سردار آن است که سرش بر دار است
کد خبر:۵۳۷۴۵
روز شمار محرم/ دوازدهم محرم

سردار آن است که سرش بر دار است

در روز دوازدهم محرم شهداي کربلا توسط امام سجاد(ع) دفن شدند و کاروان اهل بيت(ع) وارد کوفه شدند.

دفن شهداي کربلا

مرحوم «شيخ مفيد» در ارشاد مى فرمايد: عمر بن سعد در سال 61 هجرى قمرى از كربلا به سمت كوفه روانه شد، جماعتى از بنى اسد كه در اراضى غاضريه منزل داشتند به کربلا آمدند و بر اجساد شهدا نماز خواندند و حضرت را در همان موضعى كه معروف است، دفن، و حضرت على ابن الحسين(عليه السلام) را در پايين پاى حضرت دفن كردند و براى ساير شهدا حفره اى در پايين پاى حضرت كندند و آنها را در آن دفن كردند.

اما شيعه بر اين عقيده است كه حضرت زين العابدين(عليه السلام) به كربلا آمد و نماز خواند و آنها را دفن كرد.

چنان كه امام رضا(عليه السلام) در جواب گروه واقفيه تصريح كرده كه در صفحه 104 انصار الحسين توضيح داده شده و در صفحه 225 بصائر الدرجات در ضمن حديثى از امام صادق(عليه السلام) استفاده مى شود كه در مواقع دفن سرور شهيدان، امام حسين(عليه السلام)، پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) و حضرت على(عليه السلام) و امام حسن (عليه السلام) و امام سجاد (عليه السلام) و ملائكه حضور داشتند و يارى مى كردند.

ورود اهل بيت(ع) به کوفه

چون به ابن زياد خبر رسيد كه اهل بيت (عليهم السلام) به كوفه نزديك شده اند امر كرد سرهاى شهدا را كه عمر بن سعد از پيش فرستاده بود خارج كرده و نزد اهل بيت(عليهم السلام) برند و در كوچه و بازار بگردانند تا سلطنت يزيد بر مردم معلوم شود.

مردم كوفه چون از ورود اهل بيت(عليهم السلام) خبردار شدند از كوفه بيرون آمدند و اهل بيت(عليهم السلام) را سوار بر شتران وارد كوفه كردند، در حالى كه زنان كوفه براى تماشا بالاى بامها رفته بودند. زنى از بام صدا زد: من اىّ الاسارى انتنّ شما از كدام مملكت و قبيله هستيد؟ گفتند: نحن اسارى آل محمد(صلى الله عليه وآله). چون آن زن اين را شنيد هر چه چادر و مقنعه داشت درآورد و بر ايشان پخش كرد. مخدّرات گرفتند و خود را با آنها پوشانيدند.

به روايت مسلم گچكار قريب به چهل محمل روى چهل شتر قرار داشت كه زنان و اطفال بر آن سوار بودند و امام سجّاد(عليه السلام) در حالى كه مريض بودند و خون از رگ هاى گردنشان جارى بود، بر شترى برهنه سوار بودند.

سهل گويد: چون وارد كوفه شدم، ديدم بوق مى زدند و پرچم ها را افراشته بودند كه ناگاه لشكر وارد شد و سرهاى شهدا را كه بر فراز نيزه نصب كرده بودند، آوردند.

امام در نوك نيزه آيه مباركه را تلاوت مى كرد:(اَمْ حَسِبْتَ أَنّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الْرَقيمِ كانُوا مِنْ اياتِنا عَجَباً) سهل گويد: گريه كنان گفتم: يا ابن رسول اللّه رأسك اعجب يعنى تكلّم رأس شريف تو از قصه اصحاب كهف و رقيم عجيب تر است. سپس حضرت زينب(عليها السلام) مردم را امر به سكوت، و شروع به خواندن خطبه اى كرد.(1)

1-حوادث الايام

پربازدیدترین آخرین اخبار