چرا «سيدعلي» چون جدش به مسلخ شهادت نرفت؟
حوادث پس از انتخابات شباهتهاي چندي با وقايع زمان خلافت امام حسن(ع) و فاجعه جانگداز کربلا داشت. بسياري از مولفه هاي اين دو جريان مشابه و مطابق بودند. آمريکا و انگليس خيلي وقت است که نقش معاويه و يزيد را به خوبي ايفا مي کنند. نخبگان مردود اعم از خواص خاموش، ترسو و بي بصيرت هم در اين حوادث کم نبودند. نقش شمر و عمرسعد را هم سران فتنه سبز خيلي خوب برگزار کردند. اما چه شد که رهبري معظم انقلاب مجبور به صلح با معاويه زمانش نشد و فراتر از آن به قربانگاه کربلا نرفت؟
پاسخ خيلي ساده است. براي تکميل حلقه يزيدي علاوه بر خواص موصوف اعم از غافل و خائن، عوام هم بايستي پشت سر اين خواص حرکت کنند اما آنچه که در حوادث پس از انتخابات ظهور پيدا کرد عدم همراهي عوام با خواص بود. در واقع عوام با تربيت عاشورايي که توسط حضرت روح الله(ره) و مقام معظم رهبري صورت گرفته بود درمقابل اين فتنه واکسينه شدند و در معدود دفعاتي که تاريخ به خود ديده است، عوام از خواص جلو افتادند. اينکه چرا مردمان فعلي ايران مانند مردم کوفه پشت سر عمرسعد زمانشان قرارنگرفتند را در دو دليل مي توان خلاصه نمود:
اول آنکه مردمان زمان اباعبدالله(ع) بخاطر فتوحات گسترده سپاه اسلام، غرق در غنائم و ثروتها شدند و طبيعي است که بخاطر علقه مردم به اين ثروتها و اشرافيگري حاکمان به تدريج روح آرمانگرايي، تلاش، شجاعت و دينداري از ميان جامعه رخت بربندد و مسابقه تفاخر ميان مردم آغاز شود. امام حسين(ع) در جايي به اين معنا اشاره دارد و مي فرمايد شکم هاي اينان از حرام پرشده است و همين مانع از شنيدن حرف حق توسط آنان مي شود.
در ايران پس از انتخابات جزء کوچکي از عوام و البته جزء بزرگتري از خواص به همين درد تاريخي گرفتار بودند و اتفاقا همين اينان منشاء بسياري از اين آشوبگريها بودند. ترديدي نيست که بسياري از اعضاي عوام بدنه اقليت سبز را تهران نشينان ثروتمند که با روح ساده زيستي و زهد کاملا بيگانه بودند، تشکيل دادند اما اکثريت قريب باتفاق مردم ايران از چنين مرفه زيستي و اشرافيتي برخوردار نبودند و به همين دليل اسير لوازم رفاه زدگي و دنياشهوتي نشدند و جام زهر معروف را اين بار نه به امامشان بلکه به همان خواص مردود دادند.

اما دليل دوم خيلي مهمتر از دليل اول مي باشد. مهمترين تفاوتي که مردمان اين روزگار با کوفيان عصر امام حسين(ع) دارند آن است که مردم امروز در پيش روي خود الگو و فرهنگي به نام "واقعه کربلا" را دارند و امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري با تکيه بر اين فرهنگ، جامعه را بار آورده اند. فرهنگي که عواقب دنيادوستي و تنها گذاشتن امام را خيلي روشن، گوشزد مي کند. اما کوفيان خالق فاجعه قتل فرزند رسول الله و اهل بيت پاک و مطهرش، چنين فرهنگي را در پيش روي خود نداشتند و وقتي خود در حال شکل دهي اين فاجعه بودند به دليل همان دنيازدگي چشم هايشان بر اين پليدترين جناياتي که مرتکب شدند بستند تا لذت دنيايشان با تلنگر وجدان و گواهي فطرتشان خدشه دار نشود.
بايد مواظب بود و از اين نعمت بزرگ پروردگار متعال در اين عصر بخوبي صيانت نمود. فرهنگ ساده زيستي و تفاخر گريزي، رسم بسيار گران بهايي است که حاکمان با انتخاب آن مي توانند جامعه خود را از استحاله انسانيت به حيواني شدن نجات دهند. البته بايد توجه داشت که ترويج فرهنگ قناعت و زاهدانه زيستن به معناي توزيع و ترويج فقر نمي باشد کما اينکه اميرالمومنين نيز فقير نبود اما نماد تمام عيار يک انسان ساده زيست بود. رابطه مردم با فرهنگ عاشورا را نيز بايد مراقبت نمود. نبايد اجازه دهيم که اين حماسه بزرگ در ضمير مردم، نفلگي و نيست شدن امام حسين(ع) و يارانش، تصوير شود و يا اينکه شکل هايي مانند نحوه سينه زدن، زنجيرزدن، آرايش هيئت، علم، کتل، قمه و... هيئات را از محتوا و فلسفه عاشورا دور سازد./انتهاي پيام/