سري به نينوا مانده هنوز
خورشيد، فرا ز نيزه‌ها مانده هنوز
در باغ سپيده، بوته بوته گل خون
از رونق دشت کربلا مانده هنوز

عطري كه از حوالي پرچم وزيده است
ما را به سمت مجلس آقا كشيده است
از صحن هر حسينيه تا صحن كربلا
صد كوچه بازكنيد محرم رسيده است

کربلا دارالنعيم زينب است
کعبه خود تحت حريم زينب است
عمر زينب فخر مولا بود و بس
او به زهرا المثني بود و بس

راه حسين، کوتاهترين راه رسيدن به بهشت است.

خون جاري عاشورا، تا ابديت در رگ و ريشه آزادگي جاري است.

حسين، ميزان سنجش صداقت آدمي است و قبول ولايت حسين، براتِ آزادي انسان از جهنم پليدي‌هاست.

عاشورا، عاشقانه اي آرام در قلب واقعه کربلاست.

حسين، زيباترين نامي است که در شناسنامه بشر نوشته اند.

عاشورا، صحنه نمايش فراگير و فشرده تماميت کارزار خوبي و بدي است.

عاشورا، عرضه اثبات ظفرمندي انسان خداگونه بر سپاه ابليس است.

حسين، تفسير بعثت، ترجمان نبوت و معناي امامت است.

عاشورا، تداوم رسالت انسان در پهنه خلقت است.

عاشورا، شراره عشق حق است که بر جان عاشقان حسين فرو مي ريزد.

اي خدا! جوششِ چشمه هاي عاشورا را در قلب ما جاري کن، و دل هاي ما را از زلال مهرش سيراب گردان.

محرم، ماه محرم شدن در پيشگاهِ خدا و مَحرم شدن، با حسينيان است.

عاشورا، انفجاري از نور بود و تابشي از حق، که بر انديشه ها تجسم کرد.

عاشورا، قرارگاه عشق است و پناهگاه عاشقان. کيست که از اين معبر عبور كند و قرار و پناه نگيرد؟

عاشورا، تکليف است و عاشورايي شدن عمل به تکليف.

هيچ نقطه اي در هويت هستي نيست که از حرکت و شعر و شعور عاشورايي خالي باشد.

عاشورا، از جاذبه ها دل کندن و به جذبه دوست رسيدن است.

محرم، ماه تجديد حيات بشريت است.

عاشورا يک نيم روز بيش نيست که در آن، شهادت به روشني بر سر تکليف خويش ايستاده است.

شهادت، طرحِ کربلاست و اسارت، شرح آن!

اين شمعِ وجودِ حسين است که محفلِ محرم را پيوسته روشن نگاه مي دارد.

حسين، نام آورترين نام و نامدارترين سردار بر چکاد روشني هاست.

حسين، تنديس ايمان و عشق الهي است.

عاشورا، مجمعِ عمومي حماسه سازان هستي است.

حسين(عليه السلام)، آرزوي جويندگان و آبروي يابندگان است.

محرم، حريم حرم خدا و حرمت سنت حسين(عليه السلام) است.

کربلا، عميق ترين زخمي است که بر پيکر زمين نشسته، و رساترين فريادي است که در دهليز تاريخ پيچيده است.

نخل ها، از سنگيني داغ تبار علي(عليه السلام) خميده اند.

حسين(عليه السلام)، حماسي ترين شاهنامه جهان است.

عاشورا، بغضِ گريه را مي شکند و جام سينه را از خون لبريز مي کند.

محرم، ماه آميختگي با حسين و آموختگي از حسين است.

محرم، تنها ماهي است که در تقويم ها با سرانگشت خونين ورق مي خورد.

تاسوعا، مقدمه جان‌فشاني و عاشورا، سرفصل دلباختگي در محضر حسين(عليه السلام) است.

براي شناخت و معرفت حسين(عليه السلام)، بايد از مرزِ تاسوعا و عاشورا گذشت.

حادثه عاشورا، کمر تاريخ را شکست و ماندگارترين باور را بر پهنه زمان نگاشت.

در نهمين منزل از ماه عاشقي، سيل اشک را به ميهماني خون دلِ دهمين منزل فرا مي خوانيم.

کربلا چرا تشنه اي؟ اين اشک زلال و شيرين نسل هاست که قطره قطره بر پهناي گونه دلت مي بارد.

محرم، سياه پوش لحظه هاي عاشوراست.

نام حسين(عليه السلام) را مشعل راهمان مي کنيم تا در بيراهه هاي پرپيچ و خم گمراهي، گم نشويم.

خون حسين(عليه السلام) و يارانش، قبله نماي کمال و سعادت است.

امروز، درِ بوستان‏سراىِ عاشورا، با مقتل‏خوانىِ گريه گشوده مى‏شود؛ پس «اى اشك‏ها بريزيد».

آسمان نينوا، در محضر اين همه خون، از وسعت آبىِ خويش شرمسار است.

عاشورا، جاده‏اى پر عبور براى عاشقانه‏هاى جگرسوزِ آب است.

امروز، دل‏ها در حُسن‏ختام زيارت عاشورا، سجده سجده در خون افتاده‏اند.

نگاه كن؛ حنجره قتلگاه، روبه‏روى آتش بوسه‏ها چه پاسخى دارد: «اين كشته فتاده به هامون حسين توست».

قدم به قدم، صداى «يا حسين» در كربلا كاشته شده است؛ مراقب باشيم روىِ حُرمت لاله‏ها پا نگذاريم!

پررنگ‏تر از خون، حديثى در عاشورا نوشته نشده است كه دل‏هاى كربلايى آن را بخوانند.

عطر تربت كربلا بر دوش قلم‏هاى عاشورايى نشسته است تا بنويسند: لبيك يا حسين!

عاشورا، صحن مطهرى بود كه اذن دخول آن، خون عباس(عليه السلام) است و توسل به باب الحوائج، كليد ارتباط با فلسفه عاشورا.

عاشورا، تولد دوباره حيات آدميّت و حماسه جاودان عشق و تجلّي زيباي توحيد است.

عاشورا، نقطه اوج اداي امانت انسان است، عاشورا نمايش قدرتِ روح در کوران حوادث و نشانه آرامش در توفان بلاهاست.

عاشورا تجلي‏گاه آرامش و اطمينان نفوس مطمئنه است، مشعل فروزانِ معرفت، فرا روي انسان‏ها است.

منبع: راسخون.

پربازدیدترین آخرین اخبار