حق و باطل در قرآن
کد خبر:۵۳۶۰۸
إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقاً؛

حق و باطل در قرآن

باطل توخالى، پر سر و صدا، آلوده، بى فايده و بى ثمر است، و عمرى كوتاه دارد؛ امّا حق مفيد، پرثمر، پاك، تميز، زيبا، مايه حيات و آبادى است و عمرى طولانى و دراز دارد.

بهترين تعريف و تصويرى كه مى توان از حقّ و باطل ارائه كرد، همان مثالى است كه خداوند متعال در آيه شريفه 17 سوره رعد مطرح كرده است. مى‌فرمايد:

«(أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رَّابِياً وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِى النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْيَة أَوْ مَتَاع زَبَدٌ مِّثْلُهُ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِى الاَْرْضِ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللهُ الاَْمْثَالَ)

(خداوند) از آسمان آبى فرستاد و از هر درّه و رودخانه‌اى به اندازه آنها سيلابى جارى شد؛ سپس سيل بر روى خود كفى حمل كرد، (همچنين) و از آنچه (در كوره‌ها،) براى بدست آوردن زينت آلات يا وسايل زندگى، آتش بر آن مى‌افروزند، كف‌هايى مانند آن به وجود مى‌آيد.

خداوند، حق و باطل را چنين مثالى مى زند؛ سرانجام كف‌ها به بيرون پرتاب مى‌شوند، ولى آنچه به مردم سود مى رساند؛ (آب يا فلز خالص) در زمين مى‌ماند، خداوند اين چنين مثال مى زند.

طبق آنچه در آيه بالا آمد، باطل توخالى، پر سر و صدا، آلوده، بى فايده و بى ثمر است و عمرى كوتاه دارد؛ امّا حق مفيد، پرثمر، پاك، تميز، زيبا، مايه حيات و آبادى است، و عمرى طولانى و دراز دارد، بى شك تعريفى زيباتر و گوياتر از تعريف فوق براى حق و باطل نمى توان بيان كرد.

در آيه شريفه 62 سوره حج سخن از تدبير جهان هستى به ميان آمده و در آيه بعد، حقِّ مطلق، ذات پاك خداوند متعال بيان شده است كه مى‌فرمايد:

«(ذَلِكَ بِأَنَّ اللهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللهَ هُوَ الْعَلِىُّ الْكَبِيرُ؛ اين بخاطر آن است كه خداوند حقّ است و آنچه را غير از او مى‌خوانند باطل است و خداوند بلند مرتبه و بزرگ است».

آرى مهم ترين حق در جهان هستى ذات پاك خداوند متعال است و هر موجودى به هر اندازه با پروردگارش ارتباط برقرار كند و به او نزديك شود، كسب حقّانيّت مى‌كند.

قرآن مجيد حق است، چون كلام خداوند است، پيامبران حقّند، چون فرستادگان خداوند هستند، حكومت صحيح اسلامى حقّ است، چون سمت و سوى آن خدايى است و در مقابل، ظالمان، ستمگران، دزدان و وابستگان به دنيا و مانند آن باطلند، چون از خداوند فاصله گرفته و غير خداوند را خوانده‌اند.

هنگامى كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مكّه را فتح كرد و وارد كعبه شد، 360 بت در داخل خانه خدا وجود داشت كه متعلّق به 360 قبيله از قبايل مكّه و اطراف آن بود؛ حضرت تك تك بت ها را با چوب دستى خود بر زمين انداخت و آيه شريفه (جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقاً)(1) را تلاوت كرد.(2)

آرى! توحيد و يكتاپرستى كه بهترين و صحيح ترين نوع ارتباط با پروردگار جهانيان است؛ حق و شرك و بت پرستى باطل است.

اينكه در ايّام دهه فجر انقلاب اسلامى ايران آيه فوق زياد تكرار مى شود، بدان جهت است كه حكومت طاغوت كه باطل و مروّج فساد، فحشا، وابستگى، ويرانى و حيف و ميل كردن بيت المال بود، رفت و حكومت اسلامى كه حق است، آمد و جايگزين آن شد و هر چه حكومت اسلامى عادلانه‌تر و كامل‌تر باشد و بيشتر در مسير دين گام بر دارد به همان اندازه كسب حقّانيّت مى كند.

1 . اسراء، آيه 81 ; ترجمه: «حق آمد و باطل نابود شد؛ زيرا باطل نابود شدنى است».

2 . به تفسير نمونه، ج 12، ص 235، ذيل آيه فوق مراجعه كنيد.

- برگرفته شده از کتاب اهداف قيام حسيني. 

پربازدیدترین آخرین اخبار