حسين(ع) آنگونه رفت تا تو نيز آنگونه روي!
امام حسين(ع) در راه محبت خدا از همه هستى خود گذشت، مال، اهل، اولاد و حتى جسد شريفش را پس از شهادت در راه خدا داد، و تمام اهل و اولاد خود را در اين راه بخشيد، حتى طفل شير خوارهاش را و بر همه مصيباتى كه بر بدن شريفش وارد آمد صبر كرد و خلاصه آنكه او همه هستى خود را براى خدا بخشيد.
شهيد و كشته در عالم زياد است، ولى مقتولين و شهداء هر يك به يك نوع كشتن، كشته مىشوند؛ مثل ذبح، نحر، حزن، گرسنگى و امثال آن، ولى حسين ابن على(ع) در روز عاشورا به جميع اينها كشته شد.
شدت عطش آن بزرگوار در آن روز به حدى بود كه اگر كسى بگويد عطش آن امام(ع) به اندازهاى بود كه اگر ميان اهل عالم تقسيم شود همه از تشنگى مىميرند، كسى نمىتواند نفى كند؛ زيرا در بيان شدت عطش آن بزرگوار در آن روز تعبيرات و بياناتى از خداى متعال در احاديث قدسى و از خود آن بزرگوار رسيده كه عقل را توان درك آن نيست؛ به عنوان مثال در حديث قدسى در بيان واقعه عاشورا آمده است كه كوچك آنها را عطش از پاى در مىآورد و از شدت عطش ميميرد و بزرگ آنها از شدت عطش پوست بدنش جمع مىشود.
حال فكر نما كه چگونه عطشى بوده كه پوست بدن از شدت آن جمع شده است و يا اين سخن كه مىگويد: عطش بين او و آسمان هم چون دود حايل گشته بود و يا سخن آن بزرگوار در روز عاشورا كه مىفرمود: جرعه آبى به من بياشاميد كه جگرم از سوز عطش ريز ريز گشته است.
چگونه مىشود كه جگر از شدت تشنگى ريز ريز شود، مگر اينكه از شدت عطش پخته شود و رطوبتى در آن باقى نماند، به گونهاى كه از شدت خشكى ريز ريز شود.
باز بسيارى بودهاند كه اهل و فرزندانشان كشته شدهاند؛ ولى چه كسى را خانوادهاى مثل اهل اولاد ابى عبد اللّه عليه السّلام بوده است و كجا كسى را فرزندى چون فرزند آن بزرگوار بوده كه شبيهترين افراد از حيث خلق و گفتار بر رسول خدا(ص) باشد، چرا كه اين مرتبهاى بزرگ و درجهاى نزديك به درجه امامت و يا مقارن و مساوى با او است.
همچنين بسيار بودهاند كساني كه اهل و عيال آنها اسير گشته ولى كجا اسيرانى مثل امام زين العابدين(ع) و زينب و سكينه و ام كلثوم بودهاند و كجا رفتارى كه با اينها شده با ديگران شده است.
بسيارند كساني كه سرشان بر نيزه رفته ولى آنچه با سر فرزند رسول خدا(ص) شد بر سر چه كسى رفته است.
خلاصه آنكه اگر انسان در اين واقعه بينديشد صبر و استقامت آن حضرت را در تحمل اين مصيبتها خارق العاده مىيابد و لذا ملائكه آسمانها از صبر و پايدارى آن امام تعجب كردند؛ زيرا بدن هر چه هم كه قوى باشد نمىتواند آنچه را كه بر بدن آن بزرگوار رسيد، تحمل كند و دل را ياراى آنچه بر قلب آن عزيز رسيد، نيست و بدن و قلب از بعضى از آنچه بر آن حضرت گذشت، ميميرد و با مرگ از تحمل سختيها راحت ميشود، ولى آن بزرگوار زنده بود و شدائدى را كه هر كدامش باعث مرگ انسان است، تحمل كرد؛ به گونهاى كه مىتوان گفت آن بزرگوار هفتاد مرتبه و بلكه بيشتر كشته شد.(1)
1- أسرار الصلاة.