آری حسین بود که می گفت؛ آیا مرا می شناسید؟
کد خبر:۵۳۵۱۱
روز شمار محرم/نهم محرم؛

آری حسین بود که می گفت؛ آیا مرا می شناسید؟

محاصره خيمه ها در کربلا، آمدن امان نامه براي فرزندان ام البنين، در خواست تأخير جنگ از سوي امام حسين(ع)، آمدن لشکر تازه نفس به کربلا، خطابه امام حسين(ع) براي اصحابش، از وقايع روز نهم در کربلا بود.

خطبه امام حسين عليه السّلام در معرّفى خود

شما را به خدا سوگند مى‏دهم، آيا مرا مى‏شناسيد؟

گفتند: خدا را شاهد مى‏گيريم، آرى تو فرزند رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم و سبط او هستى.

فرمود: شما را به خدا آيا مى‏دانيد كه جدّ من رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم است؟

گفتند: آرى به خدا.

فرمود: شما را به خدا آيا مى‏دانيد كه مادرم فاطمه عليها السلام دختر محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم است؟

گفتند: آرى به خدا.

فرمود: شما را به خدا آيا مى‏دانيد كه پدرم على بن ابى طالب عليه السّلام است؟
گفتند: آرى به خدا.

فرمود: شما را به خدا آيا مى‏دانيد جدّه من خديجه عليها السّلام دختر خويلد نخستين زنى است كه به اسلام گرويد؟

گفتند: آرى به خدا.

فرمود: شما را به خدا آيا مى‏دانيد كه حمزه عليه السّلام سيّد شهيدان، عموى پدرم است؟

گفتند: آرى به خدا.

فرمود: شما را به خدا آيا مى‏دانيد كه جعفر طيّار در بهشت عمومى من است؟

گفتند: آرى به خدا فرمود: شما را به خدا آيا مى‏دانيد اين شمشيرى كه در دستم است، شمشير رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم است، كه من آن را به همراه گرفته‏ام؟

گفتند: آرى به خدا.

فرمود: شما را به خدا آيا مى‏دانيد كه اين عمامه كه بر سر دارم، عمامه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم است و من آن را پوشيده‏ام؟

گفتند: آرى به خدا.

فرمود: شما را به خدا آيا مى‏دانيد كه على عليه السّلام نخستين انسانى بود كه مسلمان شد و بيشتر از همه مردم داراى علم بود، و حلمش از همه وسيعتر بود، و او رهبر هر مرد و زن با ايمان است؟

گفتند: آرى به خدا.

فرمود: پس چرا ريختن خون مرا مباح مى‏دانيد؟ با اينكه پدرم فرداى قيامت، حوض كوثر را در اختيار دارد، و گروهى را از نوشيدن آب دور سازد، همان گونه كه شتر تشنه را از آب باز دارند، و در روز قيامت پرچم سپاس و تقدير در دست او است؟

گفتند: آرى همه اينها را مى‏دانيم، ولى ما تو را رها نمى‏كنيم تا مرگ را با لب تشنه بچشى؟

گريه جانسوز بانوان حرم‏

پس از آنكه امام حسين عليه السّلام اين خطبه را به پايان رسانيد، و دشمنان آن گونه پاسخ دادند، دختران امام حسين عليه السّلام و زينب عليها السلام سخن‏ (جانسوز و غريبانه) امام حسين عليه السّلام را شنيديد، سخت منقلب شده و به شدّت گريه كردند، شيون نمودند و سيلى بر صورت مى‏زدند، و صداهايشان به گريه بلند شد.

امام حسين عليه السّلام برادرش عبّاس عليه السّلام و پسرش على عليه السّلام را براى آرام كردن بانوان به سوى آنها فرستاد و فرمود: آنها را آرام كنيد، به جانم سوگند گريه‏هاى بسيارى در پيش دارند!

منبع: غم نامه کربلا.

پربازدیدترین آخرین اخبار